حدیث دربارهاطلاع علماى بنى اسرائيل و ايمان آوردن شمارى از دانايان اهل كتاب
الطبقات الكبرى عن ابن عبّاس:بَعَثَت قُرَيشٌ النَّضرَ بنَ الحارِثِ بنِ عَلقَمةَ وعُقبَةَ بنَ أبي مُعَيطٍ وغَيرَهُما إلى يَهودِ يَثرِبَ وقالوا لَهُم: سَلوهُم عَن مُحَمَّدٍ. فَقَدِموا المَدينَةَ فَقالوا: أتَيناكُم لِأمرٍ حَدَثَ فينا؛ مِنَّا غُلامٌ يَتيمٌ حَقيرٌ يَقولُ قَولاً عَظيما، يَزعُمُ أ نَّهُ رَسولُ الرَّحمنِ، ولا نَعرِفُ الرَّحمنَ إلاَّ رَحمانَ اليَمامَةِ!
قالوا: صِفوا لَنا صِفَتَهُ، فَوَصَفوا لَهُم، قالوا: فَمَن تَبِعَهُ مِنكُم؟ قالوا: سَفِلَتُنا، فَضَحِكَ حَبرٌ مِنهُم، وقالَ: هذا النَّبيُّ الَّذي نَجِدُ نَعتَهُ ونَجِدُ قَومَهُ أشَدَّ النَّاسِ لَهُ عَداوةً. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از ابن عبّاس ـ: قريش، نضر بن حارث بن علقمه و عُقبة بن ابى معيط و چند نفر ديگر را نزد يهوديان يثرب فرستادند و به آنها گفتند: از آنها درباره محمّد سؤال كنيد.
آن عدّه به مدينه وارد شدند و گفتند: ما به خاطر موضوعى كه در ميان ما رخ داده است، نزد شما آمده ايم. جوانى يتيم و حقير، سخن بزرگى مى گويد و به خيال خودش، فرستاده رحمان است، در حالى كه ما رحمانى جز رحمانِ يمامه نمى شناسيم.
يهوديان گفتند: اوصاف او را براى ما بگوييد.
فرستادگان قريش، اوصاف پيامبر را براى آنان بيان كردند. يهوديان گفتند: از ميان شما چه كسانى پيرو او شده اند؟
جواب دادند: فرومايگان ما.
يكى از عالمان يهود، خنديد و گفت: اين همان پيامبرى است كه صفاتش را مى دانيم و مى دانيم كه قومش دشمن ترينِ مردم با او هستند.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 165، الدرّ المنثور: ج 3 ص 579.