حدیث دربارهآماده شدن براى بلا و گرفتارى

عَنَمَةُ الجُهَنِيُّ:خَرَجَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ فَلَقِيَهُ رَجُلٌ مِنَ الأَنصارِ فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ بِأَبي واُمّي أنتَ، إنَّهُ لَيَسوؤُنِي الَّذي أرى بِوَجهِكَ وعَمّا هُوَ؟ قالَ: فَنَظَرَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله إلى وَجهِ الرَّجُلِ ساعَةً ثُمَّ قالَ: الجوعُ. فَخَرَجَ الرَّجُلُ يَعدو ـ أو شَبيهًا بِالعَدوِ ـ حَتّى أتى بَيتَهُ فَالتَمَسَ فيهِ الطَّعامَ فَلَم يَجِد شَيئًا، فَخَرَجَ إلى بَني قُرَيظَةَ فَأَجَّرَ نَفسَهُ بِكُلِّ دَلوٍ يَنزَعُها تَمرَةً حَتّى جَمَعَ حَفنَةً أو كَفًّا مِن تَمرٍ، ثُمَّ رَجَعَ بِالتَّمرِ حَتّى وَجَدَ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله في مَجلِسٍ لَم يَرِم ۱، فَوَضَعَهُ بَينَ يَدَيهِ وقالَ: كُل أي رَسولَ اللّهِ، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: مِن أينَ لَكَ هذَا التَّمرُ؟ فَأَخبَرَهُ الخَبَرَ، فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إنّي لَأَظُنُّكَ تُحِبُّ اللّهَ ورَسولَهُ؟ قالَ: أجَل، وَالَّذي بَعَثَكَ بِالحَقِّ لَأَنتَ أحَبُّ إلَيَّ مِن نَفسي ووُلدي وأهلي ومالي، فَقالَ: امّا لا فَاصطَبِر لِلفاقَةِ، وأعِدَّ لِلبَلاءِ تِجفافًا، فَوَالَّذي بَعَثَني بِالحَقِّ لَهُما إلى مَن يُحِبُّني أسرَعُ مِن هُبوطِ الماءِ مِن رَأسِ الجَبَلِ إلى أسفَلِهِ ۲.
عنمة الجهنى:روزى پيامبر صلى الله عليه و آله بيرون آمد و در راه، مردى از انصار به آن حضرت برخورد و عرض كرد: پدر و مادرم فدايت اى رسول خدا، حالت ناراحت كننده اى در چهره شما مى بينم، علتش چيست؟ عنمه مى گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله لختى به صورت آن مرد نگاه كرد و سپس فرمود: گرسنگى. آن مرد دوان دوان يا با حالتى شبيه دويدن به منزل خود رفت و در جستجوى غذايى برآمد، اما چيزى نيافت. پس نزد بنى قريظه رفت و به كارگرى پرداخت و قرار گذاشت در قبال هر دلو آبى كه از چاه مى كشد يك دانه خرما بگيرد. او از اين طريق يك مشت يا يك كف دست خرما جمع كرد و آن گاه با خرماها برگشت و ديد پيامبر صلى الله عليه و آله از همان جايى كه نشسته بود، تكان نخورده است. خرماها را در برابر پيامبر گذاشت. رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود: اين خرماها را از كجا آوردى؟ مرد انصارى ماجرا را براى حضرت بازگو كرد. رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود: من گمان مى كنم كه تو، خدا و رسول او را دوست دارى؟ عرض كرد: آرى، سوگند به آن كه تو را به حقّ برانگيخت، تو را از خودم وفرزندانم وعيالم وداراييم بيشتر دوست دارم. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: پس در اين صورت براى فقر، تمرين شكيبايى كن وبراى بلا پوششى فراهم آر؛ زيرا سوگند به آن كه مرا به حقّ برانگيخت فقر وبلا به سوى كسى كه دوستدار من است شتابنده تر مى آيد تا فرود آمدن آب از فراز كوه به پايين آن.
۱.رام بالمكان: أقام وثبت، ولم يزل فيه. (المنجد: 290).
۲.المعجم الكبير: 18 / 84 / 155، الإصابة: 4 / 611 / 6097، اُسد الغابة: 4 / 294 / 4112.

احادیث دیگر این موضوع

۸
ابن عباس:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نيازمند شد. اين خبر به گوش على عليه السلامرسيد و از خانه بيرون رفت تا بلكه كارى پيدا كند و از طريق آن چيزى به دست آورد و براى پيامبر صلى الله عليه و آله بفرستد. آن حضرت به باغ مردى يهودى رفت و در برابر دريافت هفده دانه خرما، هفده دلو آب برايش از چاه كشيد. مرد يهودى على عليه السلام را در گرفتن هفده خرماى انباشته [در ظرف خرما]مخير كرد و على آنها را براى پيامبرخدا صلى الله عليه و آله آورد. پيامبر فرمود: اينها از كجاست، اى ابو الحسن؟ عرض كرد: اى پيامبر خدا، مطّلع شدم كه شما نيازمند شده ايد و من در جستجوى كار بيرون رفتم تا برايتان غذايى فراهم آورم. رسول خدا فرمود: پس عشق و محبّت به خدا و رسول او تو را به اين كار وا داشت؟ على عرض كرد: آرى، اى پيامبر خدا. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: به خدا سوگند، هيچ بنده اى نيست كه خدا و رسول او را دوست داشته باشد، مگر اين كه فقر به سوى او شتابنده تر مى رود تا سرعت حركت سيلاب به سمت جلو. هركه خدا و رسولش را دوست مى دارد بايد پوششى تهيه كند. مقصود صبر و شكيبايى است.