خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
اهل بیت در قرآن و حدیث ج ۱
موضوعات
روش اهل بيت در بخشش و صله
688. ما از بيم آن كه مستحقّ را ردّ نكرده…
حدیث درباره
روش اهل بيت در بخشش و صله
اهل بیت در قرآن و حدیث ج ۱، ص ۴۴۱، ح ۶۸۸
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
روش اهل بيت در بخشش و صله
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:
إنّا لَنُعطي غَيرَ المُستَحِقِّ حَذَرًا مِن رَدِّ المُستَحِقِّ
۱
.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
ما از بيم آن كه مستحقّ را ردّ نكرده باشيم، به غير مستحقّ هم مى بخشيم.
۱.
عدّة الداعي: 91.
کلیدواژهها
اخلاق اهل بیت
روش اهل بیت در بخشش و صله
احادیث دیگر این موضوع
۸
محمّد بن حنفيه:پدرم، شبانه قنبر را مى خواند و آرد و خرما برمى داشت و بى آن كه كسى آگاهى يابد، به خانه هايى كه مى شناخت، مى رساند. به او گفتم: پدر جان! چرا آن را، در روز بديشان نمى بخشى؟ فرمود: فرزندم! صدقه پنهانى، آتش خشم خداوند عزّوجل را خاموش مى كند.
امام صادق عليه السلام:حسن بن على عليه السلام سه بار هر آن چه داشت از كفش و جامه و دينار، با خدا تقسيم كرد.
حسن بصرى:حسين بن على، سرورى زاهد، پاكدامن، نيكوكار، خيرخواه و خوش اخلاق بود. امام عليه السلام، روزى با اطرافيان خود به باغش رفت. در اين باغ غلامى كار مى كرد كه نامش صافى بود. چون حضرت عليه السلامبه باغ نزديك شد، غلام را ديد كه نشسته نان مى خورد. حسين عليه السلامبدو نگريست و زير درخت خرمايى كه او را مى پوشاند و غلام نمى توانست حضرت عليه السلامرا ببيند نشست. غلام، يك گرده نان را بر مى داشت و نصف آن را به طرف سگش مى انداخت و نيم ديگر را خود مى خورْد. حسين عليه السلاماز اين كار غلام در شگفت شد. غلام چون از خوردن آسوده گشت گفت: سپاس خداوند جهانيان را، خدايا من و سرورم را بيامرز و به او بركت بده، چنان كه به پدر و مادر او بركت دادى، به رحمت خودت اى ارحم الراحمين. در اين هنگام حسين عليه السلام برخاست و گفت: اى صافى! غلام وحشت زده برخاست و گفت: سرورم و سرور همه مؤمنان! من شما را نديدم، مرا ببخش. حسين عليه السلامگفت: مرا حلال كن اى صافى، زيرا من بدون اجازه تو به باغت وارد شدم. صافى گفت. به سبب فضيلت و كرم و سرورى خودت چنين سخنى را مى گويى سرورم. حسين عليه السلام فرمود: ديدم كه نيمى از گرده نان را به سگت مى دهى و نيم ديگر آن را، خود مى خورى، اين كار چه معنا دارد؟ غلام گفت: هنگامى كه من نان مى خوردم، اين سگ به من مى نگريست، سرورم! من از نگاه او شرم كردم، آخر اين هم سگ توست كه باغت را در برابر دشمنان حفظ مى كند. من برده توام و اين سگ توست و هر دو با هم، رزق از تو رسيده را خورديم. حسين عليه السلام گريست و فرمود: تو در راه خدا آزادى و با طيب خاطر به تو دو هزار دينار مى بخشم. غلام گفت: اگر مرا آزاد مى كنى من باز هم مى خواهم عهده دار باغ تو باشم. حسين عليه السلام فرمود: مرد هرگاه سخنى بر زبان مى آورد، شايسته است كه آن را با عمل خود تأييد كند، من گفتم: بدون اجازه تو به باغت وارد شدم و سخن خود را تأييد كردم و باغ را با هر آن چه در آن است به تو بخشيدم، ولى اين گروه از اطرافيان من آمده اند تا ميوه و خرما بخورند، آنها را به خاطر من، ميهمان خود بدار و ارجشان نه كه خداوند در روز رستاخيز بر تو ارج نهد و به سبب خوش اخلاقى و ادبت به تو بركت دهد. غلام گفت: اگر تو باغت را به من بخشيدى، من هم آن را وقف اطرافيان و شيعيان تو مى كنم.حسن [بصرى]مى گويد: بر مؤمن شايسته است كه همچون نوه پيامبر خدا باشد.
ابو حمزه ثمالى:شنيدم على بن الحسين عليه السلام به كنيز خود مى فرمايد: بر درِ خانه من فقيرى گذر نكند، مگر آن كه او را اطعام كنيد. آن روز، جمعه بود. به امام عليه السلام عرض كردم: هر كه چيزى مى خواهد كه مستحق نيست. امام عليه السلامفرمود: مى ترسم يكى از كسانى كه گدايى مى كند، مستحق باشد و ما او را اطعام نكنيم و بازش گردانيم و آن گاه بر ما اهل بيت، آن نازل شود كه بر يعقوب نازل شد.
امام باقر عليه السلام:ما اهل بيت به هر كه از ما گسلد، مى پيونديم و به كسى كه به ما بدى كند، نيكى مى كنيم. به خدا سوگند، فرجام نيك را، در اين مى بينيم.
امام صادق عليه السلام:پدر من در ميان اهل بيتش، مالش از همه كمتر و مخارجش از همه بيشتر بود. او هر جمعه، يك دينار صدقه مى داد و مى فرمود: صدقه در روز جمعه، به سبب فضيلت روز جمعه بر ديگر روزها، دو چندان مى شود.
سلمى كنيز امام باقر عليه السلام:برادران امام عليه السلام، بر او وارد مى شدند و از پيش او نمى رفتند، مگر آن كه حضرت عليه السلام ايشان را خوراك نيكو مى داد و جامه فاخر بر تنشان مى كرد و چند درهم، بديشان صله مى داد. من به ايشان عرض مى كردم تا از اين همه نيكى بكاهد، امّا امام مى فرمود: اى سلمى! نيكى دنيا نيست مگر بخشش و احسان نسبت به برادران.
حسن بن كثير:نزد ابو جعفر محمّد بن على عليه السلام از فقر و بريدن برادران شكوه كردم. امام عليه السلامفرمود: بدترين برادر، برادرى است كه تو را به وقت توانگرى در نظر داشته باشد و هنگام فقر، از تو ببُرد، سپس به غلامش دستور داد هميانى بياورد كه در آن هفتصد درهم بود. امام عليه السلامفرمود: اين را خرج كن و هرگاه تمام شد مرا آگاه كن.
اولین حدیث
موضوع
حدیث 689