فروتنى

5 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ أوحى إلَيَّ أن تَواضَعوا؛ حَتَّى لا يَفخَرَ أحَدٌ على أحَدٍ، ولا يَبغيَ أحَدٌ عَلى أحَدٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال، به من وحى فرمود كه: «فروتن باشيد، تا هيچ كس به ديگرى فخر نفروشد و كسى به كسى تعدّى نكند».
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 2199 ح 64، سنن أبي داوود: ج 4 ص 274 ح 4895 كلاهما عن عياض بن حمّار، كنز العمّال: ج 3 ص 110 ح 5722.
المعجم الكبير عن ابن عمر:سَمِعتُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله يَقولُ: لَقَد هَبَطَ عَليَّ مَلَكٌ مِن السَّماءِ ما هَبَطَ عَلَى نَبِيٍّ قَبلي ولا يَهبِطُ عَلَى أحَدٍ مِن بَعدي وهُوَ إسرافيلُ وعِندهُ جِبريلُ، فَقالَ: السَّلامُ عَلَيكَ يا مُحَمَّدُ. ثُمَّ قَالَ: أنا رَسولُ رَبِّكَ إلَيكَ أمَرَني أن أخبِرَكَ إن شِئتَ نَبيَّا عَبدَا، وإن شِئتَ نَبيَّا مَلِكا. فَنَظَرتُ إلى جِبريلَ فَأومى جِبريلُ إلَيَّ أن تَواضَع، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله عِندَ ذلِكَ: نَبيَّا عَبدَا. ۱
المعجم الكبيرـ به نقل از ابن عمر ـ: شنيدم كه پيامبر خدا مى فرمود: «در حالى كه جبرئيل عليه السلام نزد من بود، فرشته اى از آسمان بر من فرود آمد. اين فرشته كه بر هيچ پيامبرى پيش از من، فرود نيامده و بعد از من نيز بر احدى فرود نخواهد آمد، اسرافيل بود. او گفت: سلام بر تو، اى محمّد! من فرستاده پروردگارت به سوى تو هستم. به من فرمان داده است تا تو را مخيّر سازم كه اگر خواهى، پيامبرى و بندگى را برگزين و اگر خواهى، پيامبرى و پادشاهى را. من به جبرئيل عليه السلام نگاه كردم، او به من اشاره كرد كه فروتنى كن. پس من گفتم: پيامبرى و بندگى را انتخاب كردم».
۱.المعجم الكبير: ج 12 ص 267 ح 13309، كنز العمّال: ج 11 ص 431 ح 32027.
الطبقات الكبرى عن يحيى بن أبي كثير:قَالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: آكُلُ كَما يأكُلُ العَبدُ، وأجلِسُ كَما يَجلِسُ العَبدُ؛ فَإنَّما أنا عَبدٌ. وكانَ النَّبيُّ صلى الله عليه و آله يَجلِسُ مُحتَفِزا. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از يحيى بن ابى كثير ـ: پيامبر خدا فرمود: «من همان گونه غذا مى خورم كه بندگان مى خورند، و همان طور مى نشينم كه بندگان مى نشينند؛ زيرا من، بنده اى بيش نيستم». پيامبر صلى الله عليه و آله همواره دو زانو مى نشست.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 371.
الإمام الصّادق عليه السلام:ما أكَلَ نَبِيُّ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُوَ مُتَّكِئٌ مُنذُ بَعَثَهُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ، وكانَ يَكرَهُ أن يَتَشَبَّهَ بِالمُلوكِ، ونَحنُ لا نَستَطيعُ أن نَفعَلَ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله از زمانى كه خداوند عز و جلاو را بر انگيخت، در حال تكيه دادن غذا نخورد، و خوش نداشت كه مانند پادشاهان باشد؛ امّا ما نمى توانيم اين كار را بكنيم.
۱.الكافي: ج 6 ص 272 ح 8، المحاسن: ج 2 ص 247 ح 1768 كلاهما عن المعلّى بن خنيس، بحار الأنوار: ج 16 ص 262 ح 54.
كنز العمّال عن أبي اُمامة:إنّ النَّبيَّ صلى الله عليه و آله خَرَجَ إلَى البَقيعِ فَتَبِعَهُ أصحابُهُ فَوَقَفَ وأمَرَهُم أن يَتَقَدَّموا، ثُمَّ مَشى خَلفَهُم، فَسُئِلَ عَن ذلِكَ فَقَالَ: إنِّي سَمِعتُ خَفقَ نِعالِكُم، فَأشفَقتُ أن يَقَعَ في نَفسِي شَيءٌ مِن الكِبرِ ۱. ۲
كنز العمّالـ به نقل از ابو امامه ـ: [روزى] پيامبر صلى الله عليه و آله به طرف بقيع رهسپار شد. اصحاب نيز در پىِ او، به راه افتادند. پيامبر ايستاد و به آنها دستور داد جلو بروند و آن گاه، خود در پىِ آنها حركت كرد. علّت را پرسيدند، فرمود: «من صداى كفش هاى شما را شنيدم و ترسيدم چيزى از تكبّر، در وجودم راه يابد». ۳
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 830 ح 8878 نقلاً عن الديلمي.
۲.الاُمور المذكورة في الأحاديث ليست قانونا كلّيّا تكشف عن عدم وجود الكبر، بل تختلف باختلاف الأشخاص والأعصار والموارد، فقد قيل: «إنّ من الناس ناساً يلبسون الصوف إرادة التواضع وقلوبهم مملوءة عُجبا وكِبرا» فتأمّل.
۳.گفتنى است كه آنچه در اين احاديث به عنوان نشانه هاى فروتنى آمده، يك قاعده كلّى نيست تا نشانگر نبودن كبر در وجود شخص باشد؛ بلكه در اشخاص و اعصار و موارد مختلف، فرق مى كند، چنان كه گفته اند: «عدّه اى از مردم هستند كه به قصد فروتنى، پشمينه مى پوشند؛ اما دل هايشان آكنده از خودپسندى و كبر است». پس بايد دقّت شود.