حدیث دربارهراستگويى
الطبقات الكبرى:لَمَّا أُنزِلَت: «وَ أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» ۱ صَعِدَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلَى الصَّفا فَقالَ: يا مَعشَرَ قُرَيشٍ، فَقالَت قُرَيشٌ: مُحَمَّدٌ عَلَى الصَّفا يَهتِفُ! فَأقبَلوا وَاجتَمَعوا فَقالوا: ما لَكَ يامُحَمَّدُ؟
قالَ: أرَأيتَكُم لَو أخبَرتُكُم أنَّ خَيلاً بِسَفحِ هذا الجَبَلِ أكُنتُم تُصَدِّقونَني؟
قالوا: نَعَم، أنتَ عِندَنا غَيرُ مُتَّهَمٍ وما جَرَّبنا عَلَيكَ كِذبَا قَطُّ.
قالَ: فَإنِّي نَذيرٌ لَكُم بَينَ يَدَي عَذابٍ شَديدٍ. يا بَني عَبدِ المُطَّلبِ يابَني عَبدِ مَنافٍ يا بَني زُهرَةَ ـ حَتَّى عَدَّدَ الأفخاذَ مِن قُرَيشٍ ـ، إنَّ اللّهَ أمَرَني أن أُنذِرَ عَشيرَتِيَ الأقرَبينَ، وإنِّي لا أملِكُ لَكُم مِنَ الدُّنيا مَنفَعَةً ولا مِنَ الآخِرَةِ نَصيبا إلاَّ أن تَقولوا: لا إلهَ إلاَّ اللّهُ. قالَ: يَقولُ أبولَهَبٍ: تَبّا لَكَ سائِرَ اليَومِ! ألِهذا جَمَعتَنا؟! فَأنزَلَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: «تَبَّتْ يَدَا أَبِى لَهَبٍ وَ تَبَّ.» ۲ السُّورَةَ كُلَّها. ۳
الطبقات الكبرى:چون آيه «و خويشان نزديكت را هشدار ده» نازل شد، پيامبر صلى الله عليه و آله بالاى كوه صفا رفت و بانگ زد: «اى قريشيان!».
قريش گفتند: اين، محمّد است كه از فراز صفا فرياد مى زند.
پس همگى جمع شدند و به آن جا رفتند و گفتند: چه شده است، اى محمّد؟
فرمود: «اگر من به شما بگويم كه در پشت اين كوه، گروهى سواره هستند، آيا حرف مرا باور مى كنيد؟».
گفتند: آرى، تو در ميان ما، متّهم و بدنام نيستى، و هرگز دروغى از تو نشنيده ايم.
فرمود: «اينك، من شما را از عذابى سخت بيم مى دهم. اى فرزندان عبدالمطّلب! اى فرزندان عبد مناف! اى فرزندان زهره! ـ به همين ترتيب، همه خاندان ها و تيره هاى قريش را نام برد ـ خداوند به من فرمان داده است كه به خويشان نزديكم اعلام خطر كنم، و من نمى توانم هيچ سودى را در دنيا و هيچ بهره اى را در آخرت، براى شما تضمين كنم، مگر اين كه بگوييد: لا اله الاّ اللّه [و ايمان بياوريد]».
در اين هنگام، ابولهب گفت: هلاكت باد تو را! براى همين ما را جمع كردى؟!
در اين هنگام، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ سوره «تَبَّتْ يَدَآ أَبِى لَهَبٍ وَ تَبَّ.» را نازل فرمود.