حدیث دربارهمحشور شدن فاطمه

عيون أخبار الرضا بإسناده عن الحسين بن عليّ عن عليّ بن أبي طالب عليهماالسلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: تُحشَرُ ابنَتي فاطِمَةُ وعَلَيها حُلَّةُ الكَرامَةِ، وقَد عُجِنَت بِماءِ الحَيَوانِ ۱، فَيَنظُرُ إلَيهَا الخَلائِقُ فَيَتَعَجَّبونَ مِنها. ثُمَّ تُكسى أيضا مِن حُلَلِ الجَنَّةِ ألفَ حُلَّةٍ، مَكتوبٌ عَلى كُلِّ حُلَّةٍ بِخَطٍّ أخضَرَ: «أدخِلوا بِنتَ مُحَمَّدٍ الجَنَّةَ عَلى أحسَنِ صورَةٍ وأحسَنِ كَرامَةٍ وأحسَنِ مَنظَرٍ»، فَتُزَفُّ إلَى الجَنَّةِ كَما تُزَفُّ العَروسُ، فَيُوَكَّلُ بِها سَبعونَ ألفَ جارِيَةٍ. ۲
عيون أخبار الرضا عليه السلامـ به سندش، از امام حسين، از امام على عليهماالسلام ـ: پيامبر خدا فرمود: «دخترم فاطمه، در حالى محشور مى شود كه جامه كرامت به تن دارد؛ جامه اى كه با آب حيات، عجين شده است و مردم به آن مى نِگرند و از آن به شگفت مى آيند. سپس، دوباره از جامه هاى زَربَفت بهشتى، هزار جامه بر او مى پوشانند و بر هر جامه به خطّى سبز نوشته شده است: دختر محمّد را با بهترين صورت و نيكوترين بزرگداشت و به زيباترين شكل، به بهشت درآوريد. پس همچون عروس شبِ زفاف، او را به بهشت مى برند و هفتاد هزار بانوى خدمتكار به خدمت وى مى گمارند».
۱.الحيوانُ: أي دارُ الحياة الدائمة (تاج العروس: ج 19 ص 356 «حيى»).
۲.عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 30 ح 38 عن داوود بن سليمان الفرّاء عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام: ص 122 ح 79، دلائل الإمامة: ص 155 ح 69 كلاهما عن أحمد بن عامر عن الإمام الرضا عن آبائه عنه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 43 ص 221 ح 6؛ تاريخ دمشق: ج 13 ص 334 ح 3297 عن داوود بن سليمان القاري عن الإمام الرضا عن آبائه عنه عليهم السلام.

احادیث دیگر این موضوع

۲
دلائل الإمامةـ به سندش، از امام حسين، از امام على عليهماالسلام، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ: چون روز قيامت شود، منادى ندا مى دهد: «اى مردم! ديده هايتان را فرو بخوابانيد و سرهايتان را پايين بيندازيد تا فاطمه دختر محمّد، بگذرد». پس، نخستين كسى كه پوشانده مى شود و دوازده هزار حوريه از بهشت به استقبالش مى آيند و نيز پنجاه هزار فرشته، سوار بر مَركب هايى از ياقوت كه بال ها و زمام هايشان از مرواريد نو و ركاب هايشان از زِبَرجد و جهازشان از درّ است و بر هر جهازى، فرشى از ابريشم گسترده است، تا او را از صراط بگذرانند و به بهشت درآورند و بهشتيان، همديگر را به آمدنش مژده مى دهند. فاطمه عليهاالسلام، بر صندلى اى از نور مى نشيند و آنان، گِرد او مى نشينند. آن، بهشتِ فردوس است كه سقفش عرش رحمان است و در آن، دو قصر است: قصرى سفيد و قصرى زرد، از مرواريدِ يك شكل. در قصر سفيد، هفتاد هزار خانه براى محمّد صلى الله عليه و آله و خاندان اوست و در قصر زرد، هفتاد هزار خانه براى ابراهيم عليه السلام و خاندان اوست. سپس، خداوند عز و جل، فرشته اى براى او روانه مى كند كه پيش از آن براى هيچ كس نفرستاده است و به سوى كسى پس از او نيز روانه نمى كند و [فرشته]مى گويد: «پروردگارت به تو سلام مى رسانَد و مى گويد: از من بخواه». فاطمه عليهاالسلام مى گويد: او سلام است و سلامت، از اوست. نعمتش را بر من تمام، كرامتش را برايم مهيّا و بهشتش را برايم روا كرده و مرا بر بقيه خلقش برترى داده است. از او [حقّ شفاعت] فرزندان و دودمانم و هر كس كه پس از من، آنان را دوست داشته و به خاطر من، رعايتشان كرده است، مى خواهم. پس خداوند به آن فرشته و در همان جا وحى مى كند كه: «به او خبر بده كه من، او را در حقّ فرزندان و نسل و دوستداران و رعايت كنندگان آنها پس از او، شفيع قرار دادم». فاطمه عليهاالسلام مى گويد: ستايش، خدايى راست كه اندوهم را بُرد و چشمم را روشن داشت. پس خداوند، بدان، چشم محمّد صلى الله عليه و آله را روشن مى دارد.