جنگيدن با امام على عليه السلام

3 حدیث
الإمام عليّ عليه ‏السلام عن النبيّ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: أنَّه تَلا هذِهِ الآيَةَ: «أُوْلَـائِكَ أَصْحَـبُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ» ۱، قيلَ: يا رَسولَ اللّه‏ِ، مَن أصحابُ النّارِ؟ قالَ: مَن قاتَلَ عَلِيّا بَعدي، أولئِكَ هُم أصحابُ النّارِ مَعَ الكُفّارِ، فَقَد كَفَروا بِالحَقِّ لَمّا جاءَهُم. ألا وإنَّ عَلِيّا مِنّي، فَمَن حارَبَهُ فَقَد حارَبَني وأسخَطَ رَبّي. ثُمَّ دَعا عَلِيا عليه ‏السلام فَقالَ: يا عَلِيُّ، حَربُكَ حَربي، وسِلمُكَ سِلمي، وأنتَ العَلَمُ فيما بَيني وبَينَ أُمَّتي بَعدي. ۲
امام على عليه ‏السلام: پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله اين آيه را تلاوت كرد: «آنان اهل آتش‏اند و در آن، جاويدان‏اند» . يكى پرسيد: اى پيامبر خدا! چه كسانى اهل آتش‏اند؟ فرمود: «كسانى كه پس از من، با على بجنگند. اينان با كافران در آتش‏اند؛ زيرا به حق ـ كه برايشان آمد ـ، كفر ورزيده‏اند. بدانيد كه على از من است. پس هر كه با او بجنگد، با من جنگيده و پروردگارِ مرا به خشم آورده است». پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله سپس مرا صدا زد و فرمود: «اى على! جنگ تو، جنگ من است و صلح تو، صلح من. پس از من، تو در آنچه ميان من و امّت من است، نشانه هستى».
۱.البقرة: 275.
۲.الأمالي للطوسي: ص 364 ح 763 عن عليّ بن عليّ بن رزين عن الإمام الرضا عليه ‏السلام عن آبائه عليهم ‏السلام عن النزال بن سبرة، بحار الأنوار: ج 27 ص 203 ح 3.
تاريخ بغداد عن أبي أيوب: سَمِعتُ رَسولَ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله يَقولُ لِعَمّارٍ: يا عَمّارُ، تَقتُلُكَ الفِئَةُ الباغيَةُ، وأنتَ إذ ذاكَ مَعَ الحَقِّ وَالحَقُّ مَعَكَ. يا عَمّارَ بنَ ياسِرٍ، إن رَأَيتَ عَليًّا قَد سَلَكَ واديا وسَلَكَ النّاسُ وادياً غَيرَهُ، فَاسلُك مَعَ عَليٍّ؛ فَإِنَّهُ لَن يُدليَكَ في رَدىً، ولَن يُخرِجَكَ مِن هُدىً. يا عَمّارُ، مَن تَقَلَّدَ سَيفاً أعانَ بِهِ عَليّاً عَلى عَدُوِّهِ قَلَّدَهُ اللّه‏ُ يَومَ القيامَةِ وِشاحَينِ مِن دُرٍّ، ومَن تَقَلَّدَ سَيفاً أعانَ بِهِ عَدوَّ عَليٍّ عَلَيهِ قَلَّدَهُ اللّه‏ُ يَومَ القيامَةِ وِشاحَينِ مِن نارٍ. ۱
تاريخ بغداد ـ به نقل از ابو ايّوب ـ : از پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله شنيدم كه به عمّار مى‏فرمايد: «اى عمّار! گروه ياغى، در حالى تو را مى‏كشند كه تو در آن هنگام، با حق هستى و حق با توست. اى عمّار بن ياسر! اگر على را ديدى كه از راهى مى‏رود و مردم از راهى ديگر، تو با على برو؛ چرا كه او تو را به نابودى نمى‏كشانَد و هرگز از راه درست بيرونت نمى‏بَرَد. اى عمّار! هر كس شمشيرى حمايل كند تا با آن، على را در برابر دشمنش يارى دهد، خداوند در روز قيامت، بر او دو حمايل دُرنشان مى‏بندد، و هر كس شمشيرى حمايل كند تا با آن، دشمن على را در برابرش يارى رساند، خداوند در روز قيامت، دو حمايل از آتش بر او مى‏بندد».
۱.تاريخ بغداد: ج 13 ص 187 الرقم 7165، تاريخ دمشق: ج 42 ص 472؛ كشف اليقين: ص 269 ح 306 نحوه، الطرائف: ص 104 ح 153، كشف الغمّة: ج 1 ص 144، بحار الأنوار: ج 38 ص 32 ح 10.
الإمام عليّ عليه ‏السلام ـ مِن كِتابٍ كَتَبَهُ إلى مُعاوِيَةَ جَواباً عَلى كِتابٍ مِنهُ إلَيهِ ـ : أمّا طَلَبُكَ إلَيَّ الشّامَ، فَإِنّي لَم أكُن لِاُعطِيَكَ اليَومَ ما مَنَعتُكَ أمسِ. وأمّا قَولُكَ: إنَّ الحَربَ قَد أكَلَتِ العَرَبَ إلّا حُشاشاتِ أنفُسٍ بَقِيَت، ألا ومَن أكَلَهُ الحَقُّ فَإِلَى الجَنَّةِ، ومَن أكَلَهُ الباطِلُ فَإِلَى النّارِ. ۱
امام على عليه ‏السلام ـ در پاسخ به نامه معاويه ـ : امّا اين كه شام را از من خواسته‏اى [كه به تو واگذار نمايم]، من كسى نيستم كه آنچه را ديروز از تو دريغ ورزيدم، امروز به تو ببخشم. و امّا اين كه گفته‏اى: جنگ، عرب‏ها را خورده و تنها نيمْ‏جان‏هايى باقى مانده است، آگاه باش كه هر كس حق، او را خورده [و در راه حق كشته شده]، ره‏سپار بهشت گشته است، و هر كس كه باطل، او را طعمه خويش كرده، راه دوزخ را در پيش گرفته است.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 17.