حدیث دربارهبرحذر داشتن از غلوّ

المُفَضَّلُ بنُ عُمَرَ:كُنتُ أنَا وَالقاسِمُ شَريكي ونَجمُ بنُ حَطيمٍ وصالِحُ بنُ سَهلٍ بِالمَدينَةِ فَتَناظَرنا فِي الرُّبوبِيَّةِ، فَقالَ بَعضُنا لِبَعضٍ: ما تَصنَعونَ بِهذا، نَحنُ بِالقُربِ مِنهُ ولَيسَ مِنّا في تَقِيَّةٍ؟ قوموا بِنا إلَيهِ. قالَ: فَقُمنا، فَوَاللّهِ ما بَلَغنَا البابَ إلاّ وقَد خَرَجَ عَلَينا بِلا حِذاءٍ ولا رِداءٍ قَد قامَ كُلُّ شَعرَةٍ مِن رَأسِهِ مِنهُ وهُوَ يَقولُ: لا، لا يا مُفَضَّلُ ويا قاسِمُ ويا نَجمُ، لا، لا بَل عِبادٌ مُكرَمونَ لا يَسبِقونَهُ بِالقَولِ وهُم بِأَمرِهِ يَعمَلونَ ۱.
مفضّل بن عمر:من و شريكم قاسم و نجم بن حطيم و صالح بن سهل در مدينه بوديم وميان ما درباره ربوبيّت (امام صادق عليه السلام) مناظره اى درگرفت. به يكديگر گفتيم: چطور است نزد خودش برويم؟ ما اينك نزديك او هستيم و از ما هم تقيه نمى كند. برخيزيد نزد وى برويم. مفضّل مى گويد: همگى به راه افتاديم. به خداقسم، هنوز به در خانه نرسيده بوديم كه ديديم پاى برهنه وبدون رداء بيرون آمد و در حالى كه موهاى سرش راست شده بود مى فرمود: نه، نه، اى مفضّل و قاسم و نجم، نه، نه [چنين نيست كه شما مى گوييد] بلكه بندگانى ارجمندند كه در سخن بر او پيشى نمى گيرند و خود به فرمان او كار مى كنند.
۱.الكافي: 8 / 231 / 303.

احادیث دیگر این موضوع

۸