حدیث دربارهمُصحف فاطمه عليهاالسلام
مُعَلَّى بنُ خُنَيسٍ:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلامإذ أقبَلَ مُحَمَّدُ بنُ عَبدِ اللّهِ ۱ فَسَلَّمَ ثُمَّ ذَهَبَ، فَرَقَّ لَهُ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلامودَمَعَت عَيناهُ، فَقُلتُ لَهُ: لَقَد رَأَيتُكَ صَنَعتَ بِهِ ما لَم تَكُن تَصنَعُ! قالَ: رَقَقتُ لَهُ لِأَ نَّهُ يُنسَبُ إلى أمرٍ لَيسَ لَهُ، لَم أجِدهُ في كِتابِ عَلِيٍّ عليه السلام مِن خُلَفاءِ هذِهِ الاُمَّةِ ولا مِن مُلوكِها ۲.
معلّى بن خنيس:نزد امام صادق عليه السلام بودم كه محمّد بن عبداللّه آمد و سلام كرد و رفت. امام صادق عليه السلام دلش براى او سوخت و اشكش روان شد. عرض كردم: تو را مى بينم براى او، آن مى كنى كه پيشتر نمى كردى! فرمود: دلم براى او مى سوزد، زيرا به چيزى منسوب است كه براى او نيست. در كتاب على عليه السلام نام او را نه در شمار جانشينان اين امّت ديده ام و نه در جرگه حاكمان آن.