سعد بن ابى وقّاص
4 حدیث
عامر بن سعد بن ابى وقّاص به نقل از پدرش:هنگامى كه اين آيه نازل شد: «پس بگوييد بياييد پسرانمان و پسرانتان را فرا خوانيم» ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، على، فاطمه، حسن و حسين را فرا خواند و فرمود: بار خدايا! اينان خاندان من هستند.
عامِرُ بنُ سَعدٍ:قالَ سَعدٌ: نَزَلَ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله الوَحيُ، فَأَدخَلَ عَلِيًّا وفاطِمَةَ وابنَيهِما تَحتَ ثَوبِهِ، ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلي وأهلُ بَيتي ۱.
عامر بن سعد به نقل از سعد:بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وحى نازل شد و او على، فاطمه و دو فرزند آنها را زير جامه خود گرفت و فرمود: بار خدايا! اينان خاندان و اهل بيت من هستند.
۱.المستدرك على الصحيحين: 3 / 159 / 4708، السنن الكبرى: 7 / 101 / 13391، تفسير الطبريّ: 12 / الجزء 22 / 8 نحوه، الدرّ المنثور: 6 / 605.
سَعيدُ بنُ جُبَيرٍ عَنِ ابنِ عَبّاسٍ قالَ:كُنتُ عِندَ مُعاوِيَةَ ـ وقَد نَزَلَ بِذي طُوًى ـ فَجاءَهُ سَعدُ بنُ أبي وَقّاصٍ فَسَلَّمَ عَلَيهِ، فَقالَ مُعاوِيَةُ: يا أهلَ الشّامِ، هذا سَعدُ ابنُ أبي وَقّاصٍ وهُوَ صَديقٌ لِعَلِيٍّ. قالَ: فَطَأطَأَ القَومُ رُؤوسَهُم، وسَبّوا عَلِيًّا عليه السلامفَبَكى سَعدٌ، فَقالَ لَهُ مُعاوِيَةُ: مَا الَّذي أبكاكَ؟ قالَ: ولِمَ لا أبكي لِرَجُلٍ مِن أصحابِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُسَبُّ عِندَكَ ولا أستَطيعُ أن اُغَيِّرَ؟! وقَد كانَ في عَلِيٍّ خِصالٌ لَأَن تَكونَ فِيَّ واحِدَةٌ مِنهمُ ۱ أحَبُّ مِنَ الدُّنيا وما فيها ـ إلى أن قالَ: ـ والخامِسَةُ: نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ أهلَ البَيتِ ويُطَهِّرَكُم
سعيد بن جبير به نقل از ابن عبّاس:همراه معاويه بودم ـ در حالى كه او در منطقه ذو طوى فرود آمده بود ـ. سعد بن ابى وقّاص نزد او آمد و سلام كرد. معاويه گفت: اى اهل شام! اين سعد بن ابى وقّاص است كه دوست على است. او [ابن عباس] مى گويد: پس مردم سر خود را به زير افكندند و به على عليه السلامدشنام دادند و سعد گريست. معاويه به او گفت: چه چيز تو را به گريه واداشت؟ گفت: و چرا نگريم براى مردى از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله كه نزد تو بدو دشنام داده مى شود و من هم نمى توانم كارى بكنم؟! در على خصلتهايى هست كه اگر يكى از آنها در من مى بود براى من از دنيا و هر آن چه در آن است محبوبتر بود. تا آن كه گفت: پنجم: اين آيه نازل شد: «اِنّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ البيتِ
عامِرُ بنُ سَعدِ بنِ أبي وَقّاصٍ عَن أبيهِ:أمَّرَ مُعاوِيَةُ بنُ أبي سُفيانَ سَعدًا، فَقالَ: ما يَمنَعُكَ أن تَسُبَّ أبا تُرابٍ؟ قالَ: أما ما ذَكَرتُ ثَلاثًا قالَهُنَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله
فَلَن أسُبَّهُ، لَأَن تَكونَ لي واحِدَةٌ مِنهُنّ أحَبُّ إلَيَّ مِن حُمرِ النَّعَمِ. واُنزِلَت
هذِهِ الآيَةُ: «قُل تَعالَوا نَدعُ أبناءَنا وأبناءَكُم» ، دَعا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلِيًّا وفاطِمَةَ وحَسَنًا وحُسَينًا فَقالَ: اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلي ۱.
عامر بن سعد بن ابى وقّاص به نقل از پدرش:معاوية بن ابى سفيان سعد را به امارت برگزيد. معاويه به سعد گفت: چه چيز مانع از آن مى شود كه به ابوتراب دشنام دهى؟ سعد گفت: هان، تا وقتى كه سه خصلت را كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گفت به خاطر مى آورم هرگز على را دشنام نخواهم داد، خصلتهايى كه اگر يكى از آنها در من مى بود از اشتران سرخ موى (كنايه از همه خوبيها و نعمتهاى دنيا) براى من محبوبتر مى بود. و چون اين آيه نازل شد: «قُلْ تَعالَوا نَدْعُ اَبناءَنا و اَبْناءَكم.» پيامبر خدا صلى الله عليه و آله على، فاطمه، حسن و حسين را فرا خواند و فرمود: خدايا! اينان خاندان من هستند.
۱.سنن الترمذيّ: 5/638/3724، وراجع خصائص الإمام أميرالمؤمنين للنسائيّ: 44/9 و119/55، شواهد التنزيل: 2 / 33 / 36، تفسير العيّاشيّ: 1 / 177 / 59.