وداع با خانه خدا
5 حدیث
أبو إسماعيل:قُلتُ لِأَبي عَبدِاللّهِ عليه السلام: هُوَذا أخرُجُ ـ جُعِلتُ فِداكَ ـ فَمِن أينَ اُوَدِّعُ البَيتَ؟ قالَ: تَأتِي المُستَجارَ بَينَ الحَجَرِ والبابِ، فَتُوَدِّعُهُ مِن ثَمَّ، ثُمَّ تَخرُجُ فَتَشرَبُ مِن زَمزَمَ، ثُمَّ تَمضي، فَقُلتُ: أصُبُّ عَلى رَأسي؟ فَقالَ: لا تَقرَبِ الصَّبَّ ۱.
ابو اسماعيل:به امام صادق عليه السلام عرض كردم: فدايت شوم، هم اينك در حال خروج از مكّه ام، با خانه خدا، از كجا خدا حافظى كنم؟ فرمود: كنار ديوار كعبه ـ بين حجر الأسود و درِ كعبه ـ رفته، از آن جا وداع مى كنى، سپس بيرون رفته، از آب زمزم مى نوشى، آنگاه مى روى. عرض كردم: از آب زمزم بر سرم بريزم؟ فرمود: نزديك چنين كارى مشو!.
۱.الكافي: 4 / 532 / 4.
قُثَمُ بنُ كَعب:قالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّكَ لَتُدمِنُ الحَجَّ؟ قُلتُ: أجَل، قالَ: فَليَكُن آخِرُ عَهدِكَ بِالبَيتِ أن تَضَعَ يَدَكَ عَلَى البابِ وتَقولَ:
«المِسكينُ عَلى بابِكَ، فَتَصَدَّق عَلَيهِ بِالجَنَّةِ» ۱.
قثم بن كعب:امام صادق عليه السلام به من فرمود: آيا پيوسته به حج مى روى؟
گفتم: آرى. فرمود: آخرين ديدارت با كعبه، اين باشد كه دست بر درِكعبه نهاده، مى گويى: «بينوايى بر درگاه توست، پس بهشت را به او عطا كن».
۱.الكافي: 4 / 532 / 5، التهذيب: 5 / 282 / 962.
مُعاوِيَةُ بنُ عَمّارٍ عَن أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام:إذا أرَدتَ أن تَخرُجَ مِن مَكَّةَ وتَأتِيَ أهلَكَ فَوَدِّعِ البَيتَ وطُف بِالبَيتِ اُسبوعًا، وإنِ استَطَعتَ أن تَستَلِمَ الحَجَرَ الأَسوَدَ والرُّكنَ اليَمانِيَّ في كُلِّ شَوطٍ فَافعَل، وإلاّ فَافتَتِح بِهِ واختِم بِهِ، فَإِن لَم تَستَطِع ذلِكَ فَمُوَسَّعٌ عَلَيكَ.
ثُمَّ تَأتِي المُستَجارَ فَتَصنَعُ عِندَهُ كَما صَنَعتَ يَومَ قَدِمتَ مَكَّةَ، وتَخَيَّر لِنَفسِكَ مِنَ الدُّعاءِ.
ثُمَّ استَلِمِ الحَجَرَ الأَسوَدَ.
ثُمَّ ألصِق بَطنَكَ بِالبَيتِ، تَضَعُ يَدَكَ عَلَى الحَجَرِ والاُخرى مِمّا يَلِي البابَ واحمَدِ اللّهَ وأثنِ عَلَيهِ وصَلِّ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله.
ثُمَّ قُل:
«اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبدِكَ
معاوية بن عمّار از امام صادق عليه السلام روايت مى كند كه فرمود:چون خواستى از مكّه خارج شده، نزد خانواده ات برگردى، با كعبه وداع كن و هفت بار طواف به جا آور و اگر بتوانى، در هر دور، دست بر حجر الأسود و ركن يمانى بكش و گرنه، تنها در آغاز و پايان هر طواف، چنان كن و اگر اين را هم نتوانى، آزادى. سپس به مستجار رفته، نزد آن همان كارى را كه روز ورودت به مكّه انجام دادى، انجام مى دهى، سپس هر دعايى كه خواستى براى خودت مى خوانى.
آنگاه، حجر الأسود را لمس كن، شكم خود را به خانه خدا بچسبان يك دست خود را بر حجرالأسود و دست ديگر را به طرف در قرار ده و خدا را حمد و ثنا بگو و بر پيامبر صلى الله عليه و آله و دودمانش درود فرست و بگو:
«خدايا بر محمّد صلى الله عليه و آله، بنده و فرستاده ات، امين و محبوبت،
۱.الكافي: 4 / 530 / 1، التهذيب: 5 / 280 / 957.
إبراهيمُ بنُ أبي مَحمود:رَأَيتُ أبَاالحَسَنِ عليه السلام وَدَّعَ البَيتَ، فَلَمّا أرادَ أن يَخرُجَ مِن بابِ المَسجِدِ خَرَّ ساجِدًا، ثُمَّ قامَ فَاستَقبَلَ الكَعبَةَ فَقالَ:
«اللّهُمَّ إنّي أنقَلِبُ عَلى أن لا إلهَ إلاّ أنتَ» ۱.
ابراهيم بن ابى محمود:امام كاظم عليه السلام را ديدم كه خانه خدا را وداع مى كرد. چون خواست از در مسجد بيرون رود، به سجده افتاد سپس برخاسته، رو به كعبه كرد و گفت:
«خدايا! من بر مى گردم، بر اين عقيده كه جز تو معبودى نيست».
۱.الكافي: 4 / 531 / 2، التهذيب: 5 / 281 / 958، عيون أخبار الرضا عليه السلام: 2 / 18 / 43.
عَلِيُّ بنُ مَهزِيار:رَأَيتُ أبا جَعفَرٍ الثّانيَ عليه السلام في سَنَةِ خَمسٍ وعِشرينَ ۱ ومِائَتَينِ وَدَّعَ البَيتَ، بَعدَ ارتِفاعِ الشَّمسِ، وطافَ بِالبَيتِ يَستَلِمُ الرُّكنَ اليَمانِيَّ في كُلِّ شَوطٍ، فَلَمّا كانَ الشَّوطُ السّابِعُ استَلَمَهُ واستَلَمَ الحَجَرَ ومَسَحَ بِيَدِهِ، ثُمَّ مَسَحَ وَجهَهُ بِيَدِهِ، ثُمَّ أتَى المَقامَ فَصَلّى خَلفَهُ رَكعَتَينِ، ثُمَّ خَرَجَ إلى دُبُرِ الكَعبَةِ إلَى المُلتَزَمِ، فَالتَزَمَ البَيتَ وكَشَفَ الثَّوبَ عَن بَطنِهِ، ثُمَّ وَقَفَ عَلَيهِ طَويلاً يَدعو. ثُمَّ خَرَجَ مِن بابِ الحَنّاطينَ وتَوَجَّهَ.
فَرَأَيتُهُ في سَنَةِ سَبعَ عَشرَةَ ومِائَتَينِ وَدَّعَ البَيتَ لَيلاً يَستَلِمُ الرُّكنَ اليَمانِيَّ والحَجَرَ الأَسوَدَ في كُلِّ شَوطٍ، فَلَمّا
على بن مهزيار:امام جواد عليه السلام را در سال دويست و پانزده ۳ ديدم كه پس از بالا آمدن خورشيد، با خانه خدا وداع كرد. خانه خدا را طواف نمود، در حالى كه در هر دور، دست به ركن يمانى مى كشيد. در دور هفتم، ركن يمانى و حجرالأسود را لمس كرد و دست خود را بر چهره خود كشيد، آنگاه كنار مقام ابراهيم عليه السلام آمد و پشت آن دو ركعت نماز خواند. سپس به پشت كعبه ـ كنار ملتزم ـ رفت، جامه از روى شكم خود كنار زد و خود را به خانه خدا چسبانيد، مدّت زيادى دعا كنان بر همان حالت ماند. آنگاه از درِ حنّاطان [گندم فروشان]بيرون رفت.
او را در سال دويست و هفده نيز ديدم كه شب، خانه خدا را وداع مى كرد، در هر دور طواف، دست بر ركن يمانى و حجرالأسود مى كشيد. در دور هفتم، پشت كعبه، نزديك ركن يمانى و بالاى سنگ مستطيل، در