حدیث دربارهويژگى شيعيان اهل بيت عليهم السلام

عنه عليه السلامـ لِرَجُلٍ ادَّعَى الحُبَّ لِأَهلِ البَيتِ عليهم السلامـ: مِن أيِّ مُحِبّينا أنتَ؟ فَسَكَتَ الرَّجُلُ، فَسَأَلَهُ سَديرٌ ۱: وكَم مُحِبّوكُم يَا بنَ رَسولِ اللّهِ؟ فَقالَ: عَلى ثَلاثِ طَبَقاتٍ: طَبَقَةٌ أحَبّونا فِي العَلانِيَةِ ولَم يُحِبّونا فِي السِّرِّ، وطَبَقَةٌ يُحِبّونا فِي السِّرِّ ولَم يُحِبّونا فِيالعَلانِيَةِ، وطَبَقَةٌ يُحِبّونا فِي السِّرِّ والعَلانِيَةِ هُمُ النَّمَطُ الأَعلى. والطَّبَقَةُ الثّانِيَةُ النَّمَطُ الأَسفَلُ، أحَبّونا فِي العَلانِيَةِ وساروا بِسيرَةِ المُلوكِ، فَأَلسِنَتُهُم مَعَنا وسُيوفُهُم عَلَينا. والطَّبَقَةُ الثّالِثَةُ النَّمَطُ الأَوسَطُ، أحَبّونا فِي السِّرِّ ولَم يُحِبّونا فِي العَلانِيَةِ. ولَعَمري لَئِن كانوا أحَبّونا فِي السِّرِّ دونَ العَلانِيَةِ فَهُمُ الصَّوّامونَ بِالنَّهارِ القَوّامونَ بِاللَّيلِ تَرى أثَرَ الرَّهبانِيَّةِ في وُجُوهِهِم، أهلُ سِلمٍ وانقِيادٍ. قالَ الرَّجُلُ: فَأَنَا مِن مُحِبّيكُم فِي السِّرِّ والعَلانِيَةِ. قالَ جَعفَرٌ عليه السلام: إنَّ لِمُحِبّينا فِي السِّرِّ والعَلانِيَةِ عَلاماتٍ يُعرَفونَ بِها. قالَ الرَّجُلُ: وما تِلكَ العَلاماتُ؟ قالَ عليه السلام: تِلكَ خِلالٌ أوَّلُها أنَّهُم عَرَفُوا التَّوحيدَ حَقَّ مَعرِفَتِهِ وأحكَموا عِلمَ تَوحيدِهِ ۲.
امام صادق عليه السلام:به مردى كه مدّعى حبّ اهل بيت عليهم السلام بود: تو از كدام دوستداران ما هستى؟ آن مرد خاموش ماند. سدير پرسيد: اى فرزند رسول خدا، دوستداران شما چند گروه هستند؟ امام عليه السلامفرمود: آنها سه گروهند: گروهى كه ما را در ظاهر دوست دارند و در خفا دوستمان ندارند و گروهى كه ما را در خفا دوست دارند و در ظاهر دوست ندارند و گروهى كه هم در ظاهر و هم در خفا ما را دوست مى دارند، اينان الگوى والا هستند. گروه دوم، پايين ترين طبقه هستند كه فقط در ظاهر ما را دوست دارند و شيوه سلاطين را در پيش مى گيرند، زبانشان با ما و شمشيرهايشان بر ماست. طبقه سوم، نمونه ميانه هستند كه ما را در پنهان دوست مى دارند و در آشكار دوستمان نمى دارند. به جان خودم سوگند آنها كه ما را در پنهان دوست مى دارند و نه در ظاهر همانهايى هستند كه روزها روزه دار و شبها به عبادت مى ايستند و رنگ خدايى را در رخسارشان مى بينى و اهل سازگارى و فرمانبردارى اند. آن مرد گفت: من از آنهايى هستم كه در ظاهر و خفا شما را دوست مى دارم. امام صادق عليه السلام فرمود: كسانى كه ما را در ظاهر و باطن دوست مى دارند، نشانه هايى دارند كه بدان شناخته مى شوند. آن مرد گفت: اين نشانه ها كدام است؟ امام عليه السلامفرمود: اينها صفاتى است كه نخستين آنها اين است كه توحيد را چنان كه بايد، شناخته اند و علم توحيد را استوار ساخته اند.
۱.سدير بن حكيم بن صهيب الصيرفيّ من أصحاب السجّاد والباقر والصادق عليهم السلام (رجال الطوسيّ).
۲.تحف العقول: 325.

احادیث دیگر این موضوع

۸
نوف بن عبداللّه بكالى:حضرت على عليه السلام به من فرمود: اى نوف! ما از سرشتى پاك آفريده شده ايم و شيعيان ما از سرشت ما آفريده شده اند، پس هرگاه روز رستخير فرا رسد آنها به ما بپيوندند. رض كردم: يا اميرالمؤمنين! شيعه خودت را براى من توصيف كن. حضرت عليه السلاماز ين كه من نام شيعه او را آوردم، گريست و سپس فرمود: اى نوف! به خدا سوگند، شيعه من شكيبا هستند و به خدا و دين، آگاهند و به طاعت و امر الهى مشغولند و در پرتو محبّت او ره مى يابند، فرسودگان عبادتند و ملازمان زهد و از شب زنده دارى، چهره هايى زار و نزار دارند، چشمانشان از گريه فرو رفته است و لبهايشان از ذكر به خشكى گراييده است و شكمهايشان از گرسنگى، تو رفته و رنگ خدايى در چهره شان هويدا و پارسايى در سيماى آنها پيداست. چراغهاى هر تاريكى هستند و همچون گُل، هر زشتى را مى آرايند، نه مسلمانان پيشين را مى ستايند و نه در پى پسينيان به راه مى افتند. شرّ آنها پنهان است و دلهاشان غمگين و دامنشان پاك و نيازهاشان اندك و جانشان از دست آنها در زحمت و مردم از آنها در آسايش هستند. آنها با ذكاوت و خردمندند و پاك و شريف و هنگام رهايى دادن دينشان، بسيار زيركند. اگر در جايى حاضر شوند، شناخته نمى شوند و اگر حضور نداشته باشند، از غيبتشان پرسش نمى شود. اينها پاكترين شيعيان من اند و ارجمندترين برادران من، آه كه چقدر مشتاقم آنها را ببينم!