حدیث دربارهگوناگونى پيشوايان

الفتوح:سارَ [الحُسَينُ عليه السلام] حَتّى إذا بَلَغَ ذاتَ عِرقٍ ۱، فَلَقِيَهُ رَجُلٌ مِن بَني أسَدٍ يُقالُ لَهُ بِشرُ بنُ غالِبٍ، فَقالَ لَهُ الحُسَينُ عليه السلام: مِمَّنِ الرَّجُلُ؟ قالَ: رَجُلٌ مِن بَني أسَدٍ. قالَ: فَمِن أينَ أقبَلتَ يا أخا بَني أسَدٍ؟ قالَ: مِنَ العِراقِ. فَقالَ: كَيفَ خَلَّفتَ أهلَ العِراقِ؟ قالَ: يَابنَ بِنتِ رَسولِ اللّهِ، خَلَّفتُ القُلوبَ مَعَكَ وَالسُّيوفَ مَعَ بَني اُمَيَّةَ! فَقالَ لَهُ الحُسَينُ عليه السلام: صَدَقتَ يا أخَا العَرَبِ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى يَفعَلُ ما يَشاءُ، ويَحكُمُ ما يُريدُ. فَقالَ لَهُ الأَسَدِيُّ: يَابنَ بِنتِ رَسولِ اللّهِ، أخبِرني عَن قَولِ اللّهِ تَعالى: «يَوْمَ نَدْعُواْ كُلَّ أُنَاسِ بِإِمَـمِهِمْ» ۲ . فَقالَ الحُسَينُ عليه السلام: نَعَم يا أخا بَني أسَدٍ، هُما إمامانِ: إمامُ هُدىً دَعا إلى هُدىً، وإمامُ ضَلالَةٍ دَعا إلى ضَلالَةٍ، فَهَدى مَن أجابَهُ إلَى الجَنَّةِ، ومَن أجابَهُ إلَى الضَّلالَةِ دَخَلَ النّارَ. ۳
الفتوح:امام حسين عليه السلام رفت تا به ذات عِرق ۴ رسيد. در آن جا مردى از بنى اسد به نام بِشْر بن غالب را ديد و از او پرسيد: «از كدام قبيله اى؟». گفت: از بنى اسد. فرمود: «اى برادر بنى اسدى! از كجا مى آيى؟». گفت: از عراق. فرمود: «وقتى عراقيان را ترك كردى، چگونه بودند؟». گفت: اى فرزند دختر پيامبر خدا، آنها را در حالى پشتِ سر نهادم كه دل هايشان با تو و شمشيرهايشان با بنى اميّه بود. امام حسين عليه السلام به او فرمود: «اى برادر عرب! راست گفتى. خداى ـ تبارك و تعالى ـ هر چه بخواهد، مى كند و هر چه اراده كند، حكم مى رانَد». مرد اسدى به امام عليه السلام گفت: اى فرزند دختر پيامبر خدا! از سخن خداى متعال به من خبر ده: «روزى كه هر دسته از مردم را با پيشوايشان فرا مى خوانيم» . امام حسين عليه السلام فرمود: «آرى، اى برادر بنى اسدى! آنها دو گونه پيشوا هستند: پيشواىِ هدايت كه به هدايت فرا مى خواند و پيشواى گم راهى كه به بيراهه فرا مى خوانَد. هر كس، دعوت پيشوايى هدايت را پاسخ دهد، به بهشتْ رهنمون مى شود و هر كس، به پيشواى گم راهى پاسخ گويد، به دوزخ درمى آيد».
۱.ذات عرق: مهلّ أهل العراق، وهو الحدّ بين نجد وتهامة. وقيل: عرق جبل بطريق مكّة، ومنه ذات عرق (معجم البلدان: ج 4 ص 107).
۲.الإسراء: 71.
۳.الفتوح: ج 5 ص 69، مقتل الحسين للخوارزمي: ج 1 ص 220 وفيه «فهذا ومن أجابه إلى الهدى في الجنّة وهذا ومن أجابه إلى الضلالة في النار» بدل «فهدى من أجابه. إلخ»؛ تسلية المجالس: ج 2 ص 233.
۴.ذات عِرق، در حدّ فاصل بيابان نجد در شمال عربستان و سرزمين تهامه واقع شده و ميقات عراقيان است. نيز گفته شده كه كوهى در راه مكّه است.

احادیث دیگر این موضوع

۲
الخرائج والجرائحـ به نقل از ابو حمزه، از امام زين العابدين، از امام حسين عليهماالسلامـ: چون على عليه السلام خواست به نهروان برود، از كوفيان خواست كه بسيج شوند و به آنان فرمان داد كه در مدائن مدائن، شهرى است كه انوشيروان ساخت و خود و پادشاهان ساسانى پس از او، در آن، سُكنا گزيدند و اكنون، شهركى است كه تا بغداد، شش فرسنگ فاصله دارد. اردو بزنند؛ امّا شَبَث بن ربِعى، عمرو بن حُرَيث، اشعث بن قيس و جرير بن عبد اللّه بَجَلى، كاهلى كردند و گفتند: آيا به ما اجازه مى دهى كه چند روزى ديرتر از تو حركت كنيم تا برخى كارهايمان را انجام دهيم و سپس به تو ملحق شويم؟ امام عليه السلام به آنان فرمود: «اين را كه كرده ايد. اى بزرگان، بدا به حالتان! به خدا سوگند، شما هيچ كارى نداريد كه به خاطر آن، تخلّف كنيد و من مى دانم كه در دل هايتان چه مى گذرد و برايتان مى گويم. مى خواهيد كه مردم را از همراهى من، باز داريد و گويى مى بينم كه در خَوَرنَق، كاخى در پشت حيره بوده است كه نعمان بن امرئ القيس به سنمّار، معمار مشهور، فرمانِ ساخت آن را داد. سفره خوراكتان را مى گستريد و سوسمارى از كنارتان مى گذرد و بچّه هايتان را فرمان مى دهيد تا آن را صيد كنند و مرا از خلافت، خلع و با او بيعت مى كنيد». سپس، امام عليه السلام به مدائن رفت و آنان هم به خَوَرنَق رفتند و خوراكى آماده كردند و هنگامى كه بر سرِ سفره پهن شده خود بودند، سوسمارى از كنار آنان گذشت. به كودكان خود فرمان دادند كه آن را بگيرند و در بندش كنند و [به نشانه بيعت]دست بر دستش كشيدند، همان گونه كه على عليه السلام خبر داده بود. سپس به مدائن رو كردند. اميرمؤمنان به آنان فرمود: «براى ستمكاران، بدترين فرجام است. بى گمان، خداوند، روز قيامت، شما را با پيشوايتان، سوسمارى كه با آن بيعت كرديد، برمى انگيزد و گويى روز قيامت را مى بينم كه آن سوسمار، شما را به سوى دوزخ مى كشد». سپس فرمود: «اگر با پيامبر خدا منافقانى بودند، با من هم منافقانى هستند. هان! به خدا سوگند، اى شَبَث و پسر حُرَيث! با پسرم حسين مى جنگيد. پيامبر خدا، چنين به من خبر داد».