هشدار پيامبر درباره ستم به اهل بيت عليهم السلام
11 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:وَيلٌ لِأَعداءِ أهلِ بَيتِيَ المُستَأثِرينَ عَلَيهِم، لا نالَتهُم شَفاعَتي، ولا رَأَوا جَنَّةَ رَبّي ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:واى بر دشمنان و اختصاص دهندگان حقوق اهل بيت من به خود؛ شفاعتم نصيب آنان مباد و بهشت پروردگارم را نبينند.
۱.أمالي الشجريّ: 1 / 154 عن الإمام عليّ عليه السلام.
عنه صلى الله عليه و آله:اِشتَدَّ غَضَبُ اللّهِ عَلى مَن آذاني في عِترَتي ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خشم خداوند، بر كسى كه با آزردن عترت من مرا بيازارد سخت است.
۱.كنزالعمّال: 12 / 93 / 34143، الجامع الصغير: 1 / 158 / 1045 كلاهما عن الديلميّ عن أبي سعيد.
عنه صلى الله عليه و آله:اِشتَدَّ غَضَبُ اللّهِ وغَضَبي عَلى مَن أهرَقَ دَمي وآذاني في عِترَتي ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خشم خدا و خشم من، بر كسى كه با ريختن خون عترت من و [يا] آزردن آنان خون مرا بريزد و مرا بيازارد، سخت است.
۱.أمالي الصدوق: 377 / 7، الجعفريّات: 183 كلاهما عن إسماعيل بن موسى عن أبيه عن آبائه عليهم السلام، عيون أخبار الرضا عليه السلام: 2/27/11، مقتل الحسين للخوارزميّ: 2 / 84، صحيفة الرضا عليه السلام: 155/99 كلّها عن أحمد بن عامر الطائيّ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، مسند زيد: 465 بإسناده عن آبائه وفيهما «دم ذرّيّتي»، وراجع ذخائر العقبى: 39 عن الإمام الرضا عن الإمام عليّ عليهماالسلام.
عنه صلى الله عليه و آله:أيُّهَا النّاسُ، لا تَأتوني غَدًا بِالدُّنيا تَزِفّونَها زَفًّا، ويَأتي أهلُ بَيتي شُعثًا غُبرًا مَقهورينَ مَظلومينَ تَسيلُ دِماؤُهُم ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى مردم، نكند فرداى قيامت با دنيايى آراسته نزد من بياييد، در حالى كه اهل بيت من، آشفته و خاك آلودگان و ستم كشيدگانى باشند كه خونشان روان است.
۱.خصائص الأئمّة عليهم السلام: 74.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن سَبَّ أهلَ بَيتي فَأَنَا بَريءٌ مِنهُ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هركس اهل بيت مرا ناسزا گويد، من از او بيزارم.
۱.ينابيع المودّة: 2 / 378 / 74 نقلاً عن الجعابي في الطالبيّين عن فاطمة الصغرى عن أبيها الحسين عليه السلام.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن آذاني في أهلي فَقَد آذَى اللّهَ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه با آزردن اهل بيتم مرا بيازارد، هر آينه خدا را آزرده است.
۱.كنزالعمّال: 12 / 103 / 34197 عن أبي نعيم عن الإمام عليّ عليه السلام.
عنه صلى الله عليه و آله:سِتَّةٌ لَعَنتُهُم ولَعَنَهُمُ اللّهُ وكُلُّ نَبِيٍّ مُجابٍ: الزّائِدُ في كِتابِ اللّهِ، وَالمُكَذِّبُ بِقَدَرِ اللّهِ، وَالمُتَسَلِّطُ بِالجَبَروتِ لِيَذِلَّ مَن أعَزَّ اللّهُ ويَعِزَّ مَن أذَلَّ اللّهُ، وَالتّارِكُ لِسُنَّتي، وَالمُستَحِلُّ مِن عِترَتي ما حَرَّمَ اللّهُ، وَالمُستَحِلُّ لِحَرَمِ اللّهِ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شش نفرند كه من و خداوند و هر پيامبر مستجاب الدعوه اى آنان را لعنت كرده ايم: كسى كه به كتاب خدا چيزى بيفزايد، كسى كه تقدير خدا را دروغ شمارد، كسى كه با قهر و زور مسلط شود براى اين كه كسى را كه خدا عزت بخشيده ذليل گرداند وكسى را كه خدا ذليل كرده است، بر سرير عزّت (وقدرت) نشاند، كسى كه سنّت مرا فرو گذارد، كسى كه آن چه را خداوند درباره عترتم حرام كرده است، حلال شمارد و كسى كه حرامهاى خدا را روا گرداند.
۱.المستدرك على الصحيحين: 2 / 572 / 3940 عن عبيداللّه بن عبد الرحمن بن عبد اللّه بن موهب عن عليّ بن الحسين عن أبيه عن جدّه عليهم السلام، وراجع المعجم الكبير: 3 / 126 / 2883، المعجم الأوسط: 2 / 186 / 1667 عن عائشة، شرح الأخبار: 2 / 494 / 878 عن سفيان الثوريّ بإسناده عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله، الخصال: 338 / 41 عن عبد اللّه بن ميمون عن جعفر بن محمّد عن أبيه عن الإمام عليّ بن الحسين عليهم السلام.
عنه صلى الله عليه و آله:خَمسَةٌ لَعَنتُهُم وكُلُّ نَبِيٍّ مُجابٍ: الزّائِدُ في كِتابِ اللّهِ، وَالتّارِكُ لِسُنَّتي، وَالمُكَذِّبُ بِقَدَرِ اللّهِ، وَالمُستَحِلُّ مِن عِترَتي ما حَرَّمَ اللّهُ، وَالمُستَأثِرُ بِالفَيءِ (و) المُستَحِلُّ لَهُ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پنج نفرند كه من و هر پيامبر مستجاب الدعوه اى آنان را لعنت كرده ايم: كسى كه به كتاب خدا چيزى بيفزايد، كسى كه سنّت مرا فروگذارد، كسى كه تقدير خدا را باور نداشته باشد، كسى كه آن چه را خدا درباره عترتم حرام كرده، حلال شمارد و كسى كه غنايم را [كه حقّ همه مسلمانان است] به خود اختصاص دهد و آن را براى خود روا شمارد.
۱.الكافي: 2 / 293 / 14 عن ميسّر عن أبيه عن أبي جعفر عليه السلام.
زَيدُ بنُ عَلِيٍّ، عَن أبيهِ:إنَّ الحُسَينَ بنَ عَلِيٍّ عليهماالسلام أتى عُمَرَ بنَ الخَطّابِ وهُوَ عَلَى المِنبَرِ يَومَ الجُمُعَةِ، فَقالَ لَهُ: اِنزِل عَن مِنبَرِ أبي. فَبَكى عُمَرُ ثُمَّ قالَ: صَدَقتَ يا بُنَيَّ، مِنبَرُ أبيكَ لا مِنبَرُ أبي، فَقالَ عَلِيٌّ عليه السلام: ما هُوَ وَاللّهِ عَن رَأيي، قالَ: صَدَقتَ، وَاللّهِ مَا اتَّهَمتُكَ يا أبَا الحَسَنِ.
ثُمَّ نَزَلَ عَنِ المِنبَرِ فَأَخَذَهُ فَأَجلَسَهُ إلى جانِبِهِ عَلَى المِنبَرِ، فَخَطَبَ النّاسَ وهُوَ جالِسٌ مَعَهُ عَلَى المِنبَرِ، ثُمَّ قالَ: أيُّهَا النّاسُ، سَمِعتُ نَبِيَّكُم صلى الله عليه و آله يَقولُ: اِحفَظوني في عِترَتي وذُرِّيَّتي، فَمَن حَفِظَني فيهِم حَفِظَهُ اللّهُ، ألا لَعنَةُ اللّهِ عَلى مَن آذاني فيهِم ـ ثَلاثًا ـ ۱.
زيد بن على از پدرش:عمربن خطاب در روز جمعه بر بالاى منبر خطبه مى خواند كه حسين بن على نزديك او رفت و گفت: از منبر پدرم فرود آى. عمر گريست و سپس گفت: راست گفتى فرزندم، اين منبر پدر توست، نه منبر پدر من. در اين هنگام على عليه السلام گفت: به خدا قسم، اين حرف را من به او ياد نداده بودم. عمر گفت: درست است؛ به خدا قسم كه من هم تو را متهم نكردم، اى ابوالحسن.
سپس از منبر پايين آمد و حسين را برداشت و بالاى منبر در كنار خود نشاند وآن گاه در حالى كه حسين عليه السلام در كنار او روى منبر نشسته بود، شروع به خطبه خواندن براى مردم كرد و سپس گفت: اى مردم، از پيامبرتان شنيدم كه مى فرمود: با حفظ عترت و ذريّه ام مرا حفظ كنيد. زيرا كه هركس با حفظ آنان مرا حفظ كند، خداوند او را محفوظ بدارد. هان! لعنت خدا بر كسى
۱.أمالي الطوسيّ: 703 / 1504.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ اشتَدَّ غَضَبُهُ عَلَى اليَهودِ أن قالوا: عُزَيرٌ اِبنُ اللّهِ، وَاشتَدَّ غَضَبُهُ عَلَى النَّصارى أن قالُوا: المَسيحُ ابنُ اللّهِ، و إنَّ اللّهَ اشتَدَّ غَضَبُهُ عَلى مَن أراق دَمي و آذاني في عِترَتي ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل بر يهود به شدت خشم گرفت، چون گفتند: عزير پسر خداست و بر نصارى به شدت خشم گرفت، چون گفتند: مسيح پسر خداست. و خشم خدا سخت باشد بر كسى كه با ريختن خون و آزردن عترت من، [در واقع] خون مرا بريزد و مرا بيازارد.
۱.كنزالعمّال: 1 / 267 / 1343 نقلاً عن ابن النجّار عن أبي سعيد الخدريّ.
أبو سَعيدٍ الخُدرِيُّ:لَمّا كانَ يَومُ اُحُدٍ شُجَّ النَبِيُّ صلى الله عليه و آله في وَجهِهِ وكُسِرَت رَباعِيَتُهُ، فَقامَ عليه السلامرافِعًا يَدَيهِ يَقولُ: إنَّ اللّهَاشتَدَّ غَضَبُهُ عَلَى اليَهودِ أن قالوا: عُزَيرٌ اِبنُ اللّهِ، وَاشتَدَّ غَضَبُهُ عَلَى النَّصارى أن قالُوا: المَسيحُ ابنُ اللّهِ، وإنَّ اللّهَ اشتَدَّ غَضَبُهُ عَلى مَن أراق دَمي وآذاني في عِترَتي ۱.
ابو سعيد خدرى:در جنگ اُحد، هنگامى كه چهره پيامبر صلى الله عليه و آله شكاف برداشت و دندان پيشين آن حضرت شكست دستهايش را به آسمان برداشت و فرمود: خشم خدا سخت است بر يهود كه گفتند: عزير پسر خداست و خشم خدا سخت است بر نصارى كه گفتند: مسيح پسر خداست و خشم خدا سخت است بر كسى كه خون مرا بريزد و با آزردن عترتم، مرا بيازارد.
۱.أمالي الطوسيّ: 142 / 231، تفسير العيّاشيّ: 2 / 86 / 43، بشارة المصطفى: 280 عن فضل بن عمرو، كنز العمّال: 10 / 435 / 30050 نقلاً عن ابن النجّار.