حدیث دربارههر آنچه دل بخواهد و ديده از آن لذّت ببَرَد ، در بهشت هست
الإمام عليّ عليه السلام:قالَ رَجُلٌ: يا رَسُولَ اللّهِ، إِنِّي أُحِبُّ الخَيلَ؛ أَفِي الجَنَّةِ خَيلٌ؟ قالَ: نَعَم، وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ! إِنَّ فِيها خَيلاً مِن ياقُوتٍ أَحمَرَ، عَلَيها يُركَبُونَ فَتَدِفُّ ۱ بِهِم خِلالَ وَرَقِ الجَنَّةِ.
قالَ رَجُلٌ: يا رَسُولَ اللّهِ، إِنِّي يُعجِبُنِي الصَّوتُ الحَسَنُ؛ أَفِي الجَنَّةِ الصَّوتُ الحَسَنُ؟ قالَ: نَعَم، وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ! إِنَّ اللّهَ لَيَأمُرُ لِمَن أَحَبَّ ذَلِكَ مِنهُم بِشَجَرٍ يُسمِعُهُ صَوتا بِالتَّسبِيحِ، ما سَمِعَتِ الآذانُ بِأَحسَنَ مِنهُ قَطُّ.
قالَ رَجُلٌ: يا رَسُولَ اللّهِ، إِنِّي أُحِبُّ الإِبِلَ؛ أَفِي الجَنَّةِ إِبِلٌ؟ قالَ: نَعَم، وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ! إِنَّ فِيها نَجائِبَ مِن ياقُوتٍ أَحمَرَ، عَلَيها رِحالُ الذَّهَبِ، قَد أُلحِفَت بِنَمارِقِ الدِّيباجِ، يُركَبُونَ فَتَزُفُّ ۲ بِهِم خِلالَ وَرَقِ الجَنَّةِ.
وَإِنَّ فِيها صُوَرَ رِجالٍ وَنِساءٍ يَركَبُونَ مَراكِبَ أَهلِ الجَنَّةِ، فَإِذا أَعجَبَ أَحَدَهُمُ الصُّورَةُ قالَ: اِجعَل صُورَتِي مِثلَ هَذِهِ الصُّورَةِ؛ فَيَجعَلُ صُورَتَهُ عَلَيها، وَإِذا أَعجَبَتهُ صُورَةُ المَرأَةِ قالَ: رَبِّ اجعَل صُورَةَ فُلانَةَ ـ زَوجَتِهِ ـ مِثلَ هَذِهِ الصُّورَةِ؛ فَيَرجِعُ وَقَد صارَت صُورَةُ زَوجَتِهِ عَلَى مَا اشتَهى. ۳
امام على عليه السلام:مردى گفت: اى پيامبر خدا! من به اسب علاقه دارم. آيا در بهشت هم اسب هست؟
فرمود: «آرى، سوگند به آن كه جانم در دست اوست. در آن جا اسبانى از ياقوت سرخ هستند كه [بهشتيان] بر آنها نشانده مى شوند و آن اسب ها آنان را در ميان برگ هاى بهشت، به آرامى مى گردانند».
مرد ديگرى گفت: اى پيامبر خدا! من آواز خوش را دوست دارم. آيا در بهشت، آواز خوش هم هست؟
فرمود: «آرى، سوگند به آن كه جانم در دست اوست. خداوند براى هر يك از بهشتيان كه آواز خوش را دوست دارد، به درختى فرمان مى دهد كه آواز تسبيح برايش سر دهد؛ آوازى كه گوش ها هرگز خوش تر از آن را نشنيده اند».
مرد ديگرى گفت: اى پيامبر خدا! من شتر دوست دارم. آيا در بهشت، شتر هم هست؟
فرمود: «آرى، سوگند به آن كه جانم در دست اوست. در آن جا اشتران نژاده اى از ياقوت سرخ اند كه جهاز طلا بر آنهاست و با بالشتك هاى ديبا پوشانده شده اند و بهشتيان بر آنها نشانده مى شوند و در لا به لاى برگ هاى بهشت مى تازند.
در بهشت، تصاويرى از مردان و زنان هست كه بر مركب هاى بهشتى سوارند و چون يكى از بهشتيان از تصويرى خوشش آيد، مى گويد: خدايا! صورت مرا مانند اين صورت بگردان و خداوند، صورتش را مانند آن مى گرداند، و چون تصوير زنى را بپسندد، مى گويد: پروردگارا! صورت فلانى [يعنى همسرم]را مانند اين صورت بگردان و چون [به منزل خود] بر مى گردد، مى بيند كه صورت همسرش به مانند همان صورت دلخواهش شده است».