حدیث دربارهبرگشتن از دين
صحيح البخاري عن أبي هريرة عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله: بَينا أنَا نائِمٌ إذا زُمرَةٌ، حَتّى إذا عَرَفتُهُم خَرَجَ رَجُلٌ مِن بَيني وبَينِهِم، فَقالَ: هَلُمَّ، فَقُلتُ: أينَ؟ قالَ: إلَى النّارِ وَاللّهِ، قُلتُ: وما شَأنُهُم؟ قالَ: إنَّهُمُ ارتَدّوا بَعدَكَ عَلى أدبارِهِمُ القَهقَرى.
ثُمَّ إذا زُمرَةٌ، حَتّى إذا عَرَفتُهُم خَرَجَ رَجُلٌ مِن بَيني وبَينِهِم، فَقالَ: هَلُمَّ، قُلتُ: أينَ؟ قالَ: إلى النّارِ وَاللّهِ، قُلتُ: ما شَأنُهُم؟ قالَ: إنَّهُمُ ارتَدّوا بَعدَكَ عَلى أدبارِهِمُ القَهقَرى، فَلا أراهُ يَخلُصُ مِنهُم إلّا مِثلُ هَمَلِ النَّعَمِ. ۱
صحيح البخارى ـ به نقل از ابو هريره، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ : خواب بودم كه گروهى را [در عالم رؤيا] ديدم و آنها را شناختم. ناگاه مردى از بين من و آنها بيرون آمد و گفت: بياييد. گفتم: به كجا؟ گفت: به خدا سوگند به سوى آتش. گفتم: مگر چه كردهاند؟ گفت: آنان پس از تو، به قهقرا [و آيين جاهلى خويش] باز گشتند.
سپس گروهى ديگر آمدند و آنها را هم شناختم. پس مردى از ميان من و آنان بيرون آمد و گفت: بياييد. گفتم: به كجا؟ گفت: به خدا سوگند به سوى آتش. گفتم: مگر چه كردهاند؟ گفت: آنان، پس از تو، به قهقرا باز گشتند.
پس، فكر نمىكنم كه از ايشان كسى نجات يابد، مگر به اندازه شترهاى بىچوپان [و از رمه و قافله مانده]. ۲