حدیث دربارهپدر بشر
عنه عليه السلام:فَلَمَّا استَكمَلَ خَلقَ ما فِي السَّماواتِ، وَالأَرضُ يَومَئِذٍ خالِيَةٌ لَيسَ فيها أحَدٌ قالَ لِلمَلائِكَةِ: «إِنِّى جَاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّى أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ» ۱.
فَبَعَثَ اللّهُ جَبرَئيلَ عليه السلام فَأَخَذَ مِن أديمِ الأَرضِ قَبضَةً فَعَجَنَهُ بِالماءِ العَذبِ وَالمالِحِ، ورَكَّبَ فيهِ الطَّبائِعَ قَبلَ أن يَنفُخَ فيهِ الرّوحَ، فَخَلَقَهُ مِن أديمِ الأَرضِ، فَلِذلِكَ سُمِّيَ آدَمَ لِأَنَّهُ لَمّا عُجِنَ بِالماءِ استَأدَمَ. ۲
امام على عليه السلامـ چون آفرينش آنچه در آسمان هاست، به پايان رسيد ـو در آن هنگام، زمين خالى [از سكنه] بود و هيچ كس در آن نبود ـ، به فرشتگان فرمود: «من در زمين، جانشينى خواهم آفريد. فرشتگان گفتند: آيا در آن، كسى را مى آفرينى كه در آن، تباهى مى كند و خون مى ريزد، در حالى كه ما تو را تسبيح و ستايش مى گوييم و تقديست مى كنيم؟ خدا فرمود: من چيزى مى دانم كه شما نمى دانيد» .
پس، خداوند جبرئيل عليه السلام را فرستاد و او از اديم (لايه رويين) زمين، مُشتى خاك برگرفت و آن را با آب شيرين و شور، خمير كرد، و پيش از آن كه در او جان بدمد، طبايع را در آن، تركيب كرد. بنا بر اين، آدم را از خاك اديم زمين آفريد، از اين رو، آدم نام گرفت؛ زيرا كه چون با آب خمير شد به رنگ اديم [خاك]در آمد.