حدیث دربارهسخت كوشى اهل بيت در عبادت

عَبدُالسلامِ بنُ صالِحٍ الهَرَوِيُّ:جِئتُ إلى بابِ الدّارِ الَّتي حُبِسَ فيهَا الرِّضا عليه السلامبِسَرَخسَ وقَد قُيِّدَ عليه السلام، فَاستَأذَنتُ عَلَيهِ السَّجّانَ فَقالَ: لا سَبيلَ لَكَ إلَيهِ عليه السلام، قُلتُ: ولِمَ؟ قالَ: لِأَنَّهُ رُبَّما صَلّى في يَومِهِ ولَيلَتِهِ ألفَ رَكعَةٍ، وإنَّما يَنفَتِلُ مِن صَلاتِهِ ساعَةً في صَدرِ النَّهارِ وقَبلَ الزَّوالِ وعِندَ اصفِرارِ الشَّمسِ، فَهُوَ في هذِهِ الأَوقاتِ قاعِدٌ في مُصَلاّهُ ويُناجي رَبَّهُ ۱.
عبدالسّلام بن صالح هروى:به درِ خانه اى در سرخس رفتم كه امام رضا عليه السلامرا در آن محبوس كرده به بندش كشيده بودند. از زندانبان اجازه ورود خواستم. او گفت: نمى توانى او را ديدار كنى. گفتم: چرا؟ گفت: زيرا او گاه در شبانه روز هزار ركعت نماز مى گزارد. فقط در اوّل روز و قبل از زوال ظهر و هنگام زردى آفتاب، ساعتى از نماز دست مى كشد و در اين هنگام در مصلاّى خود نشسته است و با خدايش مناجات مى كند.
۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام: 2 / 183 / 6.

احادیث دیگر این موضوع

۸