حدیث دربارهروش اهل بيت در بخشش و صله
إسحاقُ:قالَ أنَسٌ: كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن أحسَنِ النّاسِ خُلقًا، فَأَرسَلَني يَومًا لِحاجَةٍ، فَقُلتُ: وَاللّهِ لا أذهَبُ، وفي نَفسي أن أذهَبَ لِما أمَرَني بِهِ نَبِيُّ اللّه صلى الله عليه و آله، فَخَرَجتُ حَتّى أمُرُّ عَلى صِبيانٍ وهُم يَلعَبونَ فِي السّوقِ، فَإِذا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَد قَبَضَ بِقَفايَ مِن وَرائي. قالَ: فَنَظَرتُ إلَيهِ وهُوَ يَضحَكُ، فَقالَ: يا اُ نَيسُ، أذَهَبتَ حَيثُ أمَرتُكَ؟ قالَ: قُلتُ: نَعَم، أنَا أذهَبُ يا رَسولَ اللّهِ ۱.
اسحاق:انس گفت: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از خوش اخلاق ترين مردم بود. روزى مرا براى كار فرستاد. گفتم: به خدا نمى روم، ولى در نظر داشتم براى اجراى دستور پيامبر خدا صلى الله عليه و آله راهى شوم. بيرون آمدم تا به كودكانى برخوردم كه در بازار بازى مى كردند. ناگهان پيامبر اكرم مرا از پشت گرفت. انس مى گويد: پس به او نگريستم، ديدم مى خندد و فرمود: انس كوچك، به آن جا كه گفتم رفتى؟ انس مى گويد: عرض كردم: آرى، مى روم يا رسول اللّه.
۱.صحيح مسلم: 4 / 1805 / 2310.