فقر

3 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الفَقرُ فَخري. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فقر، افتخار من است.
۱.جامع الأخبار: ص 302 ح 828.
الإمام عليّ عليه السلامـ في صِفَةِ الأَنبِياءِ ـ: كانوا قَوما مُستَضعَفينَ، قَدِ اختَبرَهُمُ اللّهُ بِالمَخمَصَةِ، وَابتَلاهُم بِالمَجهَدَةِ. ولكنَّ اللّهَ سُبحانَهُ جَعَلَ رُسُلَهُ اُولي قُوَّةٍ في عَزائِمِهِم، وضَعَفَةً فيما تَرَى الأعيُنُ مِن حالاتِهِم، مَعَ قَناعَةٍ تَملأُ القُلوبَ وَالعُيونَ غِنىً، وخَصاصَةٍ تَملأُ الأبصارَ وَالأسماعَ أذىً. ۱
امام على عليه السلامـ در توصيف پيامبران ـ: آنان جماعتى مستضعف بودند و خداوند، ايشان را با گرسنگى آزمود و با مشقّت، امتحانشان فرمود.؛ امّا خداوند سبحان، فرستادگان خود را صاحبان اراده هاى نيرومند قرار داد و از نظر حالات ظاهرى، ضعيف و فقير، امّا توأم با قناعتى كه دل ها و چشم ها را پُر از بى نيازى مى كرد و همراه با نيازمندى و فقرى كه چشم ها و گوش ها را از ناراحتى، لبريز مى ساخت.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 192، بحار الأنوار: ج 14 ص 468 ح 37.
المناقب لابن شهر آشوب:كانَ فيهِ خِصالُ الضُّعَفاءِ، ومَن كانَ فيه بَعضُها لا يَنظُمُ أمرُهُ. كانَ يَتيما، فَقيرَا ضَعيفَا، وَحيدا غَريبا، بِلاحِصارٍ ولا شَوكَةِ، كَثيرَ الأعداءِ، ومَعَ جَميعِ ذلِكَ تَعالى مَكانُهُ، وَارتَفعَ شَأنُهُ، فَدَلَّ عَلى نُبُوَّتِهِ صلى الله عليه و آله، وكانَ الجِلفُ ۱ البَدَوِيُّ يَرى وَجهَهُ الكَريمَ، فَقالَ: وَاللّهِ، ماهذا وَجهُ كَذَّابٍ، وكانَ ثابِتا فِي الشَّدائِدِ وهُوَ مَطلوبٌ، وصابِرا عَلَى البَأساءِ وَالضَّرّاءِ وهوَ مَكروبٌ مَحروبٌ، وكانَ زاهِدا فِي الدُّنيا راغِبا فِي الآخِرَةِ، فَثَبَتَ لَهُ المُلكُ. ۲
المناقب، ابن شهرآشوب:پيامبر صلى الله عليه و آله ويژگى هاى مردمان پايين دست را داشت؛ ويژگى هايى كه اگر بخشى از آنها در شخصى باشد، كارش پريشان مى شود. ايشان يتيم و فقير و ناتوان و تنها و غريب بود. نه حصارى داشت و نه شوكتى، و دشمن بسيار داشت. با همه اين احوال، منزلتى والا و جايگاهى بلند يافت و اين خود، دليل بر نبوّت او شد. صحرانشين خَشِن، هر گاه چهره بزرگوارانه ايشان را مى ديد، مى گفت: به خدا سوگند كه اين، چهره آدم دروغگو نيست. در سختى هاى زمانِ تحت تعقيب، استوار، و در دشوارى ها به گاه جنگ و غارتگرى هاى دشمن، شكيبا بود. به دنيا بى اعتنا و به آخرت، مشتاق بود. بنا بر اين، فرمان روايىِ او پا برجا گشت.
۱.الجِلف: الغليظ الجافي (القاموس المحيط: ج 3 ص 124 «جلف»).
۲.المناقب لابن شهر آشوب: ج 1 ص 123.