حدیث دربارهاستلام نكردن هنگام ازدحام

حَمّادُ بنُ عُثمان:إنَّ رَجُلاً أتى أبا عَبدِاللّهِ عليه السلام وهُوَ فِي الطَّوافِ فَقالَ: يا أبا عَبدِاللّهِ، ما تَقولُ فِي استِلامِ الحَجَرِ؟ فَقالَ: اِستَلَمَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله. فَقالَ: ما أراكَ استَلَمتَهُ! فَقالَ: أكرَهُ أن اُؤذِيَ ضَعيفًا أو أتَأَذّى فَقالَ: قَد زَعَمتَ أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آلهاِستَلَمَهُ؟ فَقالَ: بَلى، ولكِن كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا رَأوهُ عَرَفوا لَهُ حَقَّهُ، وأنَا فَلا يَعرِفونَ لي حَقّي ۱.
حماد بن عثمان:مردى در حال طواف خدمت امام صادق عليه السلام آمد و گفت: يا ابا عبداللّه! درباره دست كشيدن بر حجرالأسود، چه مى گويى؟ فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله بر آن دست كشيد. گفت: تو را نديدم كه بر آن دست بكشى؟ فرمود: دوست ندارم ناتوانى را بيازارم يا خودم آزرده شوم. گفت: گفتى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن را لمس كرد! فرمود: آرى، ولى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را چون مى ديدند، حق او را مى شناختند (و راه را باز مى كردند) ولى من، حقّم را نمى شناسند.
۱.الكافي: 4 / 409 / 17.

احادیث دیگر این موضوع

۶