حدیث دربارهنماز شب اهل بيت

عَبدُ اللّهِ بنُ عَبّاسٍ:بِتُّ لَيلَةً عِندَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَلَمَّا استَيقَظَ مِن مَنامِهِ أتى طَهورَهُ فَأَخَذَ سِواكَهُ فَاستاكَ، ثُمَّ تَلا هذِهِ الآياتِ: «إنَّ في خَلقِ السَّماواتِ والأَرضِ واختِلافِ اللَّيلِ والنَّهارِ لاَياتٍ لاُِولِي الأَلبابِ ۱» حَتّى قارَبَ أن يَختِمَ السّورَةَ أو خَتَمَها، ثُمَّ تَوَضَّأَ فَأَتى مُصَلاّهُ فَصَلّى رَكعَتَينِ، ثُمَّ رَجَعَ إلى فِراشِهِ فَنامَ ما شاءَ اللّهُ، ثُمَّ استَيقَظَ فَفَعَلَ مِثلَ ذلِكَ، ثُمَّ رَجَعَ إلى فِراشِهِ فَنامَ، ثُمَّ استَيقَظَ فَفَعَلَ مِثلَ ذلِكَ، ثُمَّ رَجَعَ إلى فِراشِهِ فَنامَ، ثُمَّ استَيقَظَ فَفَعَلَ مِثلَ ذلِكَ، كُلُّ ذلِكَ يَستاكُ ويُصَلّي رَكعَتَينِ، ثُمَّ أوتَرَ ۲.
عبداللّه بن عبّاس:شبى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله ماندم، پس چون از خواب بيدار شد، ظرف آبش را آورده و مسواكش را برداشت و مسواك كرد و اين آيه را تلاوت فرمود: «همانا در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد شب و روز، بى گمان نشانه هايى است براى خردمندان» تا تقريباً، يا كاملاً، سوره را به پايان بُرد، سپس وضو ساخت و به مصلاّى خود آمد و دو ركعت نماز گزارْد، آن گاه به بسترش بازگشت و آن قدر كه خدا خواست آرميد، سپس از خواب بيدار شد و همچون گذشته، همان كرد، آن گاه به بسترش بازگشت و خوابيد، سپس بيدار شد و باز همان كارها را كرد، آن گاه به بسترش بازگشت و خوابيد و در پى آن بيدار شد و همان كرد كه پيشتر. او هر بار مسواك مى كرد و دو ركعت نماز مى گزارْد و سپس [در پايان] وتر ۳ به جاى مى آورد.
۱.آل عمران: 190.
۲.سنن أبي داود: 1 / 15 / 58، وراجع مسند ابن حنبل: 1 / 798 / 3541.
۳.وِتر بر مجموع نماز شفع دو ركعتى و يك ركعت پايان نماز شب، نيز اطلاق مى شود.

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام صادق عليه السلامـ در ذكر نماز پيامبر صلى الله عليه و آلهـ: حضرت صلى الله عليه و آله، ظرف آبى مى آورد و روى آن را مى پوشاند و بالاى سر خود مى گذاشت و مسواكش را زير بسترش مى نهاد و قدرى مى آرميد، سپس بيدار مى شد و مى نشست و در پى آن ديده در آسمان مى گردانْد و اين آيه را تلاوت مى فرمود «اِنَّ فِى خَلْقِ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ وَاخْتِلافِ الَّليْلِ وَالنَّهارِ» ، آن گاه دندانهايش را مسواك مى زد و وضو مى گرفت و به مسجد مى رفت و چهار ركعت نماز مى گزارْد كه هر ركوعش، به قدر قيامش بود و هر سجودش، به قدر ركوعش. ركوع او، آن قدر طول مى كشيد كه گفته مى شد كى قامت راست مى كند؟! و سجده اش آن قدر طولانى مى گشت كه گفته مى شد كى سر از سجده برمى دارد؟! او سپس به بسترش باز مى گشت و قدرى مى آرميد، آن گاه بيدار مى شد و مى نشست و آياتى از سوره آل عمران را قرائت مى كرد و ديده در آسمان مى گرداند، سپس مسواك مى زد و وضو مى گرفت و به مسجد مى رفت و همانند دفعه قبل چهار ركعت نماز مى گزارد، آن گاه به بستر برمى گشت و مقدارى مى خوابيد. سپس بيدار مى شد و مى نشست و آيات آل عمران را تلاوت مى كرد و به اطراف آسمان مى نگريست و آن گاه مسواك مى زد و وضو مى گرفت و به مسجد مى رفت و وتر به جاى مى آورْد و دو ركعت نماز مى گزارْد و آن گاه براى نماز (صبح) بيرون مى رفت.