حدیث دربارهچگونگى روانه ساختن بزهكاران به سوى دوزخ
مسند ابن حنبل عن البراء بن عازب: قالَ [رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله]: إنَّ العَبدَ الكافِرَ إذا كانَ فِي انقِطاعٍ مِنَ الدُّنيا وإقبالٍ مِنَ الآخِرَةِ، نَزَلَ إلَيهِ مِنَ السَّماءِ مَلائِكَةٌ سودُ الوُجوهِ مَعَهُمُ المُسُوحُ ۱، فَيَجلِسونَ مِنهُ مَدَّ البَصَرِ، ثُمَّ يَجيءُ مَلَكُ المَوتِ حَتّى يَجلِسَ عِندَ رأسِهِ، فَيَقولُ: أيَّتُهَا النَّفسُ الخَبيثَةُ اخرُجي إلى سَخَطٍ مِنَ اللّهِ وغَضَبٍ.
قالَ: فَتَفَرَّقُ في جَسَدِهِ، فَيَنتَزِعُها كَما يُنتَزَعُ السَّفّودُ ۲ مِنَ الصُّوفِ المَبلولِ،
فَيَأخُذُها، فَإِذا أخَذَها لَم يَدَعوها في يَدِهِ طَرفَةَ عَينٍ حَتّى يَجعَلوها في تِلكَ المُسوحِ، ويَخرُجُ مِنها كَأَنتَنِ ريحِ جيفَةٍ وُجِدَت عَلى وَجهِ الأَرضِ، فَيَصعَدونَ بِها، فَلا يَمُرّونَ بِها عَلى مَلَاً? مِنَ المَلائِكَةِ إلّا قالوا: ما هذَا الرّوحُ الخَبيثُ؟ فَيَقولونَ: فُلانُ بنُ فلانٍ، بِأَقبَحِ أسمائِهِ الَّتي كانَ يُسَمّى بِها فِي الدُّنيا، حَتّى يُنتَهى بِهِ إلَى السَّماءِ الدُّنيا فيُستَفتَحُ لَهُ فلا يُفتَحُ لَهُ، ثُمَّ قَرَأَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: «لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَ بُ السَّمَاءِ وَلَا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِى سَمِّ الْخِيَاطِ» ۳ فَيَقولُ اللّهُ عز و جل: اُكتُبوا كِتابَهُ في سِجّينٍ فِي الأَرضِ السُّفلى، فَتُطرَحُ روحُهُ طَرحا، ثُمَّ قَرَأَ: «وَ مَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِى بِهِ الرِّيحُ فِى مَكَانٍ سَحِيقٍ» ۴، فَتُعادُ روحُهُ في جَسَدِهِ ويَأتيهِ مَلَكانِ، فَيُجلِسانِهِ فَيَقولانِ لَهُ: مَن رَبُّكَ؟ فَيَقولُ: هاه هاه، لا أدري! فَيَقولانِ لَهُ: ما دينُكَ؟ فَيَقولُ: هاه هاه، لا أدري! فَيَقولانِ لَهُ: ما هذَا الرَّجُلُ الَّذي بُعِثَ فيكُم؟ فَيَقولُ: هاه هاه، لا أدري! فَيُنادي مُنادٍ مِنَ السَّماءِ: أن كَذَبَ، فَافرُشوا لَهُ مِنَ النّارِ وَافتَحوا لَهُ بابا إلَى النَّارِ، فَيَأتيهِ مِن حَرِّها وسُمومِها، ويَضيقُ عَلَيهِ قَبرُهُ حَتّى تَختَلِفَ فيهِ أضلاعُهُ، ويَأتيهِ رَجُلٌ قَبيحُ الوَجهِ قَبيحُ الثِّيابِ مُنتِنُ الرّيحِ، فَيَقولُ: أبشِر بِالَّذي يَسوءُكَ، هذا يَومُكَ الَّذي كُنتَ توعَدُ، فَيَقولُ: مَن أنتَ؟ فَوَجهُكَ الوَجهُ يَجيءُ بِالشَّرِّ؟ فَيَقولُ: أنَا عَمَلُكَ الخَبيثُ، فَيَقولُ: رَبِّ! لا تُقِمِ السّاعَةَ. ۵
مسند ابن حنبل ـ به نقل از براء بن عازب ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «آن گاه كه بنده كافر در آستانه بريدن از دنيا و رفتن به آخرت قرار مىگيرد، فرشتگانى سياهچهره با پلاسهايى سياه از آسمان، فرود مىآيند و در ديدرَسِ او مىنشينند. سپس فرشته مرگ مىآيد و كنار سرش مىنشيند و مىگويد: اى نفْس ناپاك! به سوى ناخشنودى و خشم خدا بيرون شو.
پس آن فرشته در جسم او پراكنده مىشود و نفْس را مانند سيخ كباب كه از پشم تَر بيرون مىكشند، بيرون مىكشد و آن را مىگيرد و چون آن را گرفت، آن فرشتگان سياهچهره در چشم بر هم زدنى، آن را از دستش مىستانند و در آن
پلاسها مىگذارند و از آن، [بويى] مانند گندترين بوى مردارى كه در روى زمين يافت شده، بر مىخيزد. آن فرشتگان، او را بالا مىبرند. هر جمعى از فرشتگان كه او را بر آنان مىگذرانند، مىگويند: اين روح پليد چيست؟
آن فرشتگان مىگويند: فلان، پسر فلان! و زشتترين نامهايش را كه در دنيا او را با آنها مىخواندهاند، به كار مىبرند، تا اين كه او را به آسمان پايين مىرسانند و مىگويند: در را برايش باز كنيد. امّا برايش باز نمىشود».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس اين آيه را خواند: «درهاى آسمان را برايشان نمىگشايند و در بهشت در نمىآيند، مگر آن كه طناب در سوراخ سوزن، داخل شود» [و فرمود:] «پس خداوند عز و جل مىفرمايد: كارنامه او را در زندانى در زمين زيرين بنويسيد. در اين هنگام، روح او به سختى به زير افكنده مىشود». پيامبر صلى الله عليه و آله سپس اين آيه را قرائت نمود: «و كسى كه براى خدا شريك آورد، چنان است كه گويى از آسمان، فرو افتاده و مرغان [شكارى]، او را ربودهاند، يا باد، او را به جايى دور، افكنده است» [و فرمود:] «دوباره روحش به پيكرش باز مىگردد و دو فرشته به نزدش مىآيند و او را مىنشانند و مىپرسند: خداوندِ تو كيست؟
او مىگويد: هاه، هاه! ۶ نمىدانم.
مىپرسند: دينت چيست؟
مىگويد: هاه، هاه! نمىدانم.
مىپرسند: اين مردى كه در ميان شما برانگيخته شد، كيست؟
مىگويد: هاه، هاه! نمىدانم.
پس، منادىاى از آسمان ندا مىدهد كه: تكذيب كرد. پس، فرشى از آتش برايش بگسترانيد و درى سوى دوزخ به رويش بگشاييد.
آن گاه از حرارت و باد سوزان دوزخ به طرفش مىآيد و قبرش بر او چنان تنگ مىگردد كه دندههايش در هم فرو مىروند، و مردى زشتروى و زشتجامه و بدبو نزدش مىآيد و مىگويد: بشارتتباد به كسىكه تو را به رنج آورَد! اين، روزىاست كه به تو وعده داده مىشد.
مىپرسد: تو كيستى كه از چهرهات بدى مىبارد؟
مىگويد: من كردار پليد و زشت تو هستم.
او مىگويد: پروردگارا! قيامت را برپا مكن».
۱.. المِسْح: الكساء من الشَّعَر، والجمع القليل: أمساح، والكثير: مُسُوح (لسان العرب: ج 2 ص 596 «مسح»).
۲.. السَّفُّود والسُّفُّود: حديدة ذات شُعَب مُعقّفة معروف يُشوى به اللحم (لسان العرب: ج 3 ص 218 «سفد»).
۳.. الأعراف: 40.
۴.. الحجّ: 31.
۵.. مسند ابن حنبل: ج 6 ص 414 ح 18559، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 94 ح 107 نحوه، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 3 ص 256 ح 1، شعب الإيمان: ج 1 ص 357 ح 395، الزهد لابن المبارك: ص 432 ح 1219، الزهد لهنّاد: ج 1 ص 206 ح 339، كنزالعمّال: ج 15 ص 689 ح 42495.
۶.صوت يا شِبه جملهاى است كه «مِنّ و مِن كردن» را مىرساند.