حدیث دربارهأسماؤها

زيدٌ الشَحّامُ أبو اُسامَة:كُنتُ أطوفُ مَعَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام، وكانَ إذَا انتَهى إلَى الحَجَرِ مَسَحَهُ بِيَدِهِ وقَبَّلَهُ، وإذَا انتَهى إلَى الرُّكنِ اليَمانِيِّ التَزَمَهُ، فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، تَمسَحُ الحَجَرَ بِيَدِكَ وتَلتَزِمُ اليَمانِيَّ؟ فَقالَ: قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: ما أتَيتُ الرُّكنَ اليَمانِيَّ إلاّ وَجَدتُ جَبرَئيلَ عليه السلام قَد سَبَقَني إلَيهِ يَلتَزِمُهُ ۱.
زيد شحّام ابو اسامه:با امام صادق عليه السلام مشغول طواف بودم. هرگاه به حجرالأسود مى رسيد، دست به آن مى كشيد و آن را مى بوسيد و هرگاه به ركن يمانى مى رسيد، خود را به آن مى چسباند. گفتم: فدايت شوم! به حجر الأسود دست مى كشى، ولى نسبت به ركن يمانى خود را به آن مى چسبانى؟ فرمود: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هرگز سراغ ركن يمانى نيامدم، مگر آن كه جبرئيل را ديدم كه پيش از من خود را به آن چسبانده است.
۱.الكافي: 4 / 408 / 10.

احادیث دیگر این موضوع

۴