حدیث دربارهعتبة بن ربيعه
صحيح مسلم عن أنس: إِنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله تَرَكَ قَتلى بَدرٍ ثَلاثا ثُمَّ أَتاهُم، فَقامَ عَلَيهِم فَناداهُم، فَقالَ: يا أَبا جَهلِ بنَ هِشامٍ، يا أُمَيَّةَ بنَ خَلَفٍ، يا عُتبَةَ بنَ رَبيعَةَ، يا شَيبَةَ بنَ رَبيعَةَ! أَلَيسَ قَد وَجَدتُم ما وَعَدَ رَبُّكُم حَقّا؟ فَإِنّي قَد وَجَدتُ ما وَعَدني رَبّي حَقّاً.
فَسَمِعَ عُمَرُ قَولَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، فَقالَ: يا رَسُولَ اللّهِ، كَيفَ يَسمَعوا وَ أَنّى يُجيبوا وَقَد جَيَّفوا؟
قالَ: وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ! ما أَنتُم بِأَسمَعَ لِما أَقولُ مِنهُم، وَلكِنَّهُم لا يَقدِرونَ أن يُجيبوا. ثُمَّ أَمَرَ بِهِم فَسُحِبوا فَأُلقوا في قَليبِ ۱
بَدرٍ. ۲
صحيح مسلم ـ به نقل از اَنَس بن مالك ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كشتگان بدر را سه روز وا نهاد و سپس نزد آنها آمد و در كنارشان ايستاد و صدا زد: «اى ابو جهل بن هشام! اى اميّة بن خلف! اى عتبة بن ربيعه! اى شيبة بن ربيعه! آيا آنچه را پروردگارتان به شما وعده داد، راست نيافتيد؟ من كه آنچه را پروردگارم به من وعده داده بود، راست يافتم».
عمر، سخن پيامبر صلى الله عليه و آله را شنيد. گفت: اى پيامبر خدا! چگونه بشنوند و چه سان پاسخ دهند، در حالى كه به مردارى تبديل شدهاند؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «سوگند به آن كه جانم در دست اوست، آنها سخنِ من را همان گونه مىشنوند كه شما مىشنويد؛ ليكن آنها نمىتوانند پاسخ دهند». سپس دستور داد جسد آنان را كشان كشان بردند و در چاه بدر انداختند.