حدیث دربارهويژگى هاى نام ايشان
عنه صلى الله عليه و آله:أنا أشبَهُ النَّاسِ بِآدَمَ، وإبراهيمُ أشبَهُ النَّاسِ بي خَلقُهُ وخُلقُهُ، وسَمَّانِيَ اللّهُ مِن فَوقِ عَرشِهِ عَشرَةَ أسماءٍ، وبَيَّنَ اللّهُ وَصفي، وبَشَّرَني عَلى لِسانِ كُلِّ رَسولٍ بَعَثَهُ اللّهُ إلى قَومِهِ، وسَمَّاني ونَشَرَ فِي التَّوراةِ اسمي، وبَثَّ ذِكري في أهلِ التَّوراةِ وَالإنجيلِ، وعَلَّمَني كِتابَهُ، ورَفَعَني في سَمائِهِ، وشَقَّ لِي اسما مِن أسمائِهِ، فَسَمَّاني مُحَمَّدا وهُوَ مَحمودٌ، وأخرَجَني في خَيرِ قَرنٍ مِن أُمَّتي، وجَعَلَ اسمي فِي التَّوراةِ أُحَيدَ ۱، فَبِالتَّوحيدِ حَرَّمَ أجسادَ أُمَّتي عَلَى النَّارِ، وسَمَّاني فِي الإنجيلِ أحمَدَ، فَأنا مَحمودٌ في أهلِ السَّماءِ، وجَعَلَ أُمَّتي الحامِدِينَ. وجَعَلَ اِسمي فِي الزَّبورِ ماحي، مَحا اللّهُ عَزَّوجَلَّ بي مِنَ الأرضِ عِبادَةَ الأوثانِ. وجَعَلَ اسمي فِي القُرآنِ مُحَمَّدا، فَأنا مَحمودٌ في جَميعِ القِيامَةِ ۲ في فَصلِ القَضاءِ، لا يَشفَعُ أحَدٌ غَيري. وسَمَّاني فِي القِيامَةِ حاشِرا، يُحشَرُ النَّاسُ عَلى قَدَمي، وسَمَّاني المُوقِفَ، أُوقِفُ النَّاسَ بَينَ يَدَيِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ، وسَمَّاني العاقِبَ، أنا عَقِبُ النَّبِيِّينَ لَيسَ بَعدي رَسولٌ، وجَعَلَني رَسولَ الرَّحمَةِ ورَسولَ التَّوبَةِ ورَسولَ المَلاحِمِ وَالمُقتَفيَ ۳، قَفَّيتُ النَّبِيِّينَ جَماعَةً، وأنا المُقيمُ الكامِلُ الجامِعُ. ومَنَّ عَلَيَّ رَبِّي وقالَ لي: يا مُحَمَّدُ صَلَّى اللّهُ عَلَيكَ فَقَد أرسَلتُ كُلَّ رَسولٍ إلى أُمَّتِهِ بِلِسانِها، وأرسَلتُكَ إلى كُلِّ أحمَرَ وأسوَدَ مِن خَلقي، ونَصَرتُكَ بِالرُّعبِ الَّذي لَم أنصُر بِهِ أحَدا، وأحلَلتُ لَكَ الغَنيمَةَ ولَم تَحِلَّ لِأحَدٍ قَبلَكَ، وأعطَيتُ ۴ لَكَ ولِأُمَّتِكَ كَنزا مِن كُنوزِ عَرشي: فاتِحَةَ الكِتابِ، وخاتِمَةَ سورَةِ البَقرَةِ، وجَعَلتُ لَكَ ولِأُمَّتِكَ الأرضَ كُلَّها مَسجِدا وتُرابَها طَهُورا، وأعطَيتُ لَكَ ولِأُمَّتِكَ التَّكبيرَ، وقَرَنتُ ذِكرَكَ بِذِكري حَتَّى لا يَذكُرُني أحَدٌ مِن أُمَّتِكَ إلاَّ ذَكَرَكَ مَعَ ذِكري، فَطوبى لَكَ يا مُحَمَّدُ ولِأُمَّتِكَ. ۵
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من شبيه ترينِ مردم به آدم هستم، و ابراهيم در قيافه و اخلاق، شبيه ترينِ مردم به من بود. خداوند، از فراز عرش خود، ده نام بر من نهاد و اوصاف مرا بيان كرد و به زبان هر پيامبرى كه به سوى قومش فرستاد، بشارتِ آمدن مرا داد و نام مرا در تورات آورد و معرّفى كرد و نامم را در ميان پيروان تورات و انجيل پراكند و كتاب خود را به من آموخت و در آسمان خود، بلندمرتبه ام گردانيد و از اسماى خود، برايم نامى مشتق ساخت. مرا محمّد ناميد و او نامش محمود است و مرا در ميان بهترين نسل از امّتم مبعوث فرمود. در تورات نام مرا «اُحَيد» ۶ گذاشت. پس به واسطه توحيد، بدن هاى امّت مرا بر آتش حرام گردانيد. در انجيل مرا «احمد» ناميد. پس من در آسمان، محمودم (ستوده ام) و امّت مرا ستايش كنندگان قرار داد. در زبور نام مرا «ماحى (محو كننده)» گذاشت؛ زيرا خداوند عز و جلبه وسيله من، بت پرستى را از روى زمين، محو كرد. در قرآن نام مرا «محمّد» ناميد. پس، من در ميان همه [اهل] قيامت، به هنگام داورى، ستوده هستم. هيچ كس غير از من، شفاعت نمى كند. در قيامت، مرا «حاشر» ناميد؛ چرا كه مردم در پيش پاى من، محشور مى شوند. مرا «مُوقِف» ناميد؛ زيرا مردم را در پيشگاه خداوند عز و جل متوقّف مى كنم. مرا «عاقب» ناميد؛ زيرا من پس از همه پيامبران، قرار دارم و پس از من، پيامبرى نخواهد آمد. مرا رسولِ رحمت و رسولِ توبه و رسولِ حماسه هاى جنگى و «مقتفى» قرار داد؛ زيرا در قفاى همه پيامبران آمده ام. من مقيم و كامل و جامع هستم. پروردگارم بر من منّت نهاد و به من فرمود: «اى محمّد! درود خدا بر تو! من هر پيامبرى را با زبان امّتش به سوى آنها فرستادم؛ امّا تو را به سوى همه خلق خود، از سفيد و سياه، فرستادم و در وحشت، چنان يارى ات كردم كه هيچ كس را بِدان يارى نكردم. غنيمت را براى تو حلال شمردم، در صورتى كه پيش از تو براى هيچ كس، حلال نبوده است. به تو و امّت تو، گنجى از گنج هاى عرش خود عطا كردم: فاتحة الكتاب و آيات پايانى سوره بقره را. براى تو و امّت تو، همه زمين را سجده گاه و خاك آن را پاك و پاك كننده قرار دادم. به تو و امّت تو، تكبير (اللّه اكبر) عطا كردم و نام تو را قرين نام خود ساختم، به گونه اى كه هيچ فردى از امّت تو مرا ياد نمى كند، مگر اين كه در كنار نام من، از تو نيز نام مى برد. پس، خوشا به حال تو و امّت تو، اى محمّد!».
۱.قال شارح الشِّفا للقاضي عياض: اُحَيد بضمّ الهَمزة، وفتح المُهمَلة، وسُكون التَّحتيّة، فدال مُهمَلة، وقيل: بفتح الهَمزة، وسُكون المُهمَلة، وفَتح التَّحتيّة، قالَ: سُمّيتُ اُحيدَ؛ لأ نّي أحيدُ باُمَّتي عَن نارِ جَهَنّمَ، أيأعدِلُ بِهِم، انتهى (بحار الأنوار: ج 16 ص 93).
۲.في معاني الأخبار: «جميع أهل القيامة».
۳.في معاني الأخبار: «المقفّي» بدل «المقتفي».
۴.في المصدر «وأعطيتك» والتصحيح من معاني الأخبار.
۵.علل الشرائع: ص 128 ح 3، الخصال: ص 425 ح 1، معاني الأخبار: ص 50 ـ 51 ح 1 كلّها عن جابر عبد اللّه الأنصاري، بحار الأنوار: ج 16 ص 92 ح 27.
۶.علامه محمدباقر مجلسى، از شرح الشفا نقل مى كند كه پيامبر خدا فرمود: «اُحيد (بازدارنده) ناميده شدم، بدان جهت كه اُمّتم را از آتش دوزخ، باز مى دارم و آنها را به كنار مى كشم» (بحار الأنوار: ج16 ص93).