حدیث دربارهاُمية بن خلف
السيرة النّبويّة لابن هشام: أُمَيَّةُ بنُ خَلَفِ بنَ وَهبِ بنِ حُذافَةَ بنِ جُمَحٍ، كانَ إِذا رَأى رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله هَمَزَهُ وَلَمَزَهُ، فَأَنزَلَ اللّهُ تَعالى فيهِ: «وَيلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ * الَّذِى جَمَعَ مَالًا وَ عَدَّدَهُ * يَحسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخلَدَهُ * كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِى الحُطَمَةِ * وَ مَا أَدرَاكَ مَا الحُطَمَةُ * نَارُ اللَّهِ المُوقَدَةُ * الَّتِى تَطَّـلِعُ عَلَى الْأَفْئدَةِ * إِنَّهَا عَلَيهِم مُّؤصَدَةٌ * فِى عَمَدٍ مُّمَدَّدَةِ» ۱. ۲
السيرة النبويّة، ابن هشام: اميّة بن خلف بن وهب بن حذافة بن جُمَح، هر گاه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را مىديد، به ايشان زخم زبان و پوزخند مىزد. پس خداوند متعال، اين سوره را در باره او فرو فرستاد: «واى بر هر بدگوى عيبجويى؛ همو كه مالى گرد آورد و برشمردش! پندارد كه مالش او را جاويد كرده است؛ ولى نه! قطعا در آتش خرد كننده فرو افكنده خواهد شد. و تو چه دانى كه آن آتشِ خرد كننده چيست؟ آتش افروخته خدا است. آتشى كه به دلها مىرسد، در ستونهايى دراز، [كه آنان را در ميان فرا مىگيرد]» .