محبّت خدا
6 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: وَاللّهِ! لا يُلقِي اللّهُ حَبيبَهُ فِي النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: به خدا سوگند كه خداوند، دوست خود را در آتش نمىاندازد!
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 195 ح 7347 و ج 1 ص 126 ح 194، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 209 ح 12018 وفيه «ولاء اللّه عزّوجلّ» بدل «واللّه»، شعب الإيمان: ج 5 ص 422 ح 7133، مسند أبي يعلى: ج 4 ص 38 ح 3736 كلّها عن أنس، كنزالعمّال: ج 15 ص 777 ح 43062.
الإمام عليّ عليه السلام: يا إلهي وسَيِّدي ورَبّي، أتُراكَ مُعَذِّبي بِنارِكَ بَعدَ تَوحيدِكَ، وبَعدَ مَا انطَوى عَلَيهِ قَلبي مِن مَعرِفَتِكَ، ولَهِجَ بِهِ لِساني مِن ذِكرِكَ، وَاعتَقَدَهُ ضَميري مِن حُبِّكَ؟! ۱
امام على عليه السلام: معبودا، سَرورا، پروردگارا! آيا به راستى مرا با آتشت، عذاب خواهى كرد، پس از آن كه به يكتايى تو ايمان آوردهام؟! و پس از آن كه شناخت تو در قلبم آميخته است و زبانم به ياد و نام تو گويا گشته و نهادم با محبّت تو گِره خورده است؟!
۱.مصباح المتهجّد: ص 846 ح 910، الإقبال: ج 3 ص 334 كلاهما عن كميل بن زياد، البلد الأمين: ص 189، المصباح للكفعمي: ص 739.
الكافي عن أبي حمزة: رَأَيتُ عَلِيَّ بنَ الحُسَينِ عليه السلام في فِناءِ الكَعبَةِ فِي اللَّيلِ و هُوَ يُصَلّي، فَأَطالَ القيامَ حَتّى جَعَلَ مَرَّةً يَتَوَكَّأُ عَلى رِجلِهِ اليُمنى ومَرَّةً عَلى رِجلِهِ اليُسرى، ثُمَّ سَمِعتُهُ يَقولُ بِصَوتٍ كَأَنَّهُ باكٍ: يا سَيِّدي، تُعَذِّبُني وحُبُّكَ في قَلبي؟! ۱
الكافى ـ به نقل از ابو حمزه ـ : امام زين العابدين عليه السلام را شبهنگام، در آستان كعبه ديدم كه به نماز، ايستاده است و چندان قيام خود را به درازا كشانْد كه گاه بر پاى راست خود، تكيه مىداد و گاه بر پاى چپش. سپس شنيدم كه با صدايى اندوهناك مىگويد: «اى سَرور من! آيا مرا عذاب خواهى كرد، در حالى كه مهر تو در دلم جاى دارد؟!».
۱.الكافي: ج 2 ص 579 ح 10، بحارالأنوار: ج 46 ص 107 ح 100 وراجع: مصباح المتهجّد: ص 271 ح 910 و جمال الاُسبوع: ص 134.
رجال النجاشي عن الياس: سَمِعتُ أبا عَبدِاللّهِ عليه السلام يَقولُ: وَاللّهِ! لا يَموتُ عَبدٌ يُحِبُّ اللّهَ ورَسولَهُ ويَتَولَّى الأَئِمَّةَ عليهم السلام، فَتَمَسُّهُ النّارُ. ثُمَّ أعادَ الثّانِيَةَ وَالثّالِثَةَ مِن غَيرِ أن أسأَلَهُ. ۱
رجال النجاشى ـ به نقل از الياس ـ : شنيدم كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «به خدا سوگند، هر بندهاى كه خدا و پيامبر او را دوست بدارد و دوستدارِ امامان باشد و بميرد، آتش [دوزخ] به او نمىرسد».
اين مطلب را دوباره و سهباره، تكرار كرد، بدون آن كه من از ايشان بخواهم.
۱.رجال النجاشي: ج 1 ص 138، الدعوات: ص 275 ح 788 عن عليّ بن العزيز الخراز، شرح الأخبار: ج 3 ص 463 ح 1355 عن الحضرمي نحوه، بحارالأنوار: ج 68 ص 138 ح 35.
الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ النّاسَ يَعبُدونَ اللّهَ عز و جل عَلى ثَلاثَةِ أوجُهٍ: فَطَبَقَةٌ يَعبُدونَهُ رَغبَةً في ثَوابِهِ، فَتِلكَ عِبادَةُ الحُرَصاءِ؛ وهُوَ الطَّمَعُ، وآخَرونَ يَعبُدونَهُ فَرَقا مِنَ النّارِ، فَتِلكَ عِبادَةُ العَبيدِ؛ وهِيَ الرَّهبَةُ، ولكِنّي أعبَدُهُ حُبّا لَهُ عز و جل، فَتِلكَ عِبادَةُ الكِرامِ؛ وهُوَ الأَمنُ؛ لِقَولِهِ عز و جل: «وَ هُم مِّن فَزَعٍ يَوْمَـئِذٍ ءَامِنُونَ» ۱، ولِقَولِهِ عز و جل: «قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِى يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ» ۲، فَمَن أحَبَّ اللّهَ أحَبَّهُ اللّهُ عز و جل، ومَن أحَبَّهُ اللّهُ عز و جل كانَ مِنَ الآمِنينَ. ۳
امام صادق عليه السلام: مردم، خداوند عز و جل را سه گونه عبادت مىكنند: يك طبقه، او را از سرِ اشتياق به پاداشش عبادت مىكنند كه اين، عبادت آزمندان است و اين، طمع است. گروهى ديگر، او را از ترس آتش، عبادت مىكنند كه اين، عبادتِ بندگان است و اين [ناشى از] بيم است؛ ولى من از سرِ محبّت به او عبادتش مىكنم كه اين، عبادتِ آزادگان است و اين، [مايه] امن [و امان]است، به دليل اين
سخن خداى عز و جل كه: «و آنان از وحشت آن روز، در اماناند» ، و به دليل اين سخن خداى عز و جل كه: «بگو: اگر خدا را دوست داريد، از من پيروى كنيد تا خداوند نيز دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد» .
پس هر كه خدا را دوست بدارد، خداوند عز و جل نيز او را دوست مىدارد، و هر كه خداوند عز و جل دوستش بدارد، از امانيافتگان است.
الإمام زين العابدين عليه السلام ـ في المناجات ـ :
أتُحرِقُني بِالنّارِ يا غايَةَ المُنىفَأَينَ رَجائي ثُمَّ أينَ مَحَبَّتي. ۱
امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات با خداوند متعال ـ : آيا مرا با آتش خواهى سوزانْد، اى نهايتِ آرمانم؟
پس اميدم چه مىشود؟ پس محبّتم [به تو] كجا مىرود؟
۱.المناقب لابن شهر أشوب: ج 4 ص 151 عن طاووس الفقيه، بحارالأنوار: ج 87 ص 200 ح 8.