حدیث دربارهآگاهترين مردم

الإمام الرضا عليه السلام:إنَّ الأَنبِياءَ والأَئِمَّةَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِم يُوَفِّقُهُمُ اللّهُ ويُؤتيهِم مِن مَخزونِ عِلمِهِ وحُكمِهِ ما لا يُؤتيهِ غَيرَهُم، فَيَكونُ عِلمُهُم فَوقَ عِلمِ أهلِ الزَّمانِ في قَولِهِ تَعالى: «أفَمَن يَهدي إلَى الحَقِّ أحَقُّ أن يُتَّبَعَ أمَّن لا يَهِدِّي إلاّ أن يُهدى فَما لَكُم كَيفَ تَحكُمونَ ۱» وقَولِهِ تَبارَكَ وتَعالى: «ومَن يُؤتَ الحِكمَةَ فَقَد اُوتِيَ خَيرًا كَثيرًا ۲» وقَولِهِ في طالوتَ: «إنَّ اللّهَ اصطَفاهُ عَلَيكُم وزادَهُ بَسطَةً فِيالعِلمِ والجِسمِ واللّهُ يُؤتي مُلكَهُ مَن يَشاءُ واللّهُ واسِعٌ عَليمٌ ۳» ۴.
امام رضا عليه السلام:خداوند، پيامبران و امامان صلوات عليهم را توفيق داده است و از گنجينه علم و حكمت خود، بديشان آن بخشيده كه به ديگران نداده است. علم آنها برتر از علم مردم زمان ايشان است، چه، خداوند مى فرمايد: «آيا آن كه به حقّ هدايت مى كند براى پيروى سزاوارتر است يا كسى كه هدايت نمى كند مگر خود هدايت شود؟ پس شما را چه شده كه اين گونه قضاوت مى كنيد» و «هر كه حكمت داده شده خير فراوانى بدو داده شده است» و فرموده او در حقّ طالوت: «خداوند او را بر شما برگزيده و به دانش و توان او افزوده است. خداوند ملك خويش را به هر كس بخواهد مى بخشد. خداوند گشايشگرى داناست» .
۱.يونس: 35.
۲.البقرة: 269.
۳.البقرة: 247.
۴.الكافي: 1 / 202 / 1، كمال الدين: 680 / 31، أمالي الصدوق: 540 / 1، عيون أخبار الرضا عليه السلام: 1 / 221 / 1، معاني الأخبار: 100 / 2، تحف العقول: 441، الاحتجاج: 2 / 445 / 310 كلّها عن عبد العزيز بن مسلم.

احادیث دیگر این موضوع

۸
جابر بن يزيدـ در حديثى طولانىـ: جابر بن عبداللّه انصارى بر على بن الحسين عليه السلام وارد شد و در حالى كه ايشان عليه السلامبا جابر بن عبداللّه سخن مى گفت ناگاه محمّد بن علىّ الباقر عليه السلام از نزد زنانش بيرون آمد و زلف امام كه هنوز جوان بود به چشم مى خورد. هنگامى كه جابر او را ديد پيكرش به لرزه افتاد و موى بر بدنش راست گرديد و اندكى بدو نگريست، سپس به او گفت: رو به من كن جوان. و او به طرف جابر رو كرد. سپس به او گفت: برگرد و او برگشت. جابر گفت: به خداى كعبه سوگند، شكل و شمائل پيامبر صلى الله عليه و آله را دارد. جابر سپس برخاست و به او نزديك شد و گفت: نام تو چيست؟ اى جوان. گفت: محمّد. جابر پرسيد: پسر كه هستى؟ گفت: پسر على بن الحسين. جابر گفت: فرزندم! جانم فدايت باد، بنابر اين تو بايد باقر باشى؟ پاسخ داد: آرى. امام باقر عليه السلامفرمود: به من بگو پيامبر خدا صلى الله عليه و آله چه مسؤوليتى بر دوش تو نهاده است؟ جابر گفت: سرورم! پيامبر صلى الله عليه و آله به من بشارت زنده ماندن داد تا تو را ملاقات كنم و به من فرمود: هرگاه او را ديدى سلام مرا به او برسان، سرورم! رسول خدا صلى الله عليه و آله به تو سلام مى رساند. ابو جعفر عليه السلام فرمود: اى جابر! سلام و درود بر رسول خدا تا زمانى كه آسمانها و زمين برقرارند و بر تو اى جابر سلامى باد به گونه اى كه ابلاغ كردى. جابر از اين پس نزد حضرت عليه السلام مى رفت و از او آمرزش مى گرفت. يك بار محمّد بن على عليه السلام درباره چيزى از او پرسش كرد. جابر در پاسخ گفت: به خدا سوگند، من بر خلاف نهى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رفتار نمى كنم، او به من فرموده است كه شما، امامان هدايتگر از خاندانش پس از او هستيد كه در كودكى، خردمندترين مردم و در بزرگى، داناترين مردميد و نيز فرمود: به آنها چيزى نياموزيد كه آنها از شما داناترند. ابوجعفر عليه السلامفرمود: جدّ من رسول خدا صلى الله عليه و آله راست گفت، من در آن چه از تو پرسيدم آگاهترم واز كودكى حكمت را دريافت كرده ام و همه اينها در پرتو فضل الهى و رحمت او به ما اهل بيت است.