حدیث دربارهكسانى كه بدون حسابرسى ، به بهشت مى روند

رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جَمَعَ اللّهُ الخَلائِقَ فِي صَعِيدٍ ۱ واحِدٍ، وَيُنادِي مُنادٍ مِن عِندِ اللّهِ، يُسمِعُ آخِرَهُم كَما يُسمِعُ أَوَّلَهم، يَقُولُ: أَينَ أَهلُ الصَّبرِ؟ فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النّاسِ، فَتَستَقبِلُهُم زُمرَةٌ مِنَ المَلائِكَةِ، فَيَقُولُونَ لَهُم: ما كانَ صَبرُكُم هذا الَّذِي صَبَرتُم؟ فَيَقُولُونَ: صَبَّرنا أَنفُسَنا عَلى طاعَةِ اللّهِ، وَصَبَّرناها عَن مَعصِيَةِ اللّهِ. قالَ: فَيُنادِي مُنادٍ مِن عِندِ اللّهِ: صَدَقَ عِبادِي، خَلُّوا سَبِيلَهُم لِيَدخُلُوا الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ. قالَ: ثُمَّ يُنادِي مُنادٍ آخَرَ، يُسمِعُ آخِرَهُم كَما يُسمِعُ أَوَّلَهُم، فَيَقُولُ: أَينَ أَهلُ الفَضلِ؟ فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النّاسِ، فَتَستَقبِلُهُم زُمرَةٌ مِنَ المَلائِكَةِ، فَيَقُولُونَ: ما فَضلُكُم هذا الَّذِي نُودِيتُم بِهِ؟ فَيَقُولُونَ: كُنّا يُجهَلُ عَلَينا فِي الدُّنيا فَنَحتَمِلُ، وَيُساءُ إِلَينا فَنَعفُو. قالَ: فَيُنادِي مُنادٍ مِن عِندِ اللّهِ تَعالى: صَدَقَ عِبادِي، خَلُّوا سَبِيلَهُم لِيَدخُلُوا الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ. قالَ: ثُمَّ يُنادِي مُنادٍ مِن عِندِ اللّهِ عز و جل، يُسمِعُ آخِرَهُم كَما يُسمِعُ أَوَّلَهُم، فَيَقُولُ: أَينَ جِيرانُ اللّهِ جَلَّ جَلالُهُ فِي دارِهِ؟ فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النّاسِ، فَتَستَقبِلُهُم زُمرَةٌ مِنَ المَلائِكَةِ، فَيَقُولُونَ لَهُم: ماذا كانَ عَمَلُكُم فِي دارِ الدُّنيا فَصِرتُم بِهِ اليَومَ جِيرانَ اللّهِ تَعالى فِي دارِهِ؟ فَيَقُولُونَ: كُنّا نَتَحابُّ فِي اللّهِ عز و جل وَنَتَباذَلُ فِي اللّهِ، وَنَتَوازَرُ فِي اللّهِ، فَيُنادِي مُنادٍ مِن عِندِ اللّهِ: صَدَقَ عِبادِي، خَلُّوا سَبِيلَهُم لِيَنطَلِقُوا إِلى جِوارِ اللّهِ فِي الجَنَّةِ بِغَيرِ حِسابٍ. قالَ: فَيَنطَلِقُونَ إِلَى الجَنَّةِ بِغَيرِ حِسابٍ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون روز قيامت شود، خداوند، خلايق را در فلاتى پهناور گرد مى آورد و آواز دهنده اى از جانب خدا با صدايى كه همگان، يكسان آن را مى شنوند، بانگ مى زند كه: اهل شكيبايى، كجايند؟ پس، شمارى از مردم بر مى خيزند. گروهى از فرشتگان، جلو آنان را مى گيرند و مى گويند: اين، شكيبايى اى كه شما نشان داده ايد، چه بوده است؟ آنان مى گويند: ما خويشتن را بر طاعت خدا و خوددارى از معصيت او، به شكيبايى وا داشتيم. در اين هنگام، آواز دهنده اى از جانب خدا بانگ مى زند كه: «بندگانم، راست مى گويند. راه را بر آنان بگشاييد تا بدون حسابرسى، وارد بهشت شوند». سپس آواز دهنده ديگرى از جانب خدا با صدايى كه همگان، يكسان آن را مى شنوند، بانگ مى زند كه: اهل بزرگوارى، كجايند؟ پس، شمارى از مردم بر مى خيزند. گروهى از فرشتگان، راه را بر ايشان مى گيرند و مى گويند: اين بزرگوارىِ شما كه در باره آن بانگ زده شديد، چه بوده است؟ مى گويند: ما در دنيا چنان بوديم كه هر گاه به ما نادانى و اهانتى مى شد، تحمّل مى كرديم و هر گاه به ما بدى مى شد، گذشت مى كرديم. در اين هنگام، آواز دهنده اى از جانب خداى بلندمرتبه، بانگ مى زند كه: «بندگانم راست مى گويند. راه را بر آنان بگشاييد تا بدون حسابرسى، وارد بهشت شوند». باز، آواز دهنده اى از جانب خداى عز و جل با صدايى كه همگان آن را يكسان مى شنوند، بانگ مى زند كه: همسايگان خانه خداوند بزرگ، كجايند؟ پس، شمارى از مردم بر مى خيزند. گروهى از فرشتگان، راه را بر ايشان مى گيرند و مى گويند: عمل شما در سراى دنيا چه بوده كه به سبب آن، امروز، همسايگان خانه خداى بلندمرتبه شده ايد؟ آنان مى گويند: ما براى خداوند عز و جل، يكديگر را دوست مى داشتيم، براى خدا به يكديگر بخشش مى كرديم، و براى خدا به همديگر كمك مى نموديم. در اين هنگام، آواز دهنده اى از جانب خدا بانگ مى زند كه: «بندگانم راست مى گويند. راه را بر آنان بگشاييد تا بدون حسابرسى، به همسايگى خدا در بهشت روند» و آنان بدون حسابرسى، به بهشت مى روند.
۱.الصَّعِيدُ: المَوضِعُ العريض الواسع (لسان العرب: ج 3 ص 255 «صعد»).
۲.الأمالي للطوسي: ص 103 ح 158 عن أبي حمزة الثمالي عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 74 ص 393 ح 14 و راجع: دعائم الإسلام: ج 2 ص 325 والبداية والنهاية: ج 9 ص 114.