محمّد از زبان على عليه السلام

31 حدیث
الإمام عليّ عليه السلام:ما بَرَأ اللّهُ نَسَمَةً خَيرا مِن مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله. ۱
امام على عليه السلام:خداوند، انسانى بهتر از محمّد صلى الله عليه و آله نيافريده است.
۱.الكافي: ج 1 ص 440 ح 2 عن حمّاد عن الإمام الصادق عليه السلام.
عنه عليه السلام:إنَّما أنا عَبدٌ مِن عَبيدِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله. ۱
امام على عليه السلام:جز اين نيست كه من، بنده اى از بندگان محمّد صلى الله عليه و آله هستم.
۱.التوحيد: ص 174 ح 3 عن أبي الحسن الموصلي عن الإمام الصادق عليه السلام.
عنه عليه السلامـ لَمّا سُئِلَ عَن صِفَةِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وهُوَ مُحتَبٍ بِحَمائِلِ سَيفِهِ في مَسجِدِ الكوفَةِ ـ: كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أبيَضَ اللَّونِ مُشَرَّبا حُمرَةً، أدعَجَ العَينِ، سَبطَ الشَّعرِ، كَثَّ اللِّحيَةِ، سَهلَ الخَدِّ، ذا وَفرَةٍ، دَقيقَ المَسرُبَةِ، كَأنَّ عُنُقَهُ إبريقُ فِضَّةٍ، لَهُ شَعرٌ مِن لَبَّتِهِ إلى سُرَّتِهِ يَجري كَالقَضيبِ، لَيسَ في بَطنِهِ ولا صَدرِهِ شَعرٌ غَيرُهُ، شَثنُ الكَفِّ وَالقَدَمِ، إذا مَشى كَأ نَّما يَنحَدِرُ مِن صَبَبٍ، وإذا قامَ كَأ نَّما يَنقَلِعُ مِن صَخرٍ، إذا التَفَتَ التَفَتَ جَميعا، كَأنَّ عَرَقَهُ في وَجهِهِ اللُّؤلؤُ، ولَريحُ عَرَقِهِ أطيَبُ مِن المِسكِ الأذفَرِ، لَيسَ بِالقَصيرِ ولا بِالطَّويلِ، ولا

امام على عليه السلامـ وقتى كه در مسجد كوفه، حمايلِ شمشيرش را به خود پيچيده بود و مردى درباره خصوصيات [جسمى] پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال كرد ـ: پيامبر خدا رخسارى سفيد و گلگون داشت و چشمانى سياه و درشت، و موهايى صاف و نرم، و ريشى انبوه و گونه هايى كم گوشت و استخوانى، و گيسوانى كه تا نرمه گوشش مى رسيد، و گردنى چون جام سيمين. از زير گلو تا نافش، خطّ باريكى از مو، چون نى رسته بود و جز آن، مويى بر سينه و شكمش وجود نداشت. دست و پايش درشت و استخوانى بود. هرگاه راه مى رفت، مثل اين بود كه از سرازيرى فرود مى آيد و به هنگام برخاستن، چابك و سريع بود. وقتى به طرفى برمى گشت، با تمام بدنش برمى گشت. دانه هاى عرق، بر چهره اش چون مرواريد بود. عرق بدنش، خوش بوتر از مُشك تند بود. نه كوتاه قامت بود و نه

۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 410، تاريخ دمشق: ج 3 ص 260، كنز العمّال: ج 7 ص 174 ح 18564.
عنه عليه السلام:لَقَد قَرَنَ اللّهُ بِهِ صلى الله عليه و آله مِن لَدُن أن كانَ فَطيما أعظَمَ مَلَكٍ مِن مَلائِكَتِهِ، يَسلُكُ بِهِ طَريقَ المَكارِمِ، ومَحاسِنَ أخلاقِ العالَمِ، لَيلَهُ ونَهارَهُ. ولَقد كانَ يُجاوِرُ في كُلِّ سَنَةٍ بِحِراءَ، فَأراهُ، ولا يَراهُ غَيري. ولَم يَجمَع بَيتٌ واحِدٌ يَومَئِذٍ فِي الإسلامِ غَيرَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وخَديجَةَ وأنا ثالِثُهُما، أرى نورَ الوَحيِ وَالرِّسالَةِ، وأشَمُّ ريحَ النُّبُوَّةِ. ولَقد سَمِعتُ رَنَّةَ الشَّيطانِ حينَ نَزَلَ الوَحيُ عَلَيهِ صلى الله عليه و آله، فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، ما هذِهِ الرَّنَّةُ؟ فَقالَ: هذا الشَّيطانُ قَد أيِسَ مِن عِبادَتِهِ، إنَّكَ تَسمَعُ ما أسمَعُ وتَرى ما أرى، إلاَّ أ نَّكَ لَستَ بِنَبِيٍّ،

امام على عليه السلام:از زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از شير گرفته شد، خداوند، بزرگ ترين فرشته از فرشتگان خود را همدم او گردانيد و آن فرشته، او را شب و روز در راه بزرگوارى ها و خوى هاى والاى انسانى حركت مى داد. هر سال، در كوه حِرا اقامت مى كرد و من او را مى ديدم و كسى جز من، او را نمى ديد. آن روزها، [اهل]هيچ خانه اى به اسلام درنيامده بود، مگر پيامبر صلى الله عليه و آله و خديجه عليهاالسلام و من سومينِ آنان بودم. نور وحى و رسالت را مى ديدم و رايحه نبوّت را مى بوييدم. هنگامى كه وحى بر ايشان نازل شد، من فرياد شيطان را شنيدم و عرض كردم: اى پيامبر خدا! اين چه فريادى است؟ فرمود: «اين، شيطان است كه از پرستيده شدنش مأيوس شده است. آنچه من مى شنوم، تو هم مى شنوى و هر چه من مى بينم، تو هم مى

۱.نهج البلاغة: الخطبة 192، بحار الأنوار: ج 18 ص 271 ح 38.
عنه عليه السلام:كُنتُ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله صَبيحَةَ اللَّيلَةِ الَّتي أُسرِيَ بِهِ فيها وهُوَ بِالحِجرِ يُصَلِّي، فَلَمَّا قَضى صَلاتَهُ وقَضَيتُ صَلاتي سَمِعتُ رَنَّةً شَديدَةً، فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، ما هذِهِ الرَّنَّةُ؟ قالَ: ألا تَعلَمُ؟! هذِهِ رَنَّةُ الشَّيطانِ، عَلِمَ أ نِّي أُسرِيَ بيَ اللَّيلةَ إلَى السَّماءِ، فَأيِسَ مِن أن يُعبَدَ في هذِهِ الأرضِ. ۱
امام على عليه السلام:فرداى آن شبى كه پيامبر خدا به آسمان برده شد، من با او بودم و او در حِجْر [اسماعيل]نماز مى خواند. چون نمازش تمام شد و من نيز نمازم را به پايان بردم، آواز شديدى را شنيدم. عرض كردم: اى پيامبر خدا! اين چه صدايى است؟ فرمود: «مگر نمى دانى؟ اين، بانگ شيطان است كه چون فهميد ديشب به آسمان برده شده ام، از اين كه زين پس در روى اين زمين پرستش شود، نوميد گشت». ۲
۱.شرح نهج البلاغة: ج 13 ص 209. قال ابن أبي الحديد في ذيل الحديث: وقد روي عن النبيّ صلى الله عليه و آله مايشابه هذا، لمّا بايعه الأنصار السبعون ليلة العَقَبة، سُمع من العقبة صوت عالٍ في جوف الليل: يا أهل مكّة، هذا مُذمَّم والصُّباة معه قد أجمعوا على حربكم! فقال رسول اللّه صلى الله عليه و آله للأنصار: ألا تسمعون ما يقول؟! هذا أزبُّ العقبة ـ يعني شيطانها ـ (شرح نهج البلاغة: ج 13 ص 209). قال: وأ مّا أمر الشجرة التي دعاها رسول اللّه صلى الله عليه و آله فالحديث الوارد فيها كثير مستفيض، قد ذكره المحدّثون في كتبهم، وذكره المتكلّمون في معجزات الرسول صلى الله عليه و آله. والأكثرون رووا الخبر فيها على الوضع الّذي جاء في خطبة أمير المؤمنين، ومنهم من يروي ذلك مختصرا أ نّه دعا شجرة فأقبلت تخُدّ إليه الأرض (شرح نهج البلاغة: ج 13 ص 214).
۲.ابن ابى الحديد، در ذيل اين حديث مى گويد: شبيه اين مطلب، از خود پيامبر صلى الله عليه و آله نيز روايت شده است. هنگامى كه هفتاد نفر از انصار، در شب عقبه با پيامبر بيعت كردند، در دلِ شب، صدايى بلند از عقبه شنيده شد كه مى گفت: «اى اهل مكّه! اين نكوهيده و از دينْ برگشتگانِ همدست او، براى جنگ با شما هم داستان شده اند». پيامبر خدا به انصار فرمود: «مى شنويد چه مى گويد؟ اين، شيطانِ عقبه است». او مى گويد: اما درباره آن درخت كه پيامبر صلى الله عليه و آله صدايش زد، احاديث بسيارى آمده است و علماى حديث، آن را در كتاب هاى خود آورده اند و متكلّمان نيز، اين موضوع را در شمار معجزات پيامبر صلى الله عليه و آله ذكر كرده اند. بيشتر محدّثان، اين خبر را به همان گونه اى كه در خطبه امير مؤمنان آمده است، روايت كرده اند و بعضى هم آن را به اختصار روايت مى كنند و مى گويند: پيامبر صلى الله عليه و آله، درختى را صدا زد و آن درخت، در حالى كه زمين را مى شكافت، پيش پيامبر خدا آمد.
عنه عليه السلام:كُنتُ مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله بِمَكَّةَ فَخَرَجنا في بَعضِ نَواحيها، فَمَا استَقبَلَهُ جَبَلٌ ولا شَجَرٌ إلاَّ وهُوَ يَقولُ: السَّلامُ عَلَيكَ يا رَسولَ اللّهِ. ۱
امام على عليه السلام:من در مكّه با پيامبر صلى الله عليه و آله بودم و با هم، به يكى از نواحى شهر رفتيم. ايشان با هيچ كوه و كلوخ و درختى رو به رو نمى شد، مگر اين كه مى گفتند: «سلام بر تو اى پيامبر خدا!».
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 593 ح 3626 عن عبّاد بن أبي يزيد، كنز العمّال: ج 12 ص 365 ح 35370.
عنه عليه السلام:لَقَد رأيتُني أدخُلُ مَعَ [رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله]الوادِيَجج فَلا يَمُرُّ بِحَجَرٍ ولا شَجَرٍ إلاَّ قالَ: السَّلامُ عَليكَ يا رَسولَ اللّهِ، وأنا أسمَعُهُ. ۱
امام على عليه السلام:با پيامبر صلى الله عليه و آله به وادى [مكّه]رفتم. بر هيچ سنگ و درختى نمى گذشت، مگر اين كه مى گفت: «سلام بر تو اى پيامبر خدا!» و من آن را مى شنيدم.
۱.كنز الفوائد: ج 1 ص 272 عن عبّاد بن يزيد، بحار الأنوار: ج 17 ص 388 ح 55؛ كنز العمّال: ج 12 ص 404 ح 35436.
عنه عليه السلام:حَتَّى بَعَثَ اللّهُ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله شَهيدا وبَشيرا ونَذيرا، خَيرَ البَريَّةِ طِفلاً، وأنجَبَها كَهلاً، وأطهَرَ المُطَهَّرينَ شيمَةً، وأجوَدَ المُستَمطَرينَ ديمَةً. ۱
امام على عليه السلام:تا آن كه خداوند، محمّد صلى الله عليه و آله را به عنوان گواه و نويدْ دهنده و هشدار دهنده فرستاد. در كودكى، بهترينِ مردم بود و در ميان سالى، نجيب ترينِ خلايق. اخلاق و خصالش، پاك تر از همه پاكان بود و جود و كرمش، سرشارتر و مداوم تر از بخشندگان.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 105، بحار الأنوار: ج 16 ص 284 ح 135.
عنه عليه السلام:اِختارَهُ مِن شَجَرَةِ الأنبِياءِ، ومِشكاةِ الضِّياءِ، وذُؤابَةِ العَلياءِ، وسُرَّةِ البَطحاءِ، ومَصابيحِ الظُّلمَةِ، ويَنابيعِ الحِكمَةِ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند، او (پيامبر صلى الله عليه و آله) را از شجره پيامبران و از چراغدان روشنايى و از كاكُل بالايى [هستىِ] ۲ و از ناف بطحا و از چراغ هاى روشنى بخشِ تاريكى و از چشمه هاى حكمت، برگزيد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 108، بحار الأنوار: ج 34 ص 240 ح 999.
۲.كنايه از خاندان مشهور و گران قدر.
عنه عليه السلامـ في ذِكرِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: حَتَّى أورى قَبَسا لِقابِسٍ، وأنارَ عَلَما لِحابِسٍ، فَهُوَ أمينُكَ المَأمونُ، وشَهيدُكَ يَومَ الدِّينِ، وبَعيثُكَ نِعمَةً، ورَسولُكَ بِالحَقِّ رَحمَةً. ۱
امام على عليه السلامـ در ياد كرد از پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: تا آن كه براى جوينده شعله [ى هدايت]، شعله اى برافروخت و براى ره گم كرده، آتشى به علامت روشن ساخت. پس او امين و مورد اعتماد توست و گواهِ تو در روز پاداش و برانگيخته نعمت تو و فرستاده به حقِّ تو، كه از روى رحمت و مهر فرستاده اى.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 106، بحار الأنوار: ج 16 ص 381 ح 93.
عنه عليه السلامـ أيضا ـ: حَتَّى أورى قَبَسَ القابِسِ، وأضاءَ الطَّريقَ لِلخابِطِ، وهُدِيَت بِهِ القُلوبُ بَعدَ خَوضاتِ الفِتَنِ وَالآثامِ، وأقامَ بِموضِحاتِ الأعلامِ، ونَيِّراتِ الأحكامِ. ۱
امام على عليه السلامـ در ياد كرد از پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: تا آن كه براى جوينده شعله [ى هدايت]، شعله را برافروخت و براى گم گشته، راه را روشن ساخت و دل هاى فرو رفته در فتنه ها و گناهان، به وسيله او هدايت شدند و او نشانه هاى روشنگر و احكام نورانى را برپا داشت.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 72، بحار الأنوار: ج 16 ص 378 ح 90.
عنه عليه السلامـ أيضا ـ: فَلَقَد صَدَعَ بِما أُمِرَ بِهِ، وبلَّغَ رِسالاتِ رَبِّهِ، فَأصلَحَ اللّهُ بِهِ ذاتَ البَينِ، وآمَنَ بِهِ السُّبُلَ، وحَقَنَ بِهِ الدِّماءَ، وألَّفَ بِهِ بَينَ ذَوِي الضَّغائنِ الواغِرَةِ فِي الصُّدورِ، حَتَّى أتاهُ اليَقينُ. ۱
امام على عليه السلامـ در وصف پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: مأموريتِ خود را آشكار ساخت و پيام هاى پروردگارش را ابلاغ كرد. پس خداوند، به وسيله او، ميان مردم صلح و آشتى برقرار نمود و راه ها را امن ساخت و از خونريزى ها جلوگيرى كرد و دل هاى كينه توز را به يكديگر الفت داد، تا آن گاه كه يقين (مرگ) به سراغش آمد.
۱.شرح نهج البلاغة: ج 1 ص 309.
عنه عليه السلام:لا عَرَضَ لَهُ أمرانِ إلاَّ أخَذَ بِأشَدِّهِما. ۱
امام على عليه السلام:هيچ دو كارى بر پيامبر خدا ارائه نشد، مگر آن كه سخت ترينِ آن دو را برگزيد.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 61 ح 55.
عنه عليه السلام:اِبتَعَثَهُ بِالنُّورِ المُضيءِ، وَالبُرهانِ الجَليِّ، وَالمِنهاجِ البادي، وَالكِتابِ الهادي. أُسرَتُهُ خَيرُ أُسرَةٍ، وشَجَرَتُهُ خَيرُ شَجَرَةٍ، أغصانُها مُعتَدِلَةٌ، وثِمارُها مُتَهَدِّلَةٌ، مَولِدُهُ بمَكَّةَ، وهِجرَتُهُ بِطَيبَةَ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند، او را با نور روشنايى بخش و برهان آشكار و راه پيدا و كتاب راه نما برانگيخت. خاندانش بهترين خاندان است و شجره اش بهترين شجره و شاخه هايش راست و ميوه هايش آويزان. زادگاهش مكّه است و هجرتش به طَيْبه (مدينه).
۱.نهج البلاغة: الخطبة 161، بحار الأنوار: ج 18 ص 222 ح 58.
عنه عليه السلام:حَتَّى أفضَت كَرامَةُ اللّهِ سُبحانَهُ وتَعالى إلى مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله، فَأخرَجَهُ مِن أفضَلِ المَعادِنِ مَنبِتا، وأعَزِّ الأروماتِ مَغرِسا؛ مِنَ الشَّجَرَةِ الَّتي صَدَعَ مِنها أنبِياءَهُ، وَانتَجَبَ مِنها أُمَناءَهُ. سيرَتُهُ القَصدُ، وسُنَّتُهُ الرُّشدُ، وكلامُهُ الفَصلُ، وحُكمُهُ العَدلُ. ۱
امام على عليه السلام:تا آن كه كرامت خداوند سبحان به محمّد صلى الله عليه و آله رسيد. پس او را از برترين رويشگاه ها و ارجمندترين ريشه و تبارها بيرون آورد؛ از درختى كه پيامبرانش را از آن به وجود آورد و اُمناى خويش را از آن برگزيد. راهش راست و معتدل است، و شيوه اش راه نمايى، و سخنش جدا كننده حق از باطل، و حُكمش بر اساس عدل و داد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 94، بحار الأنوار: ج 16 ص 379 ح 91.
عنه عليه السلام:طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ، قَد أحكَمَ مَراهِمَهُ، وأحمى مَواسِمَهُ، يَضَعُ ذلِكَ حَيثُ الحاجَةُ إلَيهِ، مِن قُلوبٍ عُميٍ، وآذانٍ صُمٍّ، وألسِنَةٍ بُكمٍ، مُتَتبِّعٌ بِدَوائِهِ مَواضِعَ الغَفلَةِ ومَواطِنَ الحَيرَةِ، لَم يَستَضيؤوا بِأضواءِ الحِكمَةِ، ولَم يَقدَحوا بِزِنادِ العُلومِ الثَّاقِبَةِ، فَهُم في ذلِكَ كَالأنعامِ السَّائِمَةِ، وَالصُّخورِ القاسِيَةِ. ۱
امام على عليه السلام:طبيبى بود كه با داروى خود، در ميان مردم مى گرديد. مرهم هايش را درست و آماده كرده و ابزار داغ كردنش را تافته بود و آنها را بر هر جا كه لازم بود، از دل هاى كور و گوش هاى كر و زبان هاى گنگ، مى گذاشت. با داروى خود، بيمارى هاى غفلت و سرگردانى را در كسانى درمان مى كرد كه از پرتوهاى حكمت، روشنايى برنگرفته بودند و با آتش زنه هاى دانش هاى درخشان، شعله اى برنيفروخته بودند، و همچون حيواناتِ چرنده و تخته سنگ هاى سخت بودند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 108، بحار الأنوار: ج 34 ص 240 ح 999.
عنه عليه السلام:وأشهَدُ أنَّ مُحَمَّدا عَبدُهُ ورَسولُهُ، دَعا إلى طاعَتِهِ، وقاهَرَ أعداءَهُ جِهادا عَن دينِهِ، لا يَثنيهِ عَن ذلِكَ اجتِماعٌ عَلى تَكذيبِهِ، وَالتِماسٌ لاِءطفاءِ نورِهِ. ۱
امام على عليه السلام:گواهى مى دهم كه محمّد، بنده و فرستاده خداست، به فرمانبرى از خدا فرا خوانْد و در راه دفاع از دين او، دشمنانش را مقهور ساخت، هم داستانى [دشمنان خدا] بر تكذيب و مخالفت با او و كوشش آنان براى خاموش ساختن نورش، او را از اين كار [كه دعوت به طاعت خدا و دفاع از دينش بود] باز نمى داشت.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 190.
عنه عليه السلام:إنَّ اللّهَ سُبحانَهُ بَعَثَ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله نَذيرا لِلعالَمينَ، ومُهَيمِنا عَلَى المُرسَلينَ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند سبحان، محمّد صلى الله عليه و آله را فرستاد تا به جهانيان هشدار دهد و گواه بر پيامبران باشد.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 62، بحار الأنوار: ج 33 ص 596 ح 743.
عنه عليه السلام:أرسَلَهُ داعِيا إلَى الحَقِّ وشاهِدا عَلَى الخَلقِ، فَبَلَّغَ رِسالاتِ رَبِّهِ غَيرَ وانٍ ولا مُقَصِّرٍ، وجاهَدَ فِي اللّهِ أعداءَهُ غَيرَ واهِنٍ ولا مُعَذِّرٍ، إمامُ مَنِ اتَّقى، وبصَرُ مَنِ اهتَدى. ۱
امام على عليه السلام:خداوند، او را براى دعوت به حق و گواه بودن بر مردمان فرستاد و او پيام هاى پروردگارش را، بدون كمترين سستى و كوتاهى، ابلاغ كرد و با دشمنان او، بدون نشان دادن كمترين ضعف و اظهار كوچك ترين بهانه اى، جهاد كرد. او پيشواى پرهيزگاران و ديده رهجويان بود.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 116، بحار الأنوار: ج 18 ص 220 ح 53.
عنه عليه السلام:أرسَلَهُ بِوُجوبِ الحُجَجِ، وظُهورِ الفَلَجِ، وإيضاحِ المَنهَجِ، فَبَلَّغَ الرِّسالَةَ صادِعا بِها، وحَمَلَ عَلَى المَحَجَّةِ دالاًَّ عَلَيها. ۱
امام على عليه السلام:[خداوند] او را با دلايل لازم (قانع كننده)، و با پيروزىِ آشكار و براى روشن ساختن راه، فرستاد و او پيام خداوند را آشكار و ابلاغ كرد و با راه نمايى كردن مردم، آنان را به راه راست كشاند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 185، بحار الأنوار: ج 18 ص 223 ح 59.
عنه عليه السلام:أرسَلَهُ بِحُجَّةٍ كافِيَةٍ، ومَوعِظَةٍ شافِيَةٍ، ودَعوَةٍ مُتَلافِيَةٍ. ۱
امام على عليه السلام:او را با دليلى بسنده و اندرزى شفابخش و دعوتى جبران كننده فرستاد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 161، بحار الأنوار: ج 18 ص 222 ح 58.
عنه عليه السلام:أرسَلَهُ بِالضِّياءِ، وقَدَّمَهُ فِي الاصطِفاءِ، فَرَتَقَ بِهِ المَفاتِقَ، وساوَرَ بِهِ المُغالِبَ، وذَلَّلَ بِهِ الصُّعوبَةَ، وسَهَّلَ بِهِ الحُزونَةَ، حَتَّى سَرَّحَ الضَّلالَ عَن يَمينٍ وشِمالٍ. ۱
امام على عليه السلام:او را با نور و روشنايى فرستاد و در انتخاب و گزينش، او را مقدّم داشت. به واسطه او، گسستگى ها را به هم برآورد و چيره جو را شكست داد و مشكلات را آسان ساخت و ناهموارى ها را هموار كرد، تا جايى كه گم راهى را از راست و چپ دور گردانيد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 213، بحار الأنوار: ج 18 ص 225 ح 66.
عنه عليه السلام:أرسَلَهُ بِأمرِهِ صادِعا، وبِذِكرِهِ ناطِقا، فَأدَّى أمينا، ومَضى رَشيدا، وخَلَّفَ فينا رايَةَ الحَقِّ. ۱
امام على عليه السلام:[خداوند] او را براى آشكار كردن فرمانِ خود و زنده ساختن يادش فرستاد، و او امانت [الهى] را گزارد و ره نموده رفت، و پرچم حق را در ميان ما باقى گذاشت.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 100، بحار الأنوار: ج 34 ص 214 ح 990.
عنه عليه السلام:أشهَدُ أ نَّ مُحَمَّدا عَبدُهُ ورَسولُهُ، أرسَلَهُ بِالدِّينِ المَشهورِ، وَالعَلَمِ المَأثورِ، وَالكِتابِ المَسطورِ، وَالنُّورِ السَّاطِعِ، وَالضِّياءِ اللاَّمِعِ، وَالأمرِ الصَّادِعِ، إزاحَةً لِلشُّبُهاتِ، وَاحتِجاجا بِالبَيِّناتِ، وتَحذيرا بِالآياتِ، وتَخويفا بِالمَثُلاتِ، وَالنَّاسُ في فِتَنٍ انجَذَمَ فيها حَبلُ الدِّينِ. ۱
امام على عليه السلام:گواهى مى دهم كه محمّد، بنده وفرستاده خداست. او را با دينِ شناخته شده و نشانه برگزيده (دست به دست شده) و كتاب نبشته و نور درخشان و روشنىِ تابان و فرمان آشكار فرستاد تا شبهات را بزدايد و با دلايل روشن، حجّت آورى كند و با آيات و نشانه ها هشدار دهد و از كيفرها و عبرت هاى گذشتگان بترساند، و اين در حالى بود كه مردم، گرفتار فتنه هايى بودند كه در آنها ريسمان دين از هم گسيخته بود.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 2، بحار الأنوار: ج 18 ص 217 ح 49.
عنه عليه السلام:أضاءَت بِهِ البِلادُ بَعدَ الضَّلالَةِ المُظلِمَةِ، وَالجَهالَةِ الغالِبَةِ، وَالجَفوَةِ الجافِيَةِ، وَالنّاسُ يَستَحِلُّونَ الحَريمَ، وَيَستَذِلُّونَ الحَكيمَ، يَحيَونَ عَلى فَترَةٍ، ويَموتونَ عَلى كَفرَةٍ. ۱
امام على عليه السلام:شهرها در گم راهىِ تيره و تار، فرورفته بودند و جهل و نادانى، بر آنها چيره بود و خشونت و بربريّت، حاكميت داشت. مردم، حرام را حلال مى كردند و دانشمند را خوار و خفيف مى شمردند و بدون آيين الهى مى زيستند و با كفر و بى دينى مى مردند، پس به نور وجود او (پيامبر) روشن شدند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 151.
عنه عليه السلام:أرسَلَهُ وأعلامُ الهُدى دارِسَةٌ، ومَناهِجُ الدِّينِ طامِسَةٌ، فَصَدَعَ بِالحَقِّ، ونَصَحَ لِلخَلقِ. ۱
امام على عليه السلام:او را در زمانى فرستاد كه نشانه هاى هدايت و راهيابى، از ميان رفته بود و راه هاى آشكار دين، ناپديد گشته بود. پس [پيامبر خدا] حق را آشكار نمود و مردم را ارشاد كرد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 195، بحار الأنوار: ج 34 ص 226 ح 996.
عنه عليه السلام:إنَّ اللّهَ بَعَثَ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله ولَيسَ أحَدٌ مِنَ العَرَبِ يَقرَأُ كِتابا، ولا يَدَّعي نُبُوَّةً، فَساقَ النَّاسَ حَتَّى بَوَّأهُم مَحَلَّتَهُم، وبَلَّغَهُم مَنجاتَهُم. ۱
امام على عليه السلام:خداوند، محمّد صلى الله عليه و آله را در حالى برانگيخت كه هيچ عربى كتابخوان نبود و ادّعاى نبوّت نمى كرد. پس او مردم را تا سرمنزل مقصود، سوق داد و آنان را به جايگاه نجات و رستگارى رسانيد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 33، بحار الأنوار: ج 18 ص 226 ح 69.
عنه عليه السلام:أ مَّا بَعدُ، فَإنَّ اللّهَ سُبحانَهُ بَعَثَ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله ولَيسَ أحَدٌ مِنَ العَرَبِ يَقرَأُ كِتابا، ولا يَدَّعي نُبُوَّةً ولا وَحيا، فَقاتَلَ بِمَن أطاعَهُ مَن عَصاهُ، يَسوقُهُم إلى مَنجاتِهِم. ۱
امام على عليه السلام:اما بعد، خداوند سبحان، محمّد صلى الله عليه و آله را زمانى برانگيخت كه هيچ عربى، نه كتابى مى خواند و نه ادّعاى نبوّتى و نه ادّعاى وحى اى مى كرد. پس ايشان با كمك پيروان خويش، با مخالفانش پيكار كرد تا آنان را به سوى سر منزل نجات سوق دهد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 104، بحار الأنوار: ج 18 ص 220 ح 52.
عنه عليه السلام:. إلى أن بَعَثَ اللّهُ مُحَمَّدا رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله. وأهلُ الأرضِ يَومَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ، وأهواءٌ مُنتَشِرَةٌ، وطَرائِقُ مُتَشَتِّتَةً، بَينَ مُشَبِّهٍ للّهِِ بِخَلقِهِ، أو مُلحِدٍ فِي اسمِهِ، أو مُشيرٍ إلى غَيرِهِ، فَهَداهُم بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ. ۱
امام على عليه السلام:. تا اين كه خداوند، محمّد را به رسالتْ مبعوث كرد. و در آن روزگار، مردم روى زمين، آيين هاى پراكنده و خواست ها و اهداف (عقايد) گوناگون داشتند و راه هاى پراكنده را مى پيمودند. گروهى، خدا را به آفريدگانش تشبيه مى كردند و جماعتى، در نام او كجروى مى كردند و طايفه اى، خدايى جز او را نشان مى دادند. پس خداوند، آنان را به واسطه پيامبر، از گم راهى به درآورد و هدايت نمود.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 1، بحار الأنوار: ج 18 ص 216 ح 48.
عنه عليه السلام:اللَّهُمَّ. اجعَل شَرائِفَ صَلَواتِكَ، ونَوامِيَ بَرَكاتِكَ، عَلى مُحَمَّدٍ عَبدِكَ ورَسولِكَ، الخاتِمِ لِما سَبَقَ، وَالفاتِحِ لِمَا انغَلقَ، وَالمُعلِنِ الحَقَّ بِالحَقِّ. اللَّهُمَّ افسَح لَهُ مَفسَحا في ظِلِّكَ، وَاجزِهِ مُضاعَفاتِ الخَيرِ مِن فَضلِكَ، اللَّهُمَّ وَأعلِ عَلى بِناءِ البانينَ بِناءَهُ، وأكرِم لَدَيكَ مَنزِلَتَهُ، وأتمِم لَهُ نورَهُ، وَاجزِهِ مِنِ ابتِعاثِكَ لَهُ مَقبولَ الشَّهادَةِ، مَرضِيَّ المَقالَةِ، ذا مَنطِقٍ عَدلٍ، وخُطبَةٍ فَصلٍ. ۱
امام على عليه السلام:بار خدايا!. برترين درودها و پربارترين بركت هايت را بر محمّد، بنده و فرستاده خويش، قرار ده؛ همو كه ختم كننده نبوّت است و گشاينده درهاى بسته [ى سعادت و رحمت] و آشكار كننده حق با حق. بار خدايا! در سايه [رحمت] خويش، جايى فراخ براى او بگشاى و از فضل خويش، او را خيرهاى مضاعف پاداش ده. بار خدايا! بنيان [شريعت] او را از بنيان پيشينيان، بالاتر ببَر و منزلت او را نزد خويش، گرامى دار و نور او را كامل گردان و پاداش پيامبرى اش را شهادتِ پذيرفته و گفتارِ پسنديده قرار ده كه گفتارش راست و درست و سخنش جدا كننده حق از باطل بود.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 72، بحار الأنوار: ج 94 ص 83 ح 3.
عنه عليه السلامـ وهُوَ يَلي غُسلَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وتَجهيزَهُ ـ: بِأبي أنتَ وأُمِّي يا رَسولَ اللّهِ! لَقَدِ انقَطَعَ بِمَوتِكَ ما لَم يَنقَطِع بِمَوتِ غَيرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَالإنباءِ وأخبارِ السَّماءِ. خَصَّصتَ حَتَّى صِرتَ مُسَلِّيا عَمَّن سِواكَ، وعَمَّمتَ حَتَّى صارَ النَّاسُ فيكَ سَواءً. بِأبي أنتَ وأُمِّي! اذكُرنا عِندَ رَبِّكَ، وَاجعَلنا مِن بالِكَ. ۱
امام على عليه السلامـ در حالى كه مشغول غسل دادن و آماده كردن پيكر پيامبر صلى الله عليه و آله براى كفن و دفن بود ـ: پدر و مادرم فداى تو اى پيامبر خدا! با مرگ تو، چيزى به پايان رسيد كه با مرگ كسى جز تو، به پايان نرسيد: نبوّت و خبر دادن و خبرهاى آسمان. تو چنان در دل ها نشستى كه داغ تو، تسلّى بخش هر داغ ديگرى است و چندان در ميان مردم جا باز كردى كه همگان، در مصيبت تو ماتم گرفتند. پدر و مادرم فدايت باد! ما را در نزد پروردگارت ياد كن و به خاطرمان داشته باش.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 235، بحار الأنوار: ج 22 ص 542 ح 55.