حدیث دربارهزيد شحّام
رجال الكشّي عن بكير بن أعين:حَجَجتُ أَوَّلَ حِجَّةٍ فَصِرتُ إِلى مِنى، فَسَأَلتُ عَن فُسطاطِ أَبِي عَبدِ اللّهِ عليه السلام، فَدَخَلتُ عَلَيهِ، فَرَأَيتُ فِي الفُسطاطِ جَماعَةً، فَأَقبَلتُ أَنظُرُ فِي وُجُوهِهِم، فَلَم أَرَهُ فِيهِم، وَكانَ فِي ناحِيَةِ الفُسطاطِ يَحتَجِمُ.
فَقالَ: هَلُمَّ إِلَيَّ! ثُمَّ قالَ: يا غُلامُ، أَمِن بَنِي أَعيَنَ أَنتَ؟ قُلتُ: نَعَم جَعَلَنِيَ اللّهُ فِداكَ. قالَ: أَيُّهُم أَنتَ؟ قُلتُ: أَنا بُكَيرُ بنُ أَعيَنَ، قالَ لِي: ما فَعَلَ حُمرانُ؟ قُلتُ: لَم يَحُجَّ العامَ عَلى شَوقٍ شَدِيدٍ مِنهُ إِلَيكَ، وَهُوَ يَقرَأُ عَلَيكَ السَّلامَ، فَقالَ: عَلَيكَ وَعَلَيهِ السَّلامُ، حُمرانُ مُؤمِنٌ مِن أَهلِ الجَنَّةِ، لا يَرتابُ أَبَدا، لا وَاللّهِ لا وَاللّهِ، لا تُخبِرهُ. ۱
رجال الكشّى ـ به نقل از بُكَير بن اَعيَن ـ:براى نخستين بار به حج رفتم. ره سپار مِنا شدم و سراغ خيمه امام صادق عليه السلام را گرفتم و وارد خيمه شدم. جماعتى در خيمه حضور داشتند. به چهره هايشان نگريستم. امام عليه السلام را در ميانشان نديدم. متوجّه شدم كه در گوشه چادر، حجامت مى كند. فرمود: «نزد من بيا» و سپس فرمود: «اى جوان! تو از فرزندان اَعيَن هستى؟».
گفتم: بله، خدا مرا فدايت كناد!
فرمود: «كدام يكى شان؟». گفتم: بكير بن اعين هستم. فرمود: «حُمران چه مى كند؟». گفتم: با آن كه بسيار مايل به ديدار شما بود، امسال به حج نيامد، و به شما سلام رساند. فرمود: «سلام بر هر دوى شما! حمران، مؤمنى اهل بهشت است. هرگز شك نمى كند. نه، به خدا! نه، به خدا! [اين را] به خودش مگو».
۱.رجال الكشّي: ج 1 ص 416 ح 312.
کلیدواژهها بهشتنام های بهشتنوید داده شدگان به بهشتشماری از یاران امام صادق علیه السلام +1 مورد دیگر