حدیث دربارهسعد بن ابى وقّاص

عامِرُ بنِ سَعدِ بن أبي وَقّاصٍ عَن أبيهِ:لَمّا نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ: «فَقُل تَعالَوا نَدعُ أبنَاءَنا وأبناءَكُم ۱» دَعا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلِيًّا وفاطِمَةَ وحَسَنًا وحُسَينًا، فَقالَ: اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلي ۲.
عامر بن سعد بن ابى وقّاص به نقل از پدرش:هنگامى كه اين آيه نازل شد: «پس بگوييد بياييد پسرانمان و پسرانتان را فرا خوانيم» ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، على، فاطمه، حسن و حسين را فرا خواند و فرمود: بار خدايا! اينان خاندان من هستند.
۱.آل عمران: 61.
۲.صحيح مسلم: 4/1871/32، سنن الترمذيّ: 5/225/2999، مسند ابن حنبل: 1/391/1608، المستدرك على الصحيحين: 3 / 163 / 4719، السنن الكبرى: 7 / 101 / 13392، الدرّ المنثور: 2 / 233، تاريخ دمشق «ترجمة الإمام عليّ عليه السلام»: 1 / 207 / 271، أمالي الطوسيّ: 307 / 616.

احادیث دیگر این موضوع

۳
سعيد بن جبير به نقل از ابن عبّاس:همراه معاويه بودم ـ در حالى كه او در منطقه ذو طوى فرود آمده بود ـ. سعد بن ابى وقّاص نزد او آمد و سلام كرد. معاويه گفت: اى اهل شام! اين سعد بن ابى وقّاص است كه دوست على است. او [ابن عباس] مى گويد: پس مردم سر خود را به زير افكندند و به على عليه السلامدشنام دادند و سعد گريست. معاويه به او گفت: چه چيز تو را به گريه واداشت؟ گفت: و چرا نگريم براى مردى از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله كه نزد تو بدو دشنام داده مى شود و من هم نمى توانم كارى بكنم؟! در على خصلتهايى هست كه اگر يكى از آنها در من مى بود براى من از دنيا و هر آن چه در آن است محبوبتر بود. تا آن كه گفت: پنجم: اين آيه نازل شد: «اِنّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ البيتِ ويُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً» و پيامبر صلى الله عليه و آله على، حسن، حسين و فاطمه را فرا خواند و فرمود: خدايا! اينان خاندان من هستند، پس هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملاً پاكشان گردان.