يك جوان ، نخستين نماينده پيامبر

2 حدیث
قَدِم أسعد بن زرارة، وذكوان بن عبد قيس على النّبي صلى الله عليه و آله بمكّة قبل هجرته، وكانا من أشراف المدينة، فدخلا عليه صلى الله عليه و آله في ظروف حرجة كانت تَعيشها مكّة آنذاك، واستمعا إلى دعوته، ثمّ أسلما وقالا له:يارَسولَ اللّهِ ابعَث مَعَنا رَجُلاً يُعَلِّمُنَا القُرآنَ، ويَدعُو النّاسَ إلى أمرِكَ. ۱ لقد كانت هذه هي المرّة الاُولى التي تطلب فيها المدينة ـ وكانت من البلاد الواسعة كثيرة الاختلاف ـ مُمثِّلاً عن النّبي صلى الله عليه و آله، كما أنّها تعتبر المرّة الاُولى أيضا التي يبعث فيها النّبي ممثّلاً رسميّا عنه إلى خارج مكّة. ومن الطبيعي أن يُختار لمثل هذه المهمّة الخطيرة من تتوفّر فيه المؤهّلات واللياقات اللازمة. فاختار النّبي صلى الله عليه و آله لذلك من بين المسلمين وقتئذٍ مصعب

قبل از مهاجرت پيامبر اسلام به مدينه، روزى دو نفر از بزرگان مدينه به نام هاى اَسعد بن زُراره و ذَكوان عبد قيس به مكّه آمدند و در شرايط بسيار سختى به حضور پيامبر خدا شرفياب شدند و پس از شنيدن بيانات كوتاه و نافذ ايشان، اسلام آوردند. سپس به ايشان گفتند:اى پيامبر خدا! مردى را همراه ما بفرست تا به ما قرآن بياموزد و مردم را به آيين تو دعوت كند. اين، نخستين بار بود كه شهر بزرگ و پُر اختلاف مدينه، از پيامبر خدا درخواست نماينده مى كرد و اوّلين بارى بود كه پيشواى بزرگ اسلام، تصميم مى گرفت به خارج از مكّه، نماينده رسمى بفرستد. بديهى است فردى كه انتخاب مى شد، بايد از هر جهت، شايستگى هاى لازم را براى اين مأموريت حسّاس، مى داشت. پيامبر خدا، از ميان همه مسلمانان آن روز، مصعب بن عُمَير جوان را به

۱.بحار الأنوار: ج 19 ص 10.
۲.بحار الأنوار: ج 19 ص 10.
۳.اُسد الغابة: ج 5 ص 176 الرقم 4936.
بحار الأنوار:كانَ مُصعَبٌ نازِلاً عَلى أسعَدَ بنِ زُرارَةَ، وكانَ يَخرُجُ في كُلِّ يَومٍ فَيَطوفُ عَلى مَجالِسِ الخَزرَجِ يَدعوهُم إلَى الإسلامِ فَيُجيبُهُ الأحداثُ. ۱
بحار الأنوار:مصعب، بر اسعد بن زُراره وارد شد و هر روز، از خانه بيرون مى رفت و در اطراف مجالس خزرجيان مى چرخيد و آنان را به اسلام فرا مى خواند و جوانان، دعوت او را اجابت مى كردند.
۱.بحار الأنوار: ج 19 ص 10.