حدیث دربارهتربيت فرزندان بر دوستى اهل بيت عليهم السلام

عنه صلى الله عليه و آله:أدِّبوا أولادَكُم عَلى ثَلاثِ خِصالٍ: حُبِّ نَبِيِّكُم، وحُبِّ أهلِ بَيتِهِ، وقِراءَةِ القُرآنِ، فَإِنَّ حَمَلَةَ القُرآنِ في ظِلِّ اللّهِ يَومَ لا ظِلَّ إلاّ ظِلَّهُ مَعَ أنبِيائِهِ وأصفِيائِهِ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فرزندان خود را با سه خصلت بار آوريد: دوست داشتن پيامبرتان، دوست داشتن اهل بيت او و قرآن خواندن؛ زيرا در آن روزى كه سايه اى جز سايه خدا نيست، حاملان قرآن به همراه پيامبران و برگزيدگان او در سايه خدا هستند.
۱.كنز العمّال: 16 / 456 / 45409 نقلاً عن عبد الكريم الشيرازيّ في فوائده والديلميّ وابن النجّار عن الإمام عليّ عليه السلام، فرائد السمطين: 2 / 304 / 559 عن مخارق بن عبد الرحمن عن الإمام الصادق عن أبيه [عن جدّه]عن الإمام عليّ عليهم السلام، الصواعق المحرقة: 172 نقلاً عن الديلميّ، إحقاق الحقّ: 18 / 497 نقلاً عن أبي يعلى في مسنده عن الإمام الحسين عليه السلام.

احادیث دیگر این موضوع

۴
امام صادق عليه السلام:اى گروه شيعيان، به فرزندانتان اشعار عبدى را بياموزيد؛ چه او بر دين خداست. اينك نمونه هايى از اشعار عبدى: آيا پرسشت از نشان خانه ويران يار، درد ناخوش عشقت را درمان مى كند؟! و يا سوز دلت را در آن روز كه فراق دوست نزديك مى شود قطره هاى ريزان اشكت، فرو مى نشاند؟! هيهات، عشق برانگيخته را پايان نمى بخشد دورى دوستى كه رفته و ديگر باز نمى گردد. اى پيشاهنگ قبيله! چشمان اشكبار، قبيله را از آب وگياه بى نياز مى كند تا آن جا كه مى گويد: اى شترسوارى كه گامهاى مركب نيرومندت پهناى دشت را به تقريب و جنب [دو نوع از راه سپردن شتر تند و كند] در مى نوردد. و در فزار غزال خوش خط و خال را مى گيرد و در نشيب شاهين تيز بال را خسته مى كند. و بادهاى سهمگين را چون اشتران خسته و رنجور بيابان پشت سر مى گذارد، درود مرا به قبرى كه در نجف است و بهترين انسان از عرب و عجم را در بردارد برسان. و در آن جا، شعار خدايى تو، فروتنى در برابرش باشد و بهترين وصّى و داماد بهترين پيامبر را ندا ده. تا آن جا كه مى گويد: تو كسى نيستى مگر برادر و ياور آن [پيامبر] راهنما و آشكار كننده حقّى و ستايش شده كتابها [ى آسمانى]. تو همسر پاره تن پيغمبر، زهرايى و تنها نگهبان او و پدر فرزندان بزرگوار اويى. فرزندانى كه در راه خدا سختكوشند و از او يارى مى جويند و بدو معتقدند و براى همو كار مى كنند. و چنان راهنمايانى هستند كه اگر شب ديجور گمراهى همه جا را فرا گيرد شبروان را بهتر از هر كوكب و شهابى راهنمايى مى كنند. از آن روز كه مهر خود را به پاى آنان ريختم مرا رافضى خواندند و اين بهترين لقبى است كه بدان خوانده مى شوم! درود خداى عرش نشين، پيوسته و هماره، بر فرزند غمگسار فاطمه باد. و آن دو فرزندى كه يكى به زهر ستم نابهنگام مرد و آن ديگرى كه با گونه خاك آلود به خاك رفت. و پس از وى، بر آن عبادت پيشه پارسا، سجّاد و آن گاه بر شكافنده دانش كه به غايت طلب نزديك شد. و سپس بر جعفر و فرزندش موسى و آن گاه بر امام نيكوكار حضرت رضا و جواد عابد كوشا. و بر عسكريين و مهدى كه قائم آنان و صاحب امر است و جامه هاى پاك و سپيد هدايت به تن دارد، همو كه زمين آكنده شده از ظلم و بيداد را از عدل و داد مى آكند و گمراهان و شرآفرينان را سركوب مى كند. پيشواى دليران بى باك و رزمنده اى است كه براى بركندن گياهان هرزه به پيكار سركشان مى روند. نمونه ديگرى از اشعار عبدى: اى سروران من، اى فرزندان على، اى آل طه و اى آل «صاد». كيست كه با شما برابرى كند، شمايانى كه نمايندگان خدا در زمين هستيد؟! شما ستارگان راهنمايى هستيد كه خداوند هر رهجويى را به واسطه آن راه مى نمايد. اگر رهبرى شما نبود ما گمراه مى شديم وراه از بيراهه بازشناخته نمى شد. پيوسته عمر خويش را با مهر شما مى گذرانم و با دشمنان شما دشمنى مى ورزم. توشه اى جز مهر شما ندارم و اين بهترين رهتوشه است. مهر شما اندوخته من است كه در پهنه قيامت بدان تكيه مى كنم. دوستى شما و بيزارى از آن كه دشمن شماست اعتقاد من است.