اطلاع علماى بنى اسرائيل و ايمان آوردن شمارى از دانايان اهل كتاب

2 حدیث
تفسير القمّي:وَأمَّا قَولُهُ: «الَّذِينَ ءَاتَيْنَـهُمُ الْكِتَـبَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَآءَهُمْ» ۱ الآيَة، فَإنَّ عُمَرَ بنَ الخَطَّابِ قالَ لِعَبدِاللّهِ بنِ سَلامٍ: هَل تَعرِفونَ مُحَمَّدا في كِتابِكُم؟ قالَ: نَعَم، وَاللّهِ نَعرِفُهُ بِالنَّعتِ الَّذي نَعَتَ اللّهُ لَنا إذا رَأيناهُ فيكُم، كَما يَعرِفُ أحَدُنا ابنَهُ إذا رَآهُ مَعَ الغِلمانِ، وَالَّذي يَحلِفُ بهِ ابنُ سَلامٍ لِأنَّا بِمُحَمَّدٍ هذا أشَدُّ مَعرِفَةً مِنِّي بِابنِي. ۲
تفسير القمّىـ درباره آيه «كسانى كه به ايشان، كتاب [آسمانى] داديم، او (محمّد) را مى شناسند؛ همان گونه كه پسران خود را مى شناسند.» ـ: عمر بن خطّاب به عبداللّه بن سلاّم گفت: آيا شما در كتاب خود، محمّد را مى شناسيد؟ گفت: آرى، به خدا قسم، هرگاه در ميان شما باشد، او را از طريق صفاتى كه خداوند از او برايمان بيان داشته است، مى شناسيم؛ همان گونه كه هر يك از ما هر گاه فرزند خود را در ميان ديگر كودكان ببيند، مى شناسد. سوگند به آن كه ابن سلاّم به او سوگند مى خورد، من اين محمّد را بهتر از فرزندم مى شناسم.
۱.البقرة: 146، الأنعام: 20.
۲.تفسير القمّي: ج 1 ص 195، بحار الأنوار: ج 15 ص 180 ح 2.
الطبقات الكبرى عن ابن عبّاس:بَعَثَت قُرَيشٌ النَّضرَ بنَ الحارِثِ بنِ عَلقَمةَ وعُقبَةَ بنَ أبي مُعَيطٍ وغَيرَهُما إلى يَهودِ يَثرِبَ وقالوا لَهُم: سَلوهُم عَن مُحَمَّدٍ. فَقَدِموا المَدينَةَ فَقالوا: أتَيناكُم لِأمرٍ حَدَثَ فينا؛ مِنَّا غُلامٌ يَتيمٌ حَقيرٌ يَقولُ قَولاً عَظيما، يَزعُمُ أ نَّهُ رَسولُ الرَّحمنِ، ولا نَعرِفُ الرَّحمنَ إلاَّ رَحمانَ اليَمامَةِ! قالوا: صِفوا لَنا صِفَتَهُ، فَوَصَفوا لَهُم، قالوا: فَمَن تَبِعَهُ مِنكُم؟ قالوا: سَفِلَتُنا، فَضَحِكَ حَبرٌ مِنهُم، وقالَ: هذا النَّبيُّ الَّذي نَجِدُ نَعتَهُ ونَجِدُ قَومَهُ أشَدَّ النَّاسِ لَهُ عَداوةً. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از ابن عبّاس ـ: قريش، نضر بن حارث بن علقمه و عُقبة بن ابى معيط و چند نفر ديگر را نزد يهوديان يثرب فرستادند و به آنها گفتند: از آنها درباره محمّد سؤال كنيد. آن عدّه به مدينه وارد شدند و گفتند: ما به خاطر موضوعى كه در ميان ما رخ داده است، نزد شما آمده ايم. جوانى يتيم و حقير، سخن بزرگى مى گويد و به خيال خودش، فرستاده رحمان است، در حالى كه ما رحمانى جز رحمانِ يمامه نمى شناسيم. يهوديان گفتند: اوصاف او را براى ما بگوييد. فرستادگان قريش، اوصاف پيامبر را براى آنان بيان كردند. يهوديان گفتند: از ميان شما چه كسانى پيرو او شده اند؟ جواب دادند: فرومايگان ما. يكى از عالمان يهود، خنديد و گفت: اين همان پيامبرى است كه صفاتش را مى دانيم و مى دانيم كه قومش دشمن ترينِ مردم با او هستند.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 165، الدرّ المنثور: ج 3 ص 579.