حدیث دربارهمقام ابراهيم و جايگاه آن
الإمام الصادق عليه السلام:لَمّا أوحَى اللّهُ تَعالى إلى إبراهيمَ عليه السلام أن أذِّن فِي النّاسِ بِالحَجِّ أخَذَ الحَجَرَ الَّذي فيهِ أثَرُ قَدَمَيهِ ـ وهُوَ المَقامُ ـ فَوَضَعَهُ بِحِذاءِ البَيتِ لاصِقًا بِالبَيتِ بِحِيالِ المَوضِعِ الَّذي هُوَ فيهِ اليَومَ، ثُمَّ قامَ عَلَيهِ فَنادى بِأَعلى صَوتِهِ بِما أمَرَهُ اللّهُ تَعالى بِهِ، فَلَمّا تَكَلَّمَ بِالكَلامِ لَم يَحتَمِلهُ الحَجَرُ، فَغَرِقَت رِجلاهُ فيهِ، فَقَلَعَ إبراهيمُ عليه السلام رِجلَيهِ مِنَ الحَجَرِ قَلعًا. فَلَمّا كَثُرَ النّاسُ وصاروا إلَى الشَّرِّ والبَلاءِ ازدَحَموا عَلَيهِ فَرَأَوا أن يَضَعوهُ في هذَا المَوضِعِ الَّذي هُوَ فيهِ اليَومَ، لِيَخلُوَ المَطافُ لِمَن يَطوفُ بِالبَيتِ. فَلَمّا بَعَثَ اللّهُ تَعالى مُحَمَّدًا صلى الله عليه و آلهرَدَّهُ إلَى المَوضِعِ الَّذي وَضَعَهُ فيهِ إبراهيمُ عليه السلام، فَما زالَ فيهِ حَتّى قُبِضَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهوفي زَمَنِ أبيبَكرٍ وأوَّلِ وِلايَةِ عُمَرَ، ثُمَّ قالَ عُمَرُ: قَدِ ازدَحَمَ النّاسُ عَلى هذَا المَقامِ، فَأَيُّكُم يَعرِفُ مَوضِعَهُ فِي الجاهِلِيَّةِ؟ فَقالَ لَهُ رَجُلٌ: أنَا أخَذتُ قَدرَهُ بِقَدرٍ. قالَ: والقَدرُ عِندَكَ؟ قالَ: نَعَم، قالَ: فَائتِ بِهِ، فَجاءَ بِهِ فَأَمَرَ بِالمَقامِ فَحُمِلَ، ورُدَّ إلَى المَوضِعِ الَّذي هُوَ فيهِ السّاعَةَ ۱.
امام صادق عليه السلام:چون خداوند به حضرت ابراهيم وحى كرد كه مردم را به حج ندا بده، سنگى را كه اثر گامهايش در آن است (مقام) رو به روى كعبه و چسبيده به كعبه، در همان جايى كه امروز است قرار داد. سپس بر آن ايستاد و فرمان خدا را با رساترين صدايش ندا داد. چون آن سخن را گفت، سنگ تاب تحمل او را نياورد، پاهايش در آن فرو رفت. پس ابراهيم، پاهايش را از سنگ بركند. چون مردم افزون شدند و به شرّ و بلا گرويدند، بر آن ازدحام آوردند و تصميم گرفتند كه در جايى كه امروز قرار دارد قرار دهند تا مطاف، براى طواف كنندگان خالى شود. چون خداوند، حضرت محمد صلى الله عليه و آله را برانگيخت، به همان جايگاهى كه ابراهيم قرار داده بود، بازگرداند. همانجا بود تا آن كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا رفت و زمان ابوبكر و اوايل حكومت عمر نيز همانجا بود. سپس عمر گفت: مردم برگرد مقام در فشارند، كدام يك از شما جايگاهش را در جاهليّت مى داند؟ مردى گفت: من آن را اندازه گرفته ام. گفت: اندازه پيش توست؟ گفت: آرى. گفت: آن را بياور. آورد. پس دستور داد كه مقام را به آن جا بردند و به مكانى برگرداندند كه اكنون است.
۱.علل الشرائع: 423 / 1 عن عمّار بن موسى أو عن عمّار عن سليمان بن خالد.