حدیث دربارهدوستى

الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ الأَنصارَ جاؤوا إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالوا: يا رَسولَ اللّهِ، إنّا كُنّا ضُلاّلاً فَهَدانَا اللّهُ بِكَ، وعَيلَةً فَأَغنانَا اللّهُ بِكَ، فَاسأَلنا مِن أموالِنا ما شِئتَ فَهُوَ لَكَ، فَأَنزَلَ اللّهُ عَزَّوجَلَّ: «قُل لا أسأَلُكُم عَلَيهِ أجرًا إلاَّ المَوَدَّةَ فِي القُربى» . ثُمَّ رَفَعَ أبو عَبدِ اللّهِ يَدَهُ إلَى السَّماءِ وبَكى حَتَّى اخضَلَّت لِحيَتُهُ وقالَ: الحَمدُ للّهِِ الَّذي فَضَّلَنا ۱.
امام صادق عليه السلام:انصار نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمدند و عرض كردند: اى رسول خدا، ما مردمى گمراه بوديم و خداوند به واسطه تو ما را راهنمايى كرد و تنگدست بوديم و خدا به بركت وجود تو توانگرمان ساخت؛ بنابراين از دارايى هاى ما هرچه مى خواهى از ما بخواه تا به تو دهيم. پس خداوند عز و جل اين آيه را فرو فرستاد: «بگو: من به ازاى آن از شما مزدى نمى خواهم جز دوستى كردن با خويشاوندان» . در اين هنگام امام صادق عليه السلامدستش را به طرف آسمان بالا برد و چندان گريست كه محاسنش تر شد و فرمود: سپاس و ستايش خداى را كه به ما برترى بخشيد.
۱.دعائم الإسلام: 1 / 67، وراجع: ص 68.

احادیث دیگر این موضوع

۸