حدیث دربارهاُبىّ بن خَلَف
السيرة النّبويّة لابن هشام: مَشى أُبَيُّ بنُ خَلَفٍ إِلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِعَظمٍ بالٍ قَد أَرفَتَ ۱، فَقالَ: يا مُحَمَّدُ! أَنتَ تَزعُمُ أَنَّ اللّهَ يَبعَثُ هذا بَعدَما أَرَمَّ ۲؟! ثُمَّ فَتَّهُ في يَدِهِ، ثُمَّ نَفَخَهُ فِي الرّيحِ نَحوَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله.
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: نَعَم، أنَا أَقُولُ ذلِكَ، يَبعَثُهُ اللّهُ وَإِيّاكَ بَعدَما تَكونانِ هكَذا، ثُمَّ يُدخِلُكَ اللّهُ النّارَ.
فَأَنزَلَ اللّهُ تَعالى فيهِ: «وَ ضَرَبَ لَنَا مَثَلاً وَ نَسِىَ خَلقَهُ قَالَ مَن يُحىِ العِظَـمَ وَ هِىَ رَمِيمٌ * قُل يُحيِيهَا الَّذِى أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلقٍ عَلِيمٌ * الَّذِى جَعَلَ لَكُم مِّنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنتُم مِّنهُ تُوقِدُونَ» ۳. ۴
السيرة النبويّة، ابن هشام: اُبَىّ بن خلف با استخوانى پوسيده و خرد شده نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رفت و گفت: اى محمّد! تو مىگويى كه خداوند اين را كه پوسيده شده، زنده مىكند؟ سپس آن را در دستش نرم كرد و به طرف پيامبر خدا به باد داد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «آرى، من اين را مىگويم. خداوند، آن را و تو را زان پس كه چنين شدهايد، زنده مىگرداند و آن گاه تو را به آتش مىبرد».
پس خداوند متعال، اين آيات را در بارهاش فرو فرستاد: «و براى ما مَثَلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد، گفت: چه كسى اين استخوانها را كه چنين پوسيده است، زندگى مىبخشد؟ بگو: همان كسى كه نخستين بار، آن را پديد آورد و اوست كه به هر گونه آفرينشى داناست؛ همو كه بر اينان از درخت سبزفام، اخگر نهاد كه از آن آتش مىافروزيد» .