حدیث دربارهگواهى دادنِ دارنده علم كتاب

بصائر الدرجات عن الأصبغ بن نباتة:قالَ أميرُ المُؤمنينَ عليه السلام: لَو كُسِرَت لي وِسادَةٌ ۱ فَقَعَدتُ عَلَيها لَقَضَيتُ بَينَ أهلِ التَّوراةِ بِتَوراتِهِم، وأهلِ الإنجيلِ بِإنجيلِهِم، وأهلِ الزَّبورِ بِزَبورِهِم، وأهلِ الفُرقانِ بِفُرقانِهِم، بِقَضاءٍ يَصعَدُ إلَى اللّهِ يَزهَرُ ۲. وَاللّهِ، ما نَزَلَت آيَةٌ في كِتابِ اللّهِ في لَيلٍ أو نَهارٍ إلاَّ وقَد عَلِمتُ فيمَن اُنزِلَت، ولا مِمَّن مَرَّ عَلى رَأسِهِ المَواسي مِن قُرَيشٍ إلاَّ وقَد نَزَلَت فيهِ آيَةٌ مِن كِتابِ اللّهِ تَسوقُهُ إلَى الجَنَّةِ أو إلَى النَّارِ. فَقامَ إلَيهِ رَجُلٌ فَقالَ: يا أميرَ المُؤمِنينَ، مَا الآيَةُ الَّتي نَزَلَت فيكَ؟ قالَ لَهُ: أما سَمِعتَ اللّهَ يَقولُ: «أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ» ؟ قالَ: رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله على بَيّنَةٍ مِن رَبِّهِ، وأنا شاهِدٌ لَهُ فيهِ وأتلوهُ مَعَهُ. ۳
بصائر الدرجاتـ به نقل از اصبغ بن نباته ـ: امير مؤمنان فرمود: «اگر كرسى قضاوت برايم نهاده شود و من بر آن بنشينم، هر آينه ميان پيروان تورات، بر اساس تورات داورى خواهم كرد و ميان پيروان انجيل، مطابق انجيل آنها و ميان پيروان زبور، بر پايه زبورشان و ميان پيروان فرقان، مطابق فرقانشان داورى خواهم كرد؛ داورى اى كه به درگاه خداوند بالا رود و بدرخشد. به خدا قسم، هيچ آيه اى از كتاب خدا در شب يا روز نازل نشد، مگر اين كه مى دانم درباره چه كسى نازل شده است و هيچ فرد قريشى نبود كه به سنّ بلوغ رسيده باشد، مگر اين كه آيه اى از كتاب خدا درباره او نازل شده كه او را به سوى بهشت يا دوزخ سوق مى دهد». مردى برخاست و گفت: اى اميرمؤمنان! چه آيه اى درباره تو نازل شده است؟ حضرت به او فرمود: مگر نشنيده اى كه خداوند مى فرمايد: «آيا كسى از جانب پروردگارش بر حجّتى روشن است و شاهدى از [خويشان] او، پيرو آن است» ؟ آن كه از جانب پروردگارش بيّنه دارد، رسول خداست، و من شاهد او در اين باره هستم و به دنبال او حركت مى كنم».
۱.كَسرَ الوساد: ثنّاه واتّكأ عليه. والوساد: المِخدّة، المتّكأُ، وكلّ ما يوضع تحت الرأس وإن كان من تراب أو حجارة (المعجم الوسيط: ج 2 ص 787 و ص 1031 «و سد»).
۲.زَهَرَ: تَلْألَأ (القاموس المحيط: ج 2 ص 43 «زهر»). وهو كناية عن إحكامه بحيث لايعتريه الزلل والخطأ.
۳.بصائر الدرجات: ص 132 ح 2، بحار الأنوار: ج 35 ص 387 ح 5.

احادیث دیگر این موضوع

۷
امام رضا عليه السلامـ به نقل از پدرانش عليهم السلام ـ: امير مؤمنان در روز جمعه اى كه بر منبر خطبه مى خواند، فرمود: «سوگند به آن كه دانه را شكافت و انسان را آفريد، هيچ مرد قريشى نبود كه به سنّ بلوغ رسيده باشد، مگر اين كه آيه اى از كتاب خداوند عز و جل درباره او نازل شد و من آن مرد و آن آيه را مى شناسم». مردى برخاست و عرض كرد: اى امير مؤمنان! آيه اى كه درباره تو نازل شده، كدام است؟ امير مؤمنان فرمود: «حال كه پرسيدى، گوش كن و لازم نيست كه در اين باره، از شخص ديگرى هم بپرسى. آيا سوره هود را خوانده اى؟». عرض كرد: آرى، اى امير مؤمنان! فرمود: «پس شنيده اى كه خداوند عز و جل مى فرمايد: «آيا كسى از جانب پروردگارش بر حجّتى روشن است و شاهدى از [خويشان] او پيرو آن است» ؟». عرض كرد: آرى. فرمود: «آن كسى كه از جانب پروردگارش بيّنه اى دارد، محمّد صلى الله عليه و آله پيامبر خداست و آن شاهد خودى اى كه به دنبال او مى رود، على بن ابى طالب است. من آن شاهدم و من از او هستم».