حدیث دربارهدرجه پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت او

عنه عليه السلامـ فِي خُطبَةِ الوَسِيلَةِ ـ: أَيُّها النّاسُ، إِنَّ اللّهَ تَعالى وَعَدَ نَبِيَّهُ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله الوَسِيلَةَ، وَوُعدُهُ الحَقُّ وَلَن يُخلِفَ اللّهُ وَعدَهُ. أَلا وَإِنَّ الوَسِيلَةَ عَلى دَرَجِ الجَنَّةِ، وَذِروَةِ ذَوائِبِ الزُّلفَةِ، وَنِهايَةِ غايَةِ الأُمنِيَّةِ. قَد أَنافَت عَلى كُلِّ الجِنانِ، وَرَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَومَئِذٍ قاعِدٌ عَلَيها، مُرتَدٍ بِرَيطَتَينِ ۱: رَيطَةٍ مِن رحمَةِ اللّهِ، وَرَيطَةٍ مِن نُورِ اللّهِ، عَلَيهِ تاجُ النُّبُوَّةِ وَإِكلِيلُ ۲ الرِّسالَةِ، قَد أَشرَقَ بِنُورِهِ المَوقِفُ، وَأَنا يَومَئِذٍ عَلَى الدَّرَجَةِ الرَّفِيعَةِ، وَهِي دُونَ دَرَجَتِهِ. ۳
امام على عليه السلام ـ در خطبه وسيله ـ:اى مردم! خداى متعال به پيامبرش محمّد صلى الله عليه و آله، وسيله را وعده داده است و وعده او راست است و خدا هرگز خلف وعده نمى كند. بدانيد كه وسيله، بالاترين درجه بهشت و نوك كاكُل قرب به خدا و نقطه نهايى آرزوست. و بالاتر از همه بهشت هاست. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در آن روز، در آن مى نشيند، در حالى كه دو جامه نرم و نازك بر تن دارد: جامه اى از رحمت خدا و جامه اى از نور خدا. تاج پيامبرى و پيشانى بند جواهرنشان رسالت، بر سر اوست و نورش محشر را روشن كرده است. در آن روز، من نيز بر درجه بلندى هستم؛ ولى از درجه او پايين تر است.
۱.الرِّيطَة: كُلّ ثوب رقيق ليّن (النهاية: ج 2 ص 289 «ريط»).
۲.الإكليل: شِبْه عِصابةٍ مُزَيّنة بالجوهر (النهاية: ج 4 ص 197 «كلل»).
۳.الكافي: ج 8 ص 24 ح 4 عن جابر بن يزيد عن الإمام الباقر عليه السلام.

احادیث دیگر این موضوع

۸
إحقاق الحقّ ـ به نقل از عايشه ـ:هرگز كسى را در نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، محبوب تر از على و فاطمه نديدم. روزى فاطمه در حضور من، به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: جانم به فدايت، اى پيامبر خدا! درود خدا بر تو! نظرتان در باره من چيست؟ فرمود: «اى فاطمه! تو بهترين زن عالم هستى. تو اهل بهشت و سزاوارِ آن هستى». فاطمه گفت: اى پيامبر خدا! در باره پسرعمويت على، چه؟ فرمود: «هيچ يك از خلق خدا با او قابل قياس نيست». فاطمه گفت: و حسن و حسين؟ فرمود: «آن دو، در زندگى ام و پس از مرگم، فرزندان و نوادگان من و دسته گل هاى من اند». در همين حال كه آن دو با هم سخن مى گفتند، على آمد و به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: پدرم و مادرم به فدايت، اى پيامبر خدا! درود خدا بر تو باد! نظرتان در باره من چيست؟ فرمود: «اى على! من و تو و فاطمه و حسن و حسين، در غرفه اى از دُر هستيم كه پايه اش از رحمت است و ديوارهايش از رضوان، و آن غرفه در زير عرش جاى دارد. اى على! ميان شما و نور خدا، دَرى است كه تو [از آن] به او (خداوند) مى نگرى و او [از آن] به تو مى نگرد، و بر سَرت، تاجى از نور است كه از مشرق تا مغرب را روشن مى كند، و تو در جامه اى از جامه هاى سرخِ گل رنگ مى خرامى. پروردگارم، تو و مرا و دوستان ما را از گِلى در زير عرش آفريده و دشمنان ما را از چركابه پوست دوزخيان، خلق كرده است».