حدیث دربارهبرگشتن از دين
الإمام عليّ عليه السلام: اُحَذِّرُكُم أهلَ النِّفاقِ؛ فَإِنَّهُمُ الضّالّونَ المُضِلّونَ، وَالزّالّونَ المُزِلّونَ. يَتَلَوَّنونَ ألوانا، ويَفتَنّونَ افتِنانا، ويَعمِدونَكُم بِكُلِّ عِمادٍ، ويَرصُدونَكُم بِكُلِّ مِرصادٍ ۱، قُلوبُهُم دَويَّةٌ وصِفاحُهُم نَقِيَّةٌ، يَمشونَ الخَفاءَ، ويَدِبّونَ الضَّرّاءَ، وَصفُهُم دَواءٌ، وقَولُهُم شِفاءٌ، وفِعلُهُمُ الدّاءُ العَياءُ، حَسَدَةُ الرَّخاءِ، ومُؤَكِّدُو البَلاءِ، ومُقَنِّطُو الرَّجاءِ، لَهُم بِكُلِّ طَريقٍ صَريعٌ، وإلى كُلِّ قَلبٍ شَفيعٌ، ولِكُلِّ شَجوٍ دُموعٌ، يَتَقارَضونَ الثَّناءَ، ويَتَراقَبونَ الجَزاءَ، إن سَأَلوا ألحَفوا ۲، وإن عَذَلوا ۳ كَشَفوا، وإن حَكَموا أسرَفوا، قَد أعَدّوا لِكُلِّ حَقٍّ باطِلاً، ولِكُلِّ قائِمٍ مائِلاً، ولِكُلِّ حَيٍّ قاتِلاً، ولِكُلِّ بابٍ
مِفتاحا، ولِكُلِّ لَيلٍ مِصباحا، يَتَوَصَّلونَ إلَى الطَّمَعِ بِاليَأسِ؛ لِيُقيموا بِهِ أسواقَهُم ويُنفِقوا بِهِ أعلاقَهُم، يَقولونَ فَيُشَبِّهونَ، ويَصِفونَ فَيُمَوِّهونَ، قَد هَوَّنُوا الطَّريقَ، وأضلَعُوا المَضيقَ، فَهُم لُمَةُ الشَّيطانِ، وحُمَةُ النّيرانِ: «أُوْلَـائِكَ حِزْبُ الشَّيْطَـنِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَـنِ هُمُ الْخَـسِرُونَ» . ۴
امام على عليه السلام: شما را از دورويان بر حذر مىدارم؛ زيرا آنان مردمانى گمراه و گمراهكنندهاند. خود لغزيدهاند و ديگران را نيز مىلغزانند. هر دم به رنگى در مىآيند، هر گاه نيرنگى مىسازند و با هر وسيلهاى و از هر راهى، قصد [فريب و اغواى] شما مىكنند و در هر كمينگاهى، به كمين شما مىنشينند. دلهايشان پر از بيمارى است؛ ولى چهرهها [و ظاهر]شان آراسته و پاكيزه. در نهان، راه مىروند و پنهانى مىجنبند. ۵ شرح و بيانشان دارو و گفتارشان شفاست؛ امّا كردارشان دردِ بىدرمان است. حسودانِ نعمت و آسايش [ـِ ديگران]اند، و به رنج و گرفتارى [ـِ مردمان] دامن مىزنند و بذر نوميدى مىپاشند. در هر راهى، به خاك هلاكت افكندهاى دارند و براى رخنه در هر دلى، وسيلهاى [از زبانْبازى و تملّق]، و براى هر غم و اندوهى، اشكهايى [دروغين]. به يكديگر، مدح و ستايش قرض مىدهند و از يكديگر چشمداشت پاداش [متقابل] دارند. اگر چيزى بخواهند، پافشارى مىكنند و هر گاه خرده گيرى كنند، پردهدرى مىكنند و اگر حكم كنند، زيادهروى [و ستم]مىنمايند. در برابر هر حقّى، باطلى در چنته دارند و در برابر هر راستىاى، كژىاى و براى هر زندهاى، قاتلى و براى هر
درى، كليدى و براى هر شبى، چراغى. چشمْ نداشتن و بىنيازى را دستاويز طمع قرار مىدهند تا از اين راه، بازار خود را داغ كنند و به كالاهايشان رونق بخشند. سخن كه مىگويند، ايجاد شبهه مىكنند و هنگامى كه وصف مىكنند، حقيقت را وارونه جلوه مىدهند. راه [ـِ ورود به مسير باطل] را آسان مىكنند و تنگه [آن را] كج و پيچ در پيچ مىسازند [تا افراد به راحتى قدم به راه باطل گذارند. آن گاه، در پيچ و خمهاى آن سرگردان شوند و بيرون شدن از آن، برايشان ناممكن يا دشوار گردد]. اينان، دار و دسته شيطاناند و زبانههاى انبوه آتش. «آنان حزب شيطاناند و بدانيد كه حزب شيطان، زيانكارند» .
۱.قال ابن أبي الحديد: قوله: «يَفتَنّون»: يَتَشعّبون فُنونا؛ أي ضروبا. «ويعمدونكم»: أي يهدّونكم ويفدحونكم؛ يقال: عمده المرض أي هَدَّهُ.
«بعماد»: أي بأمر فادح وخَطب مؤلم. «ويرصدونكم»: يعدّون المكائد لكم، أرصدتُ: أعددت (شرح نهج البلاغة: ج 10 ص 166).
۲.ألحَفَ: إذا ألحَّ في المسألة ولزمها (النهاية: ج 4 ص 237 «لحف»).
۳.العَذلُ: المَلَامةُ، يقال: عَذَلتُ فلانا فاعتذل. أي لام نفسه وأعتَبَ (الصحاح: ج 5 ص 1762 «عذل»).
۴.نهج البلاغة: الخطبة 194، بحار الأنوار: ج 72 ص 177 ح 6.
۵.عبارت «يدبّون الضرّاء»، ضرب المثلى است براى كسى كه به دوستش نيرنگ مىزند. ضرّاء، به معناى درخت انبوه و تنومند و در هم پيچيده است كه در پشت آن، مخفى شوند. شايد هم مراد اين باشد كه آهسته و سر به زير، راه مىروند؛ ولى به ناگاه، زهر خود را مىريزند.