كوچ از عرفات

3 حدیث
ابنُ عَبّاس:أفاضَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن عَرَفَةَ، وعَلَيهِ السَّكينَةُ ورَديفُهُ اُسامَةُ، وقالَ: أيُّهَا النّاسُ، عَلَيكُم بِالسَّكينَةِ، فَإِنَّ البِرَّ لَيسَ بِاءيجافِ الخَيلِ والإِبِلِ، فَما رَأَيتُها رافِعَةً يَدَيها عادِيَةً حَتّى أتى جَمعًا ۱.
ابن عبّاس:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با آرامش، در حالى كه اُسامه پشت سرش سوار بود، از عرفات كوچ كرد وفرمود: «اى مردم! آرامش داشته باشيد! نيكى آن نيست كه اسب وشترتندبرانيد». [ابن عبّاس]مى گويد: مركب پيامبر را نديدم كه گامهايش را به تاخت، بالا آورد و بدود، تا آن كه به «جمع» ۲ رسيد.
۱.سنن أبي داود: 2/190/1920، جامع الاُصول: 3/249/1539؛ وفي المحاسن: 2 / 65 / 1180 عن الإمام الصادق عليه السلام: سمّيت الجمع لأنّ آدم جمع فيها بين الصلاتين: المغرب والعشاء، وسمّي الأبطح لأنّ آدم اُمر أن يتبطّح في بطحاء جمع، فتبطّح حتّى انفجر الصبح، ثمّ اُمر أن يصعد جبل جمع، واُمر إذا طلعت عليه الشمس أن يعترف بذنبه، ففعل ذلك آدم، وإنّما جعل اعترافًا ليكون سنّة في ولده، فقرّب قربانًا، فأرسل اللّه نارًا من السماء فقبضت قربان آدم عليه السلام.
۲.امام صادق عليه السلام فرمود: به مشعر، «جمع» گفته مى شود، چون حضرت آدم عليه السلام بين نماز مغرب و عشاء جمع كرد. و «ابطح» گفته مى شود، چون آدم عليه السلام مأمورشد در مسيلِ مشعر، تا طلوع صبح بماند. سپس مأمور شد كه از كوهِ مشعر بالا رود و چون خورشيد بر او تابيد، به گناهش اعتراف كند و آدم عليه السلام چنان كرد و اين اعتراف سنّتى در ميان فرزندانش قرار داده شد. سپس آدم عليه السلام قربانى كرد، خداوند آتشى از آسمان فرستاد و قربانى آدم عليه السلام را گرفت.
عنه:أنَّهُ دَفَعَ مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله يَومَ عَرَفَةَ، فَسَمِعَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله وَراءَهُ زَجرًا شَديدًا وضَربًا وصَوتًا لِلإِبِلِ، فَأَشارَ بِسَوطِهِ إلَيهِم، وقالَ: أيُّهَا النّاسُ، عَلَيكُم بِالسَّكينَةِ، فَإِنَّ البِرَّ لَيسَ بِالإيضاعِ ۱.
ابن عبّاس:روز عرفه، همراه پيامبر صلى الله عليه و آله از عرفات كوچ كردم. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از پشت سرش سر وصداى زيادى شنيدكه برشتران مى زدندوسروصدامى كردند.باشلاّقى كه دردستش بود به آنان اشاره كردوفرمود:«اى مردم! آرامش داشته باشيد، نيكى، در تندتاختن نيست».
۱.صحيح البخاريّ: 2 / 601 / 1587، والإيضاع: سَير مثل الخَبَب. والوَضْع هو العَدْو، ووضَعَ البعير وأوضعه راكبه إذا حمله على سرعة السير (لسان العرب: 8 / 398 و 399).
مُعاوِيَةُ بنُ عَمّار:قالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ المُشرِكينَ كانوا يُفيضونَ مِن قَبلِ أن تَغيبَ الشَّمسُ، فَخالَفَهُم رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَأَفاضَ بَعدَ غُروبِ الشَّمسِ. وقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إذا غَرَبَتِ الشَّمسُ فَأَفِض مَعَ النّاسِ، وعَلَيكَ السَّكينَةُ والوَقارُ، وأفِض بِالاِستِغفارِ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ يَقولُ: «ثُمَّ أفيضوا مِن حَيثُ أفاضَ النّاسُ واستَغفِرُوا اللّهَ إنَّ اللّهَ غَفورٌ رَحيمٌ»، فَإِذَا انتَهَيتَ إلَى الكَثيبِ الأَحمَرِ ۱ عَن يَمينِ الطَّريقِ فَقُل: «اللّهُمَّ ارحَم مَوقِفي، وزِد في عِلمي، وسَلِّم لي ديني، وتَقَبَّل مَناسِكي»، وإيّاكَ والوَجيفَ الَّذي يَصنَعُهُ النّاسُ؛ فَإِنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ:

معاوية بن عمار:امام صادق عليه السلام فرمود: مشركان پيش از غروب آفتاب كوچ مى كردند ولى پيامبر با آنان مخالفت كرد و پس از غروب كوچ كرد. [سپس] امام صادق فرمود: خورشيد كه غروب كرد، با آرامش و وقار، همراه مردم كوچ كن و از خداوند، آمرزش بخواه، كه خداوند مى فرمايد: «آنگاه از آن جا كه مردم كوچ مى كنند، كوچ كنيد و از خدا آمرزش بخواهيد كه خدا آمرزنده و مهربان است». چون به «الكثيب الأحمر» ۳ در سمت راست جاده رسيدى، بگو: «خدايا بر موقفم رحمت آور و علمم را افزون كن و دينم را بسلامت بدار و عباداتم را بپذير». و مبادا تند بتازى، آنگونه كه بسيارى از مردم مى كنند! چرا كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است: حج، اسب تاختن و شتر دواندن نيست. از خدا پروا كنيد و نيكو سير كنيد، ضعيف و مسلمانى را زير پا قرار

۱.هو الجبل الذي صعد فيه المشركون يوم فتح مكّة، ينظرون إلى النبيّ صلى الله عليه و آله وأصحابه.
۲.الكافي: 4 / 467 / 2، التهذيب: 5 / 187 / 623.
۳.نام كوهى است كه مشركان براى تماشاى لشكر پيامبر صلى الله عليه و آله در فتح مكّه، بالاى آن رفته بودند.