حدیث دربارهدورى از فريبكارى

المناقب لابن شهر آشوبـ قالَ عامِرُ بنُ الطُفَيلِ لِلنَّبِيِّ وقَد أرادَ بِهِ غيلَةً ـ: يا مُحَمَّدُ، ما لي إن أسلَمتُ؟ فَقالَ صلى الله عليه و آله: لَكَ ما لِلإسلامِ، وعَلَيكَ ما عَلَى الإسلامِ، فَقالَ: ألا تَجعَلُني الوالِيَ مِن بَعدِكَ؟ قالَ: لَيسَ لَكَ ذلِكَ ولا لِقَومِكَ، ولكِن لَكَ أعِنَّةُ الخَيلِ تَغزو في سَبيلِ اللّهِ. ۱
المناقب، ابن شهرآشوب:همان كسى كه خواست پيامبر صلى الله عليه و آله را غافلگير كند و بكشد، به ايشان گفت: اى محمّد! اگر مسلمان شوم، چه به من مى رسد؟ پيامبر خدا فرمود: «در سود و زيانِ اسلام، شريك خواهى بود». گفت: مرا والىِ بعد از خودت قرار مى دهى؟ فرمود: «اين سِمَت، نه از آنِ تو خواهد بود و نه از آنِ قوم و قبيله تو؛ امّا دهنه هاى اسب ها [فرماندهىِ سواران] را به تو مى سپارم تا در راه خدا بجنگى».
۱.المناقب لابن شهرآشوب: ج 1 ص 257 نقلاً عن الماوردي في أعلام النبوّة، بحار الأنوار: ج 21 ص 372.

احادیث دیگر این موضوع

۲
تفسير القمّى:آيه «و از اين كه هشدار دهنده اى از خودشان برايشان آمده، در شگفت اند» ، در مكّه نازل شد. وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله دعوت خود را در مكّه آشكار ساخت، قريش نزد ابوطالب رفتند و گفتند: اى ابوطالب! برادرزاده تو، ما را نابخرد مى خوانَد و به خدايانمان بد مى گويد و جوانانمان را فاسد و گم راه مى سازد و اتّحاد ما را از هم مى پاشد. اگر نادارى، او را وامى دارد كه چنين سخنانى را مطرح كند، ما حاضريم برايش پولى جمع كنيم كه ثروتمندترين مرد قريش شود، و او را فرمان رواى خود قرار مى دهيم. ابوطالب اين سخن قريش را به اطّلاع پيامبر صلى الله عليه و آله رسانيد، ايشان فرمود: «اگر خورشيد را در دست راست من بگذارند و ماه را در دست چپم، چنين چيزى را نمى خواهم؛ بلكه يك كلمه به من بدهند تا به وسيله آن، بر عرب ها پادشاهى كنند و غير عرب ها در برابرشان سر فرود آورند و شهريارانِ بهشت باشند». ابوطالب اين سخن را به اطلاع قريش رسانيد. آنها گفتند: حاضريم ده كلمه به او بگوييم. پيامبر صلى الله عليه و آله به آنان فرمود: «گواهى دهيد كه هيچ خدايى جز اللّه نيست، و من فرستاده خدا هستم». آنان گفتند: ما سيصد و شصت خدا را بگذاريم و يك خدا را بپرستيم؟! در اين هنگام، خداوند عز و جل اين آيه را فرو فرستاد: «و از اين كه هشدار دهنده اى از خودشان، برايشان آمده، در شگفت اند و كافران گفتند: اين، جادوگرى دروغگوست. و اين [سخن] جز دروغ بافى، هيچ نيست» .