حدیث دربارهغم ديدگان و گرفتاران و بيماران
الإمام الباقر عليه السلام:دَخَلَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلى خَدِيجَةَ حِينَ ماتَ القاسِمُ ابنُها وَهِيَ تَبكِي، فَقالَ لَها: ما يُبكِيكِ؟ فَقالَت: دَرَّت دُرَيرَةٌ فَبَكَيتُ، فَقالَ: يا خَدِيجَةُ، أَما تَرضَيْنَ إِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ أَن تَجِيئِي إِلى بابِ الجَنَّةِ وَهُو قائِمٌ، فَيَأخُذَ بِيَدِكِ فَيُدخِلَكِ الجَنَّةَ وَيُنزِلَكِ أَفضَلَها، وَذَلِكِ لِكُلِّ مُؤمِنٍ، إِنَّ اللّهَ عز و جلأَحكَمُ وَأَكرَمُ أَن يَسلُبَ المُؤمِنَ ثَمَرَةَ فُؤادِهِ، ثُمَّ يُعَذِّبَهُ بَعدَها أَبَدا. ۱
امام باقر عليه السلام:چون قاسم پسر خديجه از دنيا رفت، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به نزد خديجه رفت و ديد او گريه مى كند. فرمود: «چرا گريه مى كنى؟».
خديجه گفت: اشكم بى اختيار، جارى شد و گريه ام گرفت.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى خديجه! آيا حاضر نيستى كه چون روز قيامت شود، به درِ بهشت بيايى و او آن جا ايستاده باشد و دستت را بگيرد و تو را به بهشت بَرَد و تو را در بهترين مكان آن جاى دهد؟ اين، براى هر مؤمنى هست. خداى عز و جل، حكيم تر و كريم تر از آن است كه از مؤمن، ميوه دلش را بگيرد و سپس با اين حال، او را براى هميشه عذاب كند».
۱.الكافي: ج 3 ص 218 ح 2، مشكاة الأنوار: ص 59 ح 73 نحوه وكلاهما عن جابر، بحار الأنوار: ج 16 ص 15 ح 14.