حدیث دربارهشيوه آنها در طلب معاش

الإمام الصادق عليه السلامـ عِندَ ذِكرِ عَلِيٍّ عليه السلامـ: وَاللّهِ، لَقَد أعتَقَ ألفَ مَملوكٍ لِوَجهِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ دَبِرَت فيهِم يَداهُ ۱.
امام صادق عليه السلامـ در يادكرد على عليه السلامـ: به خدا سوگند، او هزار برده را در راه خداوند عزّوجل آزاد كرد. دستان حضرت عليه السلام به خاطر آزاد كردن اين برده ها، زخم شده بود.
۱.الكافي: 8 / 165 / 175 عن معاوية بن وهب، وذكره أيضًا في: 5 / 74 / 2 عن الفضل بن أبي قرّة وفيه «إنّ أمير المؤمنين أعتق. من ماله وكدّ يده»، الغارات: 1 / 92 وفيه «أعتق عليّ عليه السلام. ممّا عملت يداه»، ودَبِرَت يداه: أصابتهما الدَّبَرة، وهي القَرْحة. (لسان العرب: 4 / 273).

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام صادق عليه السلام:محمّدبن منكدر مى گفت: من گمان نمى كردم على بن الحسين عليه السلامجانشينى برتر از خود بنهد تا آن كه پسرش محمّد بن على عليه السلامرا ديدم و خواستم بدو پند دهم، ولى او مرا پند داد. دوستانش به منكدر گفتند: امام عليه السلامبه چه چيزى تو را پند داد؟ گفت: در ساعات گرم روز به يكى از مناطق مدينه رفتم، ابو جعفر محمّد بن على ـ كه مردى جسيم و سنگين بود ـ مرا ديد، او به دو غلام سياه يا دو برده، تكيه كرده بود. با خود گفتم: سبحان اللّه، بزرگى از بزرگان قريش در اين ساعت، در طلب دنياست! خوب است او را اندرز دهم. به او نزديك شدم و سلام كردم. او در حالى كه عرق مى ريخت به تندى، جواب سلام مرا داد. گفتم: خدا حالت را نيكو گردانَد، بزرگى از بزرگان قريش در اين ساعت در طلب دنياست! هيچ مى دانى اگر در اين وضع مرگ تو فرا رسد چه مى كنى؟ فرمود: اگر در اين وضع، مرگ من فرا رسد در حالى فرا رسيده است كه من در حال فرمانبرى از خدا هستم و با اين فرمانبرى و اطاعت، خود و خانواده ام را از نياز به تو و مردم باز مى دارم، من از اين مى هراسم كه اگر مرگ من در حال معصيت خدا رسد، چه كنم. عرض كردم: خدا بر تو رحمت آورَد، راست مى گويى، من خواستم به تو پند دهم ليكن تو به من پند دادى.