خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
کتاب
موضوعات
بهشتِ دنيا
7. سخن او: «و اوست كسى كه بهشت هايى با د…
حدیث درباره
بهشتِ دنيا
کتاب، ص ۲۹، ح ۷
بهشتِ دنيا
تفسير القمّي:
قَولُهُ:
«وَهُوَ الَّذِى أَنشَأَ جَنَّــتٍ مَّعْرُوشَـتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَـتٍ»
۱
قالَ: البَساتينُ.
۲
تفسير القمّى:
سخن او:
«و اوست كسى كه بهشت هايى با داربست و بدون داربست، پديد آورد»
، يعنى بوستان هايى [پديد آورد].
۱.
الأنعام: 141.
۲.
تفسير القمّي: ج 1 ص 218 من دون إسناد إلى أحدِ أهل البيت عليهم السلام.
کلیدواژهها
بهشت
نام های بهشت
معانی بهشت در قرآن
بهشت دنیا
احادیث دیگر این موضوع
۴
تفسير القمّىـ به نقل از ابو جارود، از امام باقر عليه السلام ـ: «تا آن كه ينبوعى از زمين براى ما بجوشانى» ، [ينبوعى]يعنى چشمه اى. «يا براى تو بهشتى است» ، يعنى بوستانى از خرمابن و انگور است. «و از آنها جويبارها روان مى سازى» ، يعنى از آن چشمه ها.
امام صادق عليه السلامـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه: «مَثَل كسانى كه اموال خود را براى طلب خشنودى خدا انفاق مى كنند.» ـ: مَثَل آنان، «مَثَل بهشتى است» ، يعنى بوستانى قرار گرفته بر مكانى بلند كه «رگبارى بر آن مى رسد» ، يعنى بارانى تند. «پس، دو چندان محصول بر مى آورد» ، يعنى ميوه هايش دو چندان مى شود، همچنان كه مزد كسى كه دارايى اش را كه «براى طلب خشنودى خدا» انفاق مى كند، دو چندان مى شود.
تفسير القمّىـ به نقل از امام صادق عليه السلام ـ: [آيه] «خدا براى هر كه بخواهد، دو چندان مى كند» ، براى كسى است كه دارايى خود را به خاطر جلب خشنودى خدا انفاق كند. هر كس دارايى خود را در راه جلب خشنودى خدا انفاق كند و سپس بر كسى كه به او كمك كرده است، منّت گذارد، چنان است كه خداوند فرموده است: «آيا كسى از شما دوست دارد كه باغى از درخت خرما و انگور داشته باشد كه در آن، جوى ها روان اند و براى او در آن باغ، هر گونه ميوه اى هست و در حالى كه به او، پيرى رسيده و فرزندانى خردسال دارد، [ناگهان] اِعصارى آتشين بر آن بيفتد و [باغ، يكسر] بسوزد؟» . اِعصار، به معناى گردباد است. پس، هر كه بر كسى كه به او صدقه داده است، منّت بگذارد، همانند كسى است كه باغى پُر ميوه دارد و خود، پيرى ناتوان است و فرزندانى خردسال و ناتوان دارد و ناگهان بادى يا آتشى مى آيد و مالش را به كلّى مى سوزاند.
تفسير القمّى:در باره آيه: «و براى آنان، آن دو مرد را مَثَل بزن كه به يكى از آنها، دو باغ انگور داديم و پيرامون آن دو باغ را با درختان خرما پوشانديم و ميان آن دو را كشتزارى قرار داديم» ، فرمود: «اين آيه در باره مردى نازل شد كه به فرموده خداوند، دو باغ بزرگ پهناورِ پُر ميوه داشت كه در آنها درختان خرما و كاشتنى هايى بود و آن مرد، همسايه اى فقير داشت. آن توانگر بر آن تهى دست، فخر فروخت و گفت: «من از تو مالدارتر و از جهت نفرات، از تو نيرومندترم. و به بهشتش وارد شد» ، يعنى به باغش. و گفت: «گمان نمى كنم كه اين نعمت، هرگز زوال پذيرد و گمان نمى كنم كه رستاخيز، برپا شود و اگر هم به سوى پروردگارم باز گردانده شوم، قطعا بهتر از اين را در بازگشت، خواهم يافت» . مرد تهى دست گفت: «آيا به آن كسى كه تو را از خاك و سپس از نطفه آفريد و آن گاه تو را صورت يك مرد در آورد، كافر شدى؟ امّا من [مى گويم:] اوست خدا، پروردگار من، و هيچ كس را با پروردگارم شريك نمى سازم» . سپس به مرد توانگر گفت: «چرا هنگامى كه وارد باغت شدى، نگفتى: نيرويى جز از جانب خدا نيست؟ اگر مرا از حيث مال و فرزند، كمتر از خود مى بينى» و سپس ادامه داد: «اميد است كه پروردگارم، بهتر از باغ تو به من عطا كند و بر آن [باغ تو]، آفتى از آسمان بفرستد تا به زمين هموار و لغزنده، تبديل شود» ، [لغزنده]يعنى سوخته «يا آب آن، فروكش كند تا هرگز نتوانى آن را به دست آورى» . آنچه مرد تهى دست در آن شب گفت، بر سر آن باغ آمد و صبح كه شد، مرد توانگر «براى از كف دادن آنچه در آن باغ هزينه كرده بود، دست هايش را بر هم مى زد ـ در حالى كه داربست هاى آن، فرو ريخته بود ـ و [به حسرت]مى گفت: اى كاش هيچ كس را شريك پروردگارم نمى ساختم! و او در برابر خدا گروهى نداشت تا يارى اش كنند، و توانى نداشت كه خود را يارى كند» . اين است كيفر سركشى».
اولین حدیث
موضوع
حدیث 8