خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
اهل بیت در قرآن و حدیث ج ۱
موضوعات
فروتنى اهل بيت عليهم السلام
573. مردانگى ما اهل بيت، گذشت است از كسى…
حدیث درباره
فروتنى اهل بيت عليهم السلام
اهل بیت در قرآن و حدیث ج ۱، ص ۳۸۱، ح ۵۷۳
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
فروتنى اهل بيت عليهم السلام
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:
مُروءَتُنا أهلَ البَيتِ العَفوُ عَمَّن ظَلَمَنا وإعطاءُ مَن حَرَمَنا
۱
.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
مردانگى ما اهل بيت، گذشت است از كسى كه به ما ستم كرده و عطاست به كسى كه از ما دريغ ورزيده است.
۱.
تحف العقول: 38.
کلیدواژهها
اخلاق اهل بیت
فروتنی اهل بیت علیهم السلام
احادیث دیگر این موضوع
۸
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فرشته اى از آسمان بر من نازل شد كه نه پيش از من بر پيامبرى نازل شده است و نه پس از من بر كسى نازل خواهد شد. او، اسرافيل بود كه جبرئيل را همراه خود داشت. او گفت: درود بر تو اى محمّد! و سپس ادامه داد: من فرستاده پروردگارت هستم به سوى تو، او به من دستور داده كه تو را اگر مى خواهى به عنوان پيامبرى بنده و اگر مايلى به عنوان پيامبرى پادشاه، برگزينم. من به جبرئيل نگريستم جبرئيل به من اشاره كرد كه فروتنى كن و من گفتم: ترجيح مى دهم پيامبرى بنده باشم.
امام باقر عليه السلام:جبرئيل سه بار كليدهاى خزانه هاى زمين را براى پيامبر صلى الله عليه و آله آورد، بى آن كه خداوند تبارك و تعالى از آن چه براى او در روز رستاخيز آماده كرده است، چيزى بكاهد و پيامبر، در برابر خداوند عزّوجل، فروتنى را برگزيد.
امام صادق عليه السلام:جبرئيل نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمد و او را مخيّر ساخت و به او اشاره كرد تا فروتنى را برگزيند، جبرئيل، خيرخواه پيامبر بود. پيامبر صلى الله عليه و آله براى فروتنى در برابر خداوند متعال، همچون بندگان، غذا مى خورد و همچون بندگان، مى نشست.
حمزة بن عبداللّه بن عتبه:پيامبر صلى الله عليه و آله صفاتى داشت كه در سلاطين نبود. اگر سرخ و سياهى او را دعوت مى كرد، مى پذيرفت و گاه خرماى به كنار افتاده اى مى يافت، آن را در دهان مى نهاد و تنها از اين مى ترسيد كه صدقه باشد. او بر الاغ كاملاً برهنه، سوار مى شد.
يزيد بن عبداللّه بن قسيط:اهل صفّه [سكّونشينان]، جماعتى از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله بودند كه خانه اى نداشتند و در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله در مسجد مى خوابيدند و چون مأوايى نداشتند، در آن جا به سر مى بردند. پيامبر اكرم هنگام شام آنها را فرا مى خواند و در ميان اصحابش تقسيمشان مى كرد و گروهى از آنها نيز با پيامبر صلى الله عليه و آله شام مى خوردند تا وقتى كه خداوند، توانگرى را به ارمغان آورد.
ابوذر:پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در ميان يارانش مى نشست و هرگاه بيگانه اى مى آمد، نمى فهميد كدام پيامبر است تا اينكه مى پرسيد، لذا از پيامبر خواستيم كه جايگاهى برايش درست كنيم تا اگر بيگانه اى بيايد، او را بشناسد. بدين ترتيب سكّويى از گِل براى او ساختيم كه بر آن مى نشست.
ابو مسعود:مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و هنگام صحبت با حضرت صلى الله عليه و آله بدنش مى لرزيد. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: آرام باش، من كه پادشاه نيستم، بلكه پسر زنى هستم كه گوشت نمكسود مى خورد.
مطرّف:پدرم گفت: با هيأت نمايندگى بنى عامر، خدمت رسول اللّه صلى الله عليه و آله رسيديم. عرض كرديم: تو سرور مايى. فرمود: سرور، خداوند تبارك و تعالى است. عرض كرديم: تو كاملاً از ما برترى و از ما بخشنده تر، فرمود: هرچه مى خواهيد بگوييد، ولى مواظب باشيد شيطان شما را نماينده خود قرار ندهد [در مدح و ستايش مبالغه نكنيد].
حدیث 572
موضوع
حدیث 574