ادب حضور
6 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:المُزدَلِفَةُ كُلُّها مَوقِفٌ وارتَفِعوا عَن مُحَسِّرٍ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همه جاى مزدلفه موقف است، از وادى محسّر بالاتر رويد.
۱.مُحَسَّر: وادٍ عظيم بين المزدلفة ومنى، وهو إلى منى أقرب (معجم البلدان: 5 / 62).
عنه صلى الله عليه و آله:مَن أحيَا اللَّيالِيَ الأَربَعَ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ: لَيلَةَ التَّروِيَةِ، ولَيلَةَ عَرَفَةَ، ولَيلَةَ النَّحرِ، ولَيلَةَ الفِطرِ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس اين چهار شب را شب زنده دارى كند، بهشت براى او واجب است: شبِ ترويه، شب عرفه، شب عيد قربان و شب عيدفطر.
۱.الفردوس: 3 / 620 / 5937 عن معاذ، الجامع الصغير: 2 / 557 / 8342 نقلاً عن ابن عساكر.
قيلَ لِأَميرِالمُؤمِنينَ عليه السلام:فَالمَشعَرُالحَرامُ، لِمَ صارَ فِي الحَرَمِ؟ قالَ: لِأَنَّهُ لَمّا أذِنَ لَهُم بِالدُّخولِ وَقَفَهُم بِالحِجابِ الثّاني، فَلَمّا طالَ تَضَرُّعُهُم بِها أذِنَ لَهُم لِتَقريبِ قُربانِهِم، فَلَمّا قَضَوا تَفَثَهُم تَطَهَّروا مِنَ الذُّنوبِ الَّتي كانَت حِجابًا بَينَهُم وبَينَهُ أذِنَ لَهُم بِالزِّيارَةِ عَلَى الطَّهارَةِ ۱.
به امير المؤمنين عليه السلام گفتند:چرا مشعرالحرام، در حرم قرار داده شد؟ فرمود: چون خداوند به زائران اجازه ورود داده، آنان را در آستانه در دوم نگهداشته است. و چون ناله و دعايشان طول بكشد، به آنان اجازه مى دهد كه قربانى خود را پيش آورند. و چون آلودگى خود را رها كنند و از گناهانى كه ميان خدا و آنان حجاب بود، پاك شوند، به آنان اجازه مى دهد كه با پاكى، به زيارت آيند.
۱.الكافي: 4 / 224 / 1، التهذيب: 5 / 448 / 17 كلاهما عن محمّد بن يزيد الرفاعيّ رفعه، كنز الفوائد: 2 / 81.
الإمام الصادق عليه السلام:لا تُصَلِّ المَغرِبَ حَتّى تَأتِيَ جَمعًا فَتُصَلِّيَ بِهَا المَغرِبَ والعِشاءَ الآخِرَةَ بِأَذانٍ واحِدٍ وإقامَتَينِ، وانزِل بِبَطنِ الوادي عَن يَمينِ الطَّريقِ قَريبًا مِنَ المَشعَرِ، ويُستَحَبُّ لِلصَّرورَةِ أن يَقِفَ عَلَى المَشعَرِ الحَرامِ ويَطَأَهُ بِرِجلِهِ، ولا يُجاوِزَ الحِياضَ لَيلَةَ المُزدَلِفَةِ ۱، ويَقولُ:
«اللّهُمَّ هذِهِ جَمعٌ، اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ أن تَجمَعَ لي فيها جَوامِعَ الخَيرِ، اللّهُمَّ لا تُؤيِسني مِنَ الخَيرِ الَّذي سَأَلتُكَ أن تَجمَعَهُ لي في قَلبي، وأطلُبُ إلَيكَ أن تُعَرِّفَني ما عَرَّفتَ أولِياءَكَ في مَنزِلي هذا، وأن تَقِيَني جَوامِعَ الشَّرِّ».
وإنِ استَطَعتَ أن تُحيِيَ تِلكَ اللَّيلَةَ فَافعَل؛ فَإِنَّهُ بَلَغَنا أنَّ
امام صادق عليه السلام:نماز مغرب را نخوان، تا به مشعر برسى و مغرب و عشاء را با يك اذان و دو اقامه، آن جا بخوانى. در دل آن وادى، سمت راست جاده و نزديك مشعر فرود آى. مستحب است براى كسى كه نخستين حج اوست، بر مشعر الحرام بايستد و گام بر آن نهد و شب مزدلفه ۳ از بركه ها ۴ نگذرد و بگويد:
«خدايا اينجا جمع است. از تو مى خواهم كه خيرهاى كامل را برايم جمع كنى. خدايا! مرا از خيرى كه خواستم در دلم جمع آورى، مأيوسم مكن. از تو مى خواهم آنچه را در اين منزلگاه، به اوليائت آموختى، به من بشناسانى و از همه بديها نگاهم دارى».
و اگر بتوانى آن شب را بيدار بمانى، چنين كن، همانا به ما رسيده است كه درهاى آسمان، آن شب به روى صداهاى مؤمنان بسته نمى شود، برايشان همهمه اى است، همچون همهمه زنبوران عسل. خداى متعال مى
۱.عن زرارة عن الباقر عليه السلام: إنّه قال للحكم بن عتيبة: ما حدّ المزدلفة؟ فسكت، فقال أبو جعفر عليه السلام: حدّها ما بين المأزَمين إلى الجبل إلى حِياض مُحسّر (التهذيب: 5 / 190 / 634)، وراجع الكافي: 4 / 471 / 5 و 6.
۲.الكافي: 4 / 468 / 1 عن الحلبيّ.
۳.زراره از امام باقر عليه السلام روايت مى كند كه آن حضرت از حكم بن عتيبه پرسيد: محدوده مزدلفه كجاست؟ او ساكت ماند. حضرت فرمود: حدّ مزدلفه، از بين مأزمين (دو تنگه) تا كوه، تا بركه هاى محسّر است.
۴.بركه هاى آب كه در منطقه مشعر وجود دارد.
عنه عليه السلام:أصبِح عَلى طُهرٍ بَعدَما تُصَلِّي الفَجرَ، فَقِف إن شِئتَ قَريبًا مِنَ الجَبَلِ، وإن شِئتَ حَيثُ شِئتَ، فَإِذا وَقَفتَ فَاحمَدِ اللّهَ عَزَّوجَلَّ وأثنِ عَلَيهِ واذكُر مِن آلائِهِ وبَلائِهِ ما قَدَرتَ عَلَيهِ، وصَلِّ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، ثُمَّ ليَكُن مِن قَولِكَ:
«اللّهُمَّ رَبَّ المَشعَرِ الحَرامِ، فُكَّ رَقَبَتي مِنَ النّارِ، وأوسِع عَلَيَّ مِن رِزقِكَ الحَلالِ، وادرَأ عَنّي شَرَّ فَسَقَةِ الجِنِّ والإِنسِ. اللّهُمَّ أنتَ خَيرُ مَطلوبٍ إلَيهِ وخَيرُ مَدعُوٍّ وخَيرُ مَسؤولٍ، ولِكُلِّ وافِدٍ جائِزَةٌ، فَاجعَل جائِزَتي في مَوطِني هذا أن تُقيلَني عَثرَتي، وتَقبَلَ مَعذِرَتي، وأن تَجاوَزَ عَن خَطيئَتي، ثُمَّ اجعَلِ التَّقوى مِنَ الدُّنيا زادي».
ثُمَّ أفِض
امام صادق عليه السلام:پس از نماز صبح، روز را با وضو آغاز كن، اگر خواستى نزديك كوه بايست و اگر خواستى، در محل بيتوته ات. چون ايستادى خداوند را حمد و ثنا بگو و نعمتها و آزمايش هاى او را به قدر توان يادكن و بر پيامبر صلى الله عليه و آله صلوات بفرست و از دعاهايت اين باشد:
«خدايا! اى پروردگار مشعرالحرام، از آتش دوزخ، رهايى ام ده و روزى حلال مرا وسعت بخش و شرّ فاسقان جنّ و انس را از من دور كن. خدايا! تو برترين كسى هستى كه از تو مى طلبند و مى خواهند. براى هرمهمانى تحفه اى است. تحفه مرا در اين جايگاه، اين قرار بده كه از خطايم درگذرى و پوزشم را بپذيرى و حذر از دنيا را توشه ام قرار ده».
سپس كوچ كن، وقتى كه كوه «ثبير» بر تو نمايان شود و شتر، جاى پاى خود را ببيند (يعنى هوا روشن شده باشد).