ادب سعى
7 حدیث
مُعاوِيَةُ بنُ عَمّارٍ عَن أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله حينَ فَرَغَ مِن طَوافِهِ ورَكعَتَيهِ قالَ: أبدَأُ بِما بَدَأَ اللّهُ عَزَّوجَلَّ بِهِ مِن إتيانِ الصَّفا، إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ يَقولُ: «إنَّ الصَّفا والمَروَةَ مِن شَعائِرِ اللّهِ» .
قالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: ثُمَّ اخرُج إلَى الصَّفا مِنَ البابِ الَّذي خَرَجَ مِنهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهـ وهُوَ البابُ الَّذي يُقابِلُ الحَجَرَ الأَسوَدَ ـ حَتّى تَقطَعَ الوادِيَ، وعَلَيكَ السَّكينَةُ والوَقارُ، فَاصعَد عَلَى الصَّفا حَتّى تَنظُرَ إلَى البَيتِ وتَستَقبِلَ الرُّكنَ الَّذي فيهِ الحَجَرُ الأَسوَدُ، واحمَدِ اللّهَ وأثنِ عَلَيهِ.
ثُمَّ اذكُر مِن آلائِهِ وبَلائِهِ وحُسنِ ما صَنَعَ
امام صادق عليه السلام ـ به روايت معاوية بن عمار ـ: رسول خدا صلى الله عليه و آله وقتى از طواف و دو ركعت نماز آن فراغت يافت، فرمود: از جايى آغاز مى كنم كه خداوند به آن آغاز كرده است، خداوند بزرگ مى فرمايد: صفا و مروه از شعائر خداست .
امام صادق فرمود: سپس به سوى صفا بيرون رو، از همان درى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بيرون رفت، از درى كه مقابل حجر الأسود است، تا آن وادى را با آرامش و وقار طى كنى. پس بر صفا بالا برو تا به كعبه بنگرى و رو به ركنى باشى كه حجر الأسود در آن است. پس خدا را حمد و ثنا گفته، نعمتها و نيكى هايش را نسبت به تو، تا آن جا كه بتوانى يادكن، سپس هفت بار «اللّه اكبر»، هفت بار «الحمد للّه» و هفت بار «لا اله الا اللّه» بگو و سه مرتبه چنين بگوى:
«جز خداى يكتا، معبودى
۱.الكافي: 4 / 431 / 1، التهذيب: 5 / 145 / 481، وراجع سنن الترمذيّ: 5 / 208 / 2965.
جابِرُ بنُ عَبدِاللّهِ:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ إذا وَقَفَ عَلَى الصَّفا يُكَبِّرُ ثَلاثًا، ويَقولُ:
«لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ ولَهُ الحَمدُ وهُوَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ»، يَصنَعُ ذلِكَ ثَلاثَ مَرّاتٍ، ويَدعو ويَصنَعُ عَلَى المَروَةِ مِثلَ ذلِكَ ۱.
جابر بن عبداللّه:رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگاه بر صفا مى ايستاد، سه بار تكبير مى گفت و مى گفت: «جز خداى يكتا معبودى نيست، شريكى ندارد. سلطنت و ستايش از آنِ اوست و او بر هرچيز تواناست». و اين كار را سه بار انجام مى داد و دعا مى خواند و مانند همين را در مروه نيز انجام مى داد.
۱.الموطّأ: 1/372/127، سنن النسائيّ: 5/240، السنن الكبرى: 5 / 151 / 9335 نحوه، وراجع الكافي: 4 / 432 / 2.
جابِرُ بنُ عَبدِاللّهِـ في ذِكرِ حَجَّةِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: ثُمَّ خَرَجَ مِنَ البابِ إلَى الصَّفا، فَلَمّا دَنا مِنَ الصَّفا قَرَأَ: «إنَّ الصَّفا والمَروَةَ مِن شَعائِرِ اللّهِ» أبدَأُ بِما بَدَأَ اللّهُ بِهِ، فَبَدَأَ بِالصَّفا فَرَقِيَ عَلَيهِ، حَتّى رَأَى البَيتَ فَاستَقبَلَ القِبلَةَ، فَوَحَّدَ اللّهَ وكَبَّرَهُ وقالَ:
«لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وَحدَهُ لاَ شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ ولَهُ الحَمدُ يُحيي ويُميتُ وهُوَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ، لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وَحدَهُ، أَنجَزَ وَعدَهُ، ونَصَرَ عَبدَهُ، وهَزَمَ الأَحزَابَ وَحدَهُ». ثُمَّ دَعا بَينَ ذلِكَ، وقالَ مِثلَ هذا ثَلاثَ مَرّاتٍ.
ثُمَّ نَزَلَ إلَى المَروَةِ، حَتّى إذَا انصَبَّت قَدَماهُ في بَطنِ الوادِي سَعى،
جابر بن عبداللّه، حديثِ حج پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را نقل كرده، مى گويد:سپس از در مسجدالحرام به طرف صفا بيرون رفت. چون به صفا نزديك شد، آيه «إنّ الصفا و المروة من شعائر اللّه» را خواند و فرمود: به آنچه خدا آغاز كرده، آغاز مى كنم. پس از صفا شروع كرد. بالاى آن رفت، تا آن جا كه خانه خدا را ديد، پس لا اله الا اللّه و تكبير گفت و فرمود:
«هيچ معبودى جز خدا نيست، تنهاى بى شريك، سلطنت و ستايش از آنِ اوست. زنده مى كند و مى ميراند و او بر هرچيز تواناست. معبودى جز خدا نيست. يكتاست، به وعده اش عمل كرد و بنده اش را يارى رساند و به تنهايى گروهها (ى مشرك) را پراكنده ساخت» سپس در اين فاصله دعا كرد و سه بار آن را تكرار نمود.
آنگاه به سوى مروه فرود آمد، تا آن كه گامهايش در ريگزار ميانِ آن وادى
۱.صحيح مسلم: 2 / 886 / 147، وراجع سنن الترمذيّ: 3 / 216 / 862، السنن الكبرى: 5 / 151 / 9337، حلية الأولياء: 3 / 200.
عَلِيُّ بنُ النُّعمانِ يَرفَعُهُ:كانَ أميرُالمُؤمِنينَ عليه السلام إذا صَعِدَ الصَّفَا استَقبَلَ الكَعبَةَ، ثُمَّ رَفَعَ يَدَيهِ يَقولُ:
«اللّهُمَّ اغفِر لي كُلَّ ذَنبٍ أذنَبتُهُ قَطُّ، فَإِن عُدتُ فَعُد عَلَيَّ بِالمَغفِرَةِ إنَّكَ أنتَ الغَفورُ الرَّحيمُ، اللّهُمَّ افعَل بي ما أنتَ أهلُهُ، فَإِنَّكَ إن تَفعَل بي ما أنتَ أهلُهُ تَرحَمني، وإن تُعَذِّبني فَأَنتَ غَنِيٌّ عَن عَذابي وأنَا مُحتاجٌ إلى رَحمَتِكَ، فَيا مَن أنَا مُحتاجٌ إلى رَحمَتِهِ ارحَمني. اللّهُمَّ فَلا تَفعَل بي ما أنَا أهلُهُ، فَإِنَّكَ إن تَفعَل بي ما أنَا أهلُهُ تُعَذِّبني ولَم تَظلِمني، أصبَحتُ أتَّقي عَدلَكَ ولا أخافُ جَورَكَ، فَيا مَن هُوَ عَدلٌ لا يَجورُ، ارحَمني» ۱.
على بن نعمان در حديثى مرفوعه:اميرالمؤمنين عليه السلام وقتى از صفا بالا مى رفت، رو به كعبه دستهايش را بالا مى برد و مى گفت:
«خدايا! همه گناهان مرا ببخشاى، اگر باز هم گناه كردم، تو هم باز ببخشاى، تو بخشاينده مهربانى. خدايا با من چنان كن كه تو شايسته آنى، اگر آنگونه كه تو شايسته آنى با من رفتار كنى، مرا مى آمرزى و اگر عذابم كنى، تو از عذابم بى نيازى، ولى من به رحمت تو نيازمندم. اى آن كه به رحمت او محتاجم! بر من رحم كن. خدايا با من چنان مكن كه من شايسته آنم، كه اگر چنين كنى عذابم خواهى كرد، بى آن كه بر من ستم كنى. در حالى هستم كه از عدل تو پروا دارم و از ستمت نمى ترسم، اى دادگرِ بى ستم، بر من رحم كن».
۱.الكافي: 4 / 432 / 5، التهذيب: 5 / 147 / 482.
مُحَمَّدُ بنُ عُمَرَ بنِ يَزيدَ عَن بَعضِ أصحابِه:كُنتُ وَراءَ أبِي الحَسَنِ موسى عليه السلام عَلَى الصَّفا ـ أو عَلَى المَروَةِ ـ وهُوَ لا يَزيدُ عَلى حَرفَينِ:
«اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ حُسنَ الظَّنِّ بِكَ في كُلِّ حالٍ، وصِدقَ النِّيَّةِ فِي التَّوَكُّلِ عَلَيكَ» ۱.
محمد بن عمر بن يزيد، از برخى اصحاب خود نقل مى كند:پشت سر امام كاظم عليه السلام بالاى صفا يا مروه بودم و او بيش از اين دو سخن، چيزى نمى گفت:
«خدايا از تو مى خواهم حسن ظنّ به خودت را در هرحال و نيّت صادق در توكّل بر تو را».
۱.الكافي: 4 / 433 / 9، التهذيب: 5 / 148 / 486.
امام صادق عليه السلام:هركه خواهد ثروتش افزون شود، ايستادن بر صفا و مروه را طول دهد.
امام صادق عليه السلام:ميان صفا و مروه منشين، مگر از روى خستگى.